کشاورزی

نقش تشکل ها در توانمند سازی زنان روستایی در کشور های در حال توسعه

مقدمه 
باید بدانیم که زنان نیمی از پیکره هر جامعه اند و جامعه ای که بخواهد نسلی بارور و پویا د زمینه های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی تربیت کند طبعا ً نیازمند نیروی عظیم زنان خواهد بود. با بکارگیری توانایی ها و خلاقیت های زنان در امور مختلف می توانیم حافظ عدالت اجتماعی باشیم و در تخصیص منابع و توزیع منافع توسعه توازن بهتری برقرار کنیم.همچنین ارزش کار زنان روستایی چه در کشور های توسعه یافته و چه در حال توسعه همواره از بعد تاریخی مورد غفلت قرار گرفته است . در این راستا فعالیت هایی که از سوی زنان روستایی در کشاورزی معیشتی ، بازار های کار محلی و مزارع و همچنین در خانه داری انجام می گیرد ، در اندازه گیری فعالیت های اقتصادی کشور ها نادیده گرفته می شود . از نظر مقایسه بین کشور های صنعتی و در حال توسعه ، سهم زنان در امر توسعه و در مقایسه با مردان به حدود 8 درصد می رسد . زنان از نظر اشتغال در مقام مقایسه با مردان ، در یک حالت نا متعادل هستند و در بسیاری از این کشور ها ی در حال توسعه ، زنان از نظر مشارکت د رفعالیت های سیاسی ، کار های تولیدی و کسب تحصیل چه به واسطه قوانین سنتی تبعیض آمیزو چه بر اثر ممنوعیت های آموزشی ، تقریبا ً در حاشیه قرار گرفته اند .این مسائل مجموعاٌ ما را به سوی این تفکرسوق می دهد که برای پویا کردن جامعه و استفاده کردن از منابع انسانی در دسترس برای رسیدن به توسعه نیاز است که زنان به صورت پررنگتر و موثر تر وارد عرصه فعالیت ها ی اجتماهی ، فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی شوند .


توانمند سازی زنان
توانمند سازی فرآیندی است که طی آن افراد برای غلبه برموانع پیشرفت ، فعالیت هایی انجام می دهند که باعث تسلط آنها در سرنوشت خود می شود . واژه توانمندسازی به مفهوم غلبه بر نابرابری های بنیادی است . پذیرش برابری جنسیتی به شکل یک هدف برپایه میزان آگاهی جامعه قرار دارد و به عنوان رکن اصلی ایدئولوژی توانمند سازی ، تلقی می گردد که به خودی خود می تواند اساس و پایه یک بسیج همگانی و عاملی برای رفع نابرابری زنان در جامعه باشد . به طور معمول استعدادهای درونی زن در هاله ای از غرایز فطری و آرزوهای وی احاطه شده و در این جریان ، آن دسته از تمایلات زنانه ای شکل می گیرد که حاصل تاثیر مثبت و منفی تجربیات به دست آمده در دوران زندگی و تثبیت های ذهنی اوست . سیمای ظاهری و نقابی که زن در جامعه بر چهره دارد ، یعنی آنچه که زن از ماهیت وجودی خود به جامعه عرضه می دارد ، در بر دارنده تمامی خصوصیات و جنبه های ذکر شده است . از اینرو ، به منظور شناخت ظرفیت های بالقوه خویش ، زنان ناگزیر از پرده برداری از این نقاب و مطالعه تثبیت های ذهنی و بررسی ملموس و عینی قابلیت های درونی خود و بالاخره مطالعه نحوه ارتباط آن با غرایز و تمایلات زنان می باشد و تنها از این راه قادر به درک و شناخت صحیح توانائیها و استعدادهای خویش خواهند بود . افراد مختلف به گونه ای متفاوت ، هویت واقعی خود را بیان می کنند . در این زمینه به نظر می رسد ، اغلب زنان انعکاس های رفتار برونی خود را ملاک سنجش خویش قرار می دهند و فقط تعداداندکی از آنان معیار ارزیابیشان منشاء درونی دارد . به هر حال هیچ زنی هویت واقعیش بی ارتباط با اعتقادات درونیش نیست و به این جریان اصطلاحا ً "خود آگاهی" می گویند . تجسم یک تصویر محترمانه از خویش در ذهن هر فرد مولود جمع عواملی است : اعتماد به نفس + احترام به خود = عزت نفس احترام به خویش یا عزت نفس مقوله ای است که هر زنی با توسل به آن قادر به پیشرفت بوده و یک نوع توانمندی و توسعه یافتگی را در خود احساس می نماید . تا زمانی که زنی تصمیم به حرکت و اقدام در جهت رسیدن به هدف مورد نظر نگیرد ، قادر به پیشرفت و ترقی نیست . موانع ذهنی به اشکال مختلف در ذهن افراد نقش می بندد ، برخی از این عوامل عبارتند از : 1- نبود انگیزه 2- داشتن اعتقادات خاص 3- ترس 4- ضعف یا عدم مهارت در زمینه ایجاد ارتباط ، مدیریت و غیره ....5- تصورات شخصی و ضعیف 6- احساس گناه 7- مقاومت در مقابل هر گونه تغییر ( فرخی ، 1380 )زنان باید تشویق شوند که چشم انداز ، رهبریت ، دانش ها ، مهارت ها ، علایق و نظراتشان را از یک سطح محلی و بومی ( grass-root) به سطح های بین المللی ارتقاء دهند(UN,2003) . همچنین انگیزش و و منابع یکی از بزرگترین مشکلات پیش روی توتنمند سازی زنان در کشور در حال توسعه ای مانند اندونزی می باشد . و آنها راه حل را برای این منظور استفاده از سیاست ها و خط مشی ها یی که از مرکز صورت می گیرد می دانند, یعنی کمک فنی گرفتن از برنامه ریزی ها ، سازماندهی ، اجرا ، کنترل و ارزشیابی (Hosein, 2003).در کل واژه توانمند سازی زنان در برگیرنده ارتقای توانایی واستعداد های آنان در ابعاد مختلف آموزشی ، اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی است . زنان باید در پی شیوه هایی برای رشد و تعالی ارزش های فکری – معنوی خود باشند . آنها می توانند از طریق شرکت فعالانه در عرصه های مختلف ، صلاحیت و شایستگی هایشان را پرورش دهند و موجب تثبیت هویت خود در جامعه شوند . استفاده از فرصت ها ، موقعیت ها و شرایط عادلانه و مساوی برای زنان و دختران عاملی برای ارتقای جایگاه آنان در اجتماع است . یکس از مهمترین عواملی که موجب فقر و فرودستی زنان می شود بی سوادی و ناآگاهی آنان شرایط اجتماعی ، اقتصادی و حتی بهداشتی روز ( به ویژه در مورد خودشان ) است . در واقع 70 درصدفقیران جهان . 73 درصد بی سوادان جهان را زنان تشکیل می دهند . داشتن سواد و استفاده از امکانات آموزشی فرصتی برای زنان پیش می آورد تا بتوانند با شناخت شرایط زیستی ، اجتماعی خود گام های موثری در پیشرفت خانواده و اجتماع بردارند . آمار نشان می دهد هر چه زنان از تحصیلات آموزشگاهی بالاتری برخوردار باشند میزان سلامت افراد جامعه بیشتر خواهد بود . برای مثال در کشور کنیا 11 درصد کودکانی که مادرانشان بی سواد هستند تا 5 سالگی می میرند . این در حالی است که این رقم در مورد مادرانی که تا مقطع ابتدایی درس خوانده اندبه 2/7 درصد و مادرانی که تاسطح راهنمایی درس خوانده اند به 4/6 می رسد . افزایش میزان تحصیلات زنان و دختران منجر به کاهش باروری ، بالا رفتن کیفیت کار زنان ، تاخیر در ازدواج ، کاهش زایمان ها و بالا رفتن سطح زندگی خانواده می شود . به همین دلیل تواناسازی زنان در تحصیل در دو سطح باید شکل می گیرد ؛ ابتدا رشد و ارتقای آموزش ، سلامت ، دانش و مهارت های آنان ؛ و دوم به کارگیری این اطلاعات و دانسته ها در راه مقاصد سازنده برای کسب آرامش ، آسایش و فعالیت های فرهنگی – اجتکاعی . در واقع قدرت سازندگی و خلاقیت زنان باید از طریق پرورش توانایی ها و استعداد های آنان به گونه ای افزایش یابد که آنا را قادر به اثر بخشی برای ایجاد تحولات در سطح جامعه کند . یکی دیگر از ابعاد زندگی زنان مشارکت دادن آنها در فعالیت های گوناگون اجتماع است . زمانی که زنان بتوانند روی زندگی خودشان کنترل داشته باشند کلید تغییر در بسیاری از زمینه های فعالیت های بشری را دارند(UNESCO,2004). بر طبق آمار های جهانی تنها 14 درصد از پست های مدیریت اجرایی ، 10 درصد کرسی های پارلمانی و 6 درصد اعضای کابینه ها را در اختیار دارند . لازم به ذکراست که اگر چه تعداد زنان در مجامع و محافل اجتماعی گوناگون رو به افزایش است اما نسبت مشارکت شان امکان احراز پست های بالا را ندارند . زنان در محیط کار با پیشداوری هایی رو به رو هستند که ناشی از برداشت ها ، سوء تفاهمات و نگرش های فرهنگی جامعه است . طبق سزشماری اداره آمار ایران ، نرخ مشارکت زنان در جامعه در سال 1365 ، 2/8 درصد و در سال 1375به 1/9 درصد رسیده است . تعداد مدیران زن در سال 1370 ، 1533 نفر و در سال 1375 ، به 41420 نفر رسیده است . هرچند این رقم رشد تعداد زنان را در سطح مدیران نشان می دهد ، اما هنوز نسبت به درصد زنان شاغل بسیار ناچیز است . مسائل مربوط به وضعیت اشتغال و وابستگی هی اقتصادی زنان از دیگر مسائل عمده زندگی آنان است . اگر چه پول انگیزه مهمی برای کار کردن به حساب می اید ، ولی به ندرت وسیله ای برای رضایت از شغل است . هم بریا زن و هم برای مردان عامل رضایت از شغل بیشتر به علت دریافت پاداش هایی مثل حمایت های اجتماعی و فرصت رشد و پیشرفت بوده است . به همین دلیل زنان با وجود دریافت دستمزد های پایین تر از مردان از کار کردن لذت میبرند . برآوردن نیاز های مالی زنان ، افزایش ارتباطات اجتماعی ، داشتن حق تصمیم گیری مالی، ایجاد خود باوری زنان برای کسب مشاغل مناسب ، داشتن دارآمد مستقل ، ازجمله مسائل اقتصادی زنان است . عدم برخورداری از حداقل امکانات زندگی موجب تسلیم شدن و وابستگی شدید آنان به مردان خانواده ، اعم از پدر ، شوهر ، برادر، عمو و ... است . توسعه اقتصادی هر جامعهای بدون توجه به نقش موثر زنان در تولید و باز پروری امکانات امری دشوار است ؛ زیرا زنان با ایفای نقش مدیریت مالی خانه ، تاثیر بسزایی در اقتصاد خانواده و در سطوح بالاتر در اقتصاد جامعه دارند ( سلحشور ، 1382 ).تواناسازی پدیده پیچیده ای است که اشکال مختلفی در جنبه های متفاوت زندگی زنان دارد . فرآیند توانمند سازی برای زنان در سطح فردی تجربه ای انحصاری بوده ، حتی اگر یک زن تجربیات مشابهی با سایر زنان داشت . این توانمند سازی "فردی " فرآیند ممتاز و جدایی از توانمند سازی گروهی و جمعی است . به عبارت دیگر فرآیند توانمند سازی برای زنان در ارتباط با روابط نزدیک شخصی ، بویژه با همسر و اعضای نزدیک خانواده ، متمایز از تجربیات فردی و گروهی آنان است . افزایش توانایی زنان به نمایش و یا درک ظرفیتهایشان برای ارائه نظریات ، استفاده بهینه از زمان ، کنترل منابع ، برقراری ارتباط با دیگران ، آغاز کردن فعالیت ها ، پاسخ به وقایع و مانند آنها به چشم می خورد . که آنها محصول فرآیند توانا سازی هستند . به منظور وقوع چنین تغیراتی ، وجود یک سری عوامل اصلی ضروری به نظر می رسد .

توانمند سازی فردی:

اعتماد به نفس احترام به خویش احساس نمایندگی احساس خود در سطح وسیع کلمه وقار و متانت

توانمند سازی جمعی:

شناسایی گروهی احساس جمعی به عنوان یک نماینده وقار و متانت گروهی خود سازی و مدیریت

توانمند سازی در روابط نزدیک:

توانایی مذاکرهتوانایی برقراری ارتباط توانایی دریافت پشتیبانی توانایی دفاع از خود / حقوق خودوقار و شان

 به وسیله شناسایی اصل و مرکز فرآیند توانمند سازی ، و پی بردن به این امر که امکان شناسایی عواملی که سبب ترغیب یا ممانعت از آن می شوند، اکنون می توان به تجزیه و تحلیل هر موقعیتی پرداخته و استادانه چیز ها را به گونه ای سازماندهی کنیم که فرآیند توانمند سازی را تقویت و پشتیبانی کنند . وقایع و موقعیت های خاص مانع از توانمند سازی برای برخی و تشویق برای توانمند سازی دیگران می شود. بنابراین برای زنان به صورت فردی ( یا گروهی ) ، یک فرآیند توانمند سازی برخاسته از فرهنگ ، اخلاق ، موقعیت تاریخی ، اقتصادی ، جغرافیایی ، سیاسی و اجتماعی ؛ از جایگاه او در چرخه زندگی ، تجربیات خاص زندگی وی و از تامل و عکس العمل تمامی عوامل فوق یا روابط جنسیتی که در اطراف او شایع و رایج است شکل می گیرد . مساله مرکزی توانمند سازی مسئله " فرآیند " آن می باشد . اصل توانمند سازی که در اینجا شناسایی شده است می تواند به هزاران راه پشتیبانی گردد. برخی از آنها به خوبی با رویکرد های توانا سازی همخوانی دارد. بعضی دیگر با تغییرات محسوس مرتبط هستند . شما می توانید به طریقی ( این فرآیند را) بنیان بگذارید که پشتیبانی توانمند سازی زنان به وسیله تشویق آنها به تحلیل تصمیم گیری و به دست گرفتن کنترل زندگی خودشان ، باشد . شما می توانید به زنان بیاموزید که به طریقی مطالعه کنند که بحث انگیز و تجزیه و تحلیل کننده بوده و در آنها اعتماد به نفس بیشتری ایجاد نماید و پشتیبان آنان برای انجام عمل بیشتر باشد ( جعفر زاده ، 1380 ).در جامعه ما زنان توانمند و آگاه و متعهدی وجود دارندکه دارای توان مدیریتی هستند اما مهمترین مانع برای فعالیت آنها همان نگرش و برداشتی است که در جامعه از زن وجود دارد که این تفکر و بینش جنس دوم بودن زن با مشارکت گسترده زنان در صحنه های سیاسی و اجتماعی کشور به تدریج اصلاح خواهد شد . برای دسترسی به این امر باید موانعی که در راه ارتقاءنقش بانوان در جامعه وجود دارد . شناسایی ، تفکیک و اولویت بندی شوندو با یافتن راه حل های مناسب عوامل بازدارنده هر راه حل رامشخص کرد (جعفری ،1377، 2).


زنان و توسعه
توانمند سازی در مباحث توسعه ای استفاده می شود و در چشم انداز زنان و توسعه(WID) برای زنان که از سال 1975 با ایده و فکر زنان و توسعه گسترش یافته براپایه نظریه قدرت بنا شده است . این نظریه معتقد است که زنان را باید به طریقی در برنامه های توسعه ای وارد و برای مشارکت در ساختار اقتصادی و سیاسی جامعه "توانا" ساخت . به آنها باید شانس احراز موقعیت های قدرت را در زمینه های سیاسی ، اقتصادی و تصمیم گیری داد .چنین نگرشی از توانمند سازی ، منطبق برتعریفی است که در فرهنگ لغات از این کلمه ذکر شده است ،که برتفویض ، تمرکز پیدا کرده ، بدین معنی که قدرت به عنوان چیزی است که یک نفر می تواند به دیگری اعطا نماید ، به همان آسانی نیز می تواند باز پس گرفته شود . به عبارت دیگر ، این تعریف تغییرات ساختاری در روابط قدرت را ارائه نمی دهد . بنابراین ، چنین تعریفی غیر واقعی و واهی است . توانمند سازی زنان در این صورت یک رویکرد ابزاری برای دستیابی به رشد از طریق مباحث توسعه ای است ، و این وقتی است که تاکید بر روی زنان ، وسیله ای برای نیل به اهداف ویژه ای گردد. به طورکلی توانمند سازی ، کلمه ای است که در دهه 1990 رایج شده است . کنفرانس زنان ملل متحد در پکن در سال 1995 و نیز در کنفرانس جهانی جمعیت که در سال 1994 در کاریو برگزار شد ، این کلمه مرتبا ً شنیده می شد . همچنین در اواخر دهه 1970 و 1980 ، یک تحلیل جدید از "جنسیت و توسعه " ظهور نمود که نه تنها به طور جدی درباره طبیعت نقش های زنان صحبت می کرد بلکه در ارتباط تاثیر متقابل این نقشها با نقشهای مردان به بحث می پرداخت . جنسیت و توسعه (GAD) ، رویکردی است که یه سادگی نقش های زنان را مورد بررسی قرار نداده ، بلکه پویایی و ساختار روابط جنسیتی را برسی می کند . روابص جنسیتی برای فرآیند های اجتماعی و سازمان اجتماعی ، اساسی هستند ( به رغم اینکه تنها ویژگی مهم آنها نیست ) و بنابراین برای فرآیندتوسعه ، که به صورت فرآیند پیچیده ای که مستلزم بهبود ی اجتماعی – اقتصادی – سیاسی و فرهنگی افراد جامعه می باشد ، تعریف شده است . ایده توانمند سازی زنان به طور گسترده قسمتی از این مباحث جنسیت و توسعه در بیش از یک دهه گذشته می باشد ، گرچه در این قسمت نیز تعریف درستی از آن ارائه نشده است . در طبقه بندب طیف تامل توسعه و زنان ، موزر (1989) به شناسایی " رویکرد توانمند سازی " به عنوان رویکردی برنامه ریزان جنسیتی می پردازد . در حالی که رفاه ، برابری ، کارایی و فقرزدایی ، رویکردهایی هستند که در ارتباط با تحلیل زنان در توسعه مشاهده شده اند . رویکرد توانمند سازی را می توان برخاسته از منظر جنسیت و توسعه ، و شاید ترکیب با رویکرد توسعه ای که راهکار " پایین به بالا " را ارزش و قدر می نهد ، دانست . تمرکز بر توانمند سازی به وسیله پیشرفت تئوریکی که قدرت تمایز بین نیاز های عملی و نیاز های جنسیتی ایجاد نمود ، تقویت شد ( جعفر زاده ، 1380).کنفرانس سال 1980 نیز که در شهر کپنهاگ کشور دانمارک برگزار شد ، در میان پیشنهاد های خود موضوع تجدید نضر در آمار های موجود را به منظور دوری از هر گونه تعصب و تمایل در ارائه آمار ها با توجه به جنسیت اعلام کرد و در این زمینه ، بویژه بخش زنان روستایی در اواویت قرار گرفتند . همچنین در کنفرانس یاد شده تاکید شد که به جمع آوری آمار هایی نیاز است که بتواند میزان مشارکت زنان روستایی را بر پایه ای مناسب در مقایسه با مردان اندازه گیری کرد . کنفرانس بعدی که در سال 1985 درنایروبی برگزار شد ؛ براهمیت ارزشیابی کار قابل اندازه گیری و بخصوص کار های غیر قابل اندازه گیری زنان در تمامی جنبه های توسعه روستایی تاکید کرد . برخی از این کار ها ، فعالیت های کشاورزی ، تولید مواد غذایی و فعالیت ها ی خانه داری و پرورش کودکان را در برمی گیرد . در این کنفرانس همچنین پیشنهاد شد که میزان مشارکت زنان باید در آمار های موجود در سطح ملی و آمار های اقتصادی و درآمد ناخالص ملی (GNP) بازتاب یابد. این کار نه تنها برای دقت در آمار های موجود ، بلکه آغازی برای نشان دادن جایگاه اجتماعی زنان درجامعه و یافتن راه حل برای رفع مشکلات آنها بود. به طور کلی کم ارزش شمردن مشارکت زنان در توسعه اقتصادی و بویژه در تولیدات کشاورزی در آمار های جمعیتی و دیگر محاسبات ملی می تواند در ارتباط با نوع معیارها و روش هایی باشد که برای اندازه گیری فعالیت های اقتصادی جامعه به کار گرفته می شود. حال اگر بخواهیم نقش زنان در توسعه را در یک عبارت بیان کنیم می توانیم بگوییم نقش زنان در توسعه اگر بیشتر از مردان نباشد ، کمتر از آنان نیست. لذا آنان باید از جایگاهی شایسته و متناسب با نقش خودشان در فرآیند توسعه بهره مند شوند ( آگهی ، پزشکی راد ، 1382 ).برای تعیین جایگاه زنان در توسعه ، بررسی نقش و جایگاه عمومی انسان در فرآیند توسعه ، به عنوان یک پیش نیاز ، ضروری به نظر می رسد . بررسی سیر تکاملی بینش های توسعه ، نشانگر آن است که در دهه های 1950 و 1960 ، توجه به انسان و توسعه منابع انسانی ، صرفا ً در جهت رشد اقتصادی بوده است و انسان تنها به عنوان ابزاری برای تولید بیشتر در نظر گرفته می شد . اما به اعتراف انجمن های بین المللی توسعه ، نگرش فوق در بسیاری از جوامع به موازات افزایش تولید ناخالص ملی ، منجر به حقیر تر شدن زندگی انسان ها شد . بدیهی است در این میان نقش زنان بیشتر نادیده گرفته شده و آنان استثمار و حقارت بیشتری را محتمل می شدند . همچنین تا پیش از سال 1970 ، تصور بر این بوده است که فرآیند توسعه به طور یکسان بر زنان و مردان اثر می گذارد ، در این زمان نفوذ سرمایه داری در جهان منجر به تجددخواهی شده و باعث نابودی اقتصاد سنتی شد . این امر لطمه هایی را که بر زنان وارد می شد ، تشدید نمود . به طوری که در بخش جدید ، اکثر فعالیت های اقتصادی از قبیل صنایع تبدیلی ، تولید پوشاک و صنایع کارگاهی کوچک که به مدت طولانی وسیله ای برای امرار معاش زنان بود و نیز بیشتر کار های جدید و مناسب ، به مردان زنان پایین تر از سطحی بود که بتوانند خود و خانواده اشان را تامین کنند ( ملک محمدی ، حسینی نیا، 1378 ).بالاخره در اوایل دهه 1970 این عقیده به وجود آمد که زنان می توانند در مدل های مناسب توسعه وارد شوند بدون اینکه نیاز به تغییر اساسی در ساختار فرآیند توسعه وجود داشته باشد . بنابراین از دهه 1970 تا حدودی توجهات جهانی به سمت زنان جلب شد . با رواج نگرش توسعه پایدار در سال 1980 ، توجه به زنان در فرآیند توسعه انسانی وارد مرحله جدیدی شد . طرفداران توسعه انسانی پایدار بر این اعتقاد که " توسعه انسانی پایدار " جز از رهگذر برقراری مساوات و برابری بین جنسیت ها ناممکن است . تا زمانی که زنان در خارج از گردونه توسعه قرار داشته باشد ، توسعه همچنان ناتوان باقی خواهد ماند . توسعه پایدار ، مستلزم برقراری مساوات در تمامی ابعاد زندگی بین جنسیت ها می باشد ( منبع همان بالا ).البته باید یادآورشد که مسئله زنان که کمی بیش از 50 درصد جوامع را تشکیل می دهند ، این نیست که از جریان توسعه بیرون رانده شده اند ، زیرا آنها در حال حاضر جزئی از این جریان به حساب می آیند . اما مسئله مهم این است که به طور کلی در جریان توسعه ، عوامل نیرومند بسیاری دست اندر کار تضعیف زنان و وابستگی ساختاری ایشان – هم در درون خانواده و هم در ارتباط با جامعه می باشد . نگرش توسعه پایدار ، زنان را در مرکز تعریف های توسعه قرار داده و توجه به جایگاه زن در توسعه را وارد مرحله جدیدی نموده است . اما با وجود فعالیت های 50 ساله سازمان ملل متحد در سطح بین المللی و کشور های عضو برای ارتقای وضعیت زنان دنیا ، هنوز دوسوم بی سوادان جهان را زنان تشکیل می دهند و به رغم انجام بیش از 67 درصد ساعت های کار جهان توسط زنان ، فقط 10 درصد درآمد را به خود اختصاص داده اند و کمتر از یک درصد داراییهای جهان را در اختیار دارند . در اکثر جوامع می توان بوضوح ملاحظه کرد که دولتمردان سرمایه گذاری در مورد زنان را اصولا ً لازم ندانسته و یا به آن کم بها می دهند . عدم سرمایه گذاری و نابرابری در مناطق روستایی مشهود تر است . چنانچه بر مبنای گزارش توسعه انسانی 1994 ، با مقایسه در میان کشورهایی که آمار آنها در دسترس بود ، شاخص توسعه برای زنان 60 درصد این رقم برای مردان بوده است و با وجود رشد نسبتا ً مثبت جوامع بشری ، در چندین دهه گذشته برای 500 میلیون نفر از زنان روستای در کشور های در حال توسعه ، تغییر چشمگیری در سطح و نوع زندگی روزانه آنها بوقوع نپیوسته است .برای اینکه بدانیم علت این امر چیست ، لازم به یادآوری است ، اگر چه کوشش های قابل توجهی صورت گرفته است ، اما هنوز ناقص به نظر می رسد . در این مورد بعضی ها به نبود زنان در موقعیت های سیاستگذاری در سطوح بین المللی ، ملی و حتی محلی اشاره کرده اند و محور مطالعات خود را بر این امر قرار داده اند (منبع همان بالا ).یکی از کارشناسان مسایل روستایی معتقد است که سیاست های اجرایی تولیدات کشاورزی باید به طور مستمر مورد بازنگری قرار گیرد ، تابه نحوی همه جانبه میزان مشارکت زنان روستایی در کار های تولیدی افزوده شود . وی در این باره می گوید : برنامه های ویژه توسعه با در نظر گرفتن شرایط ایمنی برای زنان روستایی باید امکانات در آمدی این قشر فعال را در حالی که قشار و دشواری کار آنان را کاهش می دهد ، بالا ببرد . برنامه های دیگر حمایتی باید نیاز های خاص زنان و دختران روستایی را در شرایطی همه سویه مورد نظر داشته باشد ، تا زنان روستای قادر باشند ضمن رعایت مراقبت های بهداشتی ، به امنیت غذایی و تغذیه ای خانوار کمک کنند . علاوه بر این نکات ، تجدید نظر مستمر در سیاست های کشاورزی به منظور پپاسخگویی به نیاز ها و تعیین اولویت های احیاجات زنان روستایی از ابزار های مشخص توسعه و فزونی تولیدات زراعی است . پروژه های توسعه کشاورزی اگر د رچارچوب افزایش مشارکت و عضویت کامل زنان روستایی د رنهاد های اجتماعی ، انجمن های تولید گرایان و نهادهای مشارکتی روستایی طراحی شود ، قطعا ً موجب ارتقای سطح آگاهی های عمومی روستایی شده و در نهایت کشور را از چنبره تار عنکبوتی واردات مواد غذایی از خارج که هر ساله روند صعودی دارد ، نجات می دهد . اکنون در شالیزار های شمال میزان برداشت محصول درواحد سطح متوسط عملکرد محصول شالی به ازای هر هکتار بین 3900 کیلوگرم تا 5700کیلوگرم است . در حالیکه این رقم در ژاپن و دیگر نواحی برنج خیز غرب آسیا تا 7200کیلوگرم می باشد . برنج به علت اهمیت ویژه ای که در رژیم غذایی مردم کشور های گوناگون ، به ویژه کشور های آسیایی ، توانسته است بخش قابل توجهی از اراضی مستعد کشاورزی را به خود اختصاص دهد . در این حالت اگر زنان روستایی با افزایش در آمد سالانه مواجه شوند ، شوق زاید الوصفی برای تولید بیشتر محصول از خود بروز داده و در نتیجه از حاصل کار، کل جامعه برخوردار می شوند (توانا علمی ، 1379).همچنین یک نظریه که مبتنی بر نوع ارزیابی از پروژه های توسعه روستایی در کشور های رو به توسعه می باشد ؛ حاکی است که بیشتر آنها با موفقیت رو به رو نبوده اند . نارسایی اساسی پروژه های توسعه روستایی رایج را در عدم مشارکت زنان روستایی در برنامه ریزی توسعه ای می دانند و تاکید دارند اکثریت وسیعی از زنان روستایی فاقد تشکیلاتی و سازمانی برای بیان خواسته هایشان بوده ؛ آنان فاقد آگاهی برای دستیابی به امکانات و دسترسی بیشتر به منابع و بازار و غیره هستند و در نهایت این نظریه نتیجه گیری می نمایند تنها از طریق مشارکت کامل و فعال زنان روستایی ، توسعه روستایی مفهوم واقعی خود را می یابد . یک برسی در اوگاندا نشان می دهد که اداره در آمد خانواده فقط در تعداد معدودی از خانواده ها مشترکا ً به عهده زن و مرد بوده است و در بیشتر موارد ، شوهر ان سهم بسیار ناچیزی از پول خانه داری را به همسرانشان پرداخت می نمودند . جایی که زنان بر مخارج خانواده کنترل داشته اند ، بهترین استفاده را از درآمد خانواده به عمل آورده اند . مطالعه دیگری که در مالزی ، در زمینه کارگران کائوچو صورت گرفته ، نشان می دهد که زنان بیشترین قسمت در آمد خویش را در جهت تامین نیاز های خانواده صرف نموده اند ، در صورتی که مردان ، در حدود 40 درصد از در آمد خویش را صرف امور شخصی از قبیل تهیه تنباکو کرده اند . امروزه اکثریت جوامع طوری به خانواده نگریسته می شود که گویا مسئولیت اداره خانواده میان زن و مرد مشترک نمی باشد ( افتخار, 1379 ).


زنان؛ یا اکثریت محروم از مشارکت
گرچه زنان بخش عمده ای از جمعیت جهان را تشکیل می دهند اما سهم کمی در توسعه دارند . آنها از نظر آموزش ، اشتغال ، فعالیت های سیاسی وبهداشت در حاشیه قرار می گیرد . از نظر سواد آموزی زنان در مقایسه با مردان ، از نظر سواد در سطح پایین تری قرار دارند . در جنوب آسیا نسبت باسوادی زنان حدود 50 درصد مردان است . در بسیاری از کشور ها وضعیت از این هم بدتر است . در نپال این نسبت 35 درصد ، در سیرالئون 37 درصد ، در سوان 37 درصد و در افغانستان 32 درصد می باشد . به طور کلی در حدود 3/2 کل بی سوادان را زنان تشکیل می دهند.آموزش به زنان کمک می کند تا بیشتر بپرسند تا اینکه قبول کنند. همچنین سطح آموزش مادران یک عامل قوی در شانس بیشتر ثبت نام دخترانشان در مدرسه است (UNESCO,2004). از نظر تحصیلات عالیه ، زنان کشور های در حال توسعه در مقایسه با مردان ، واماندگی زیادی دارند . به عنوان مثال در صحرای آفریقا ، نرخ آموزش متوسطه زنان 3/1 مردان است . حتی در کشور های صنعتی زنان در رشته های فنی ، تخصصی به مراتب فقیرتر از مردان هستند . در کشور های در حال توسعه ، فرصت های شغلی برای زنان بسیار ناچیز است . نرخ متوسط اشتغال زنان به حدود نصف مردان می رسد . در جنوب آسیا 29 درصد . در امارات 16 درصد ، حتی زمانی که زنان فرصت اشتغال پیدا می کنند حقوق اندکی دریافت می نمایند . در جمهوری کره دستمزد زنان 47 درصد مردان است . فرصت های خود اشتغالی زنان به طریق مختلف محدود می گردد . در بسیاری از کشور ها هنوز زنان مالکیت ندارند . حتی نمی توانند رانندگی کنند و یا وثیقه ای را در بانک عاریه بگذارند . از نظر سیاسی نیز زنان در بعضی از کشور ها هنوز حق رای ندارند . آنها نمی توانند مسئولیتی را در دولت قبول ندارند. اگر از منظر بهذداشتی به مسئله بنگریم نیز با اینکه عمر متوسط زنان نسبت به مردان زیادتر است اما در بسیاری از کشور های آسیاو آفریقلی شمالی به علت وجود برخی تبعیضات ( مسامحه و قصور در تغذیه و بهداشت ) میزان امید به زندگی زنان در مقام مقایسه با مردان ، کمتر است . برطبق الگوهای مرگ و میر جهانی ، از تعدادجمعیت زنانی که می بایست در حال حاضر در قید حیات باشند ، حدود 100 میلیون زن آسیایی جان خویش را از ذست داده اند و نرخ مرگ و میر در این کشور ها حدود 15 برابر کشور های صنعتی است . مقایسه آمار نرخ فعالیت زنان در 10 کشور دنیا نشان می دهد که تفاوت نرخ فعالیت از کشوری به کشوری دیگر مرتبط با نرخ فعالیت زنان کشورهاست و گرنه فعالیت مردان چندان نوسان قابل ملاحظه ای ندارد . ارقام و آماری که در ارتباط با میزان فعالیت های زنان در تولید وتوسعه کشاورزی در جهان وجود دارد نیز حاکی از آن است که بخش قابل توجهی از زنان همواره در مزارع و کشتزار ها کار می کنند و علاوه بر آن از محصولات ودام ها مواظبت و نگهداری می کنند . امور مربوط به خانه را سرو سانان می دهند و از خانواده خویش مراقبت به عمل می آورند . در بسیاری از کشور های جهان ، زنان به دلیل کمک همسران خود در تولید محصولات ، دستمزد جنسی و نقدی دریافت می دارند.به طورکلی بررسیهای به عمل آمده نشان می دهد که روزانه زنان در کشور های در حال توسعه به طور معمول بین 15 تا 16 ساعت است. زنان روستایی ، بخش عظیمی از نیروی کار کشاورزی جهان را تشکیل می دهند . سهم این گروه در فعالیت های کشاورزی در کشور های رو به توسعه به مراتب بیشتر از سایر کشور هاست

باور عمومی برآن است که که مشارکت زنان روستایی عامل اساسی و تعیین کننده در توسعه و رشد جامعه روستایی روستایی به شمار می رود . به علاوه از مشارکت اصولی و برنامه ریزی شده زنان روستایی در فعالیت های توسعه ای می توان به نتایج مثبت زیر رسید :
- تشکیل گرو ههای متشکل از زنان روستایی برای مواجهه با مشکلات و موانع موجود در برابر رشد و توسعه جامعه روستایی و ارائه راه حل های مناسب در زمینه های مختلف
- ایجاد هم فکری وتبادل افکار ( کنش متقابل اجتماعی )
- رفع نیاز های روزمره زنان روستایی از طریق همیاری
- تربیت انسان های دارای روحیه جمعی و تعاون
- سازگاری طرح ها ، پروژه ها ، برنامه ها و فعالیت ها با نیاز های محلی و منطقه ای
- رشد استعداد ها و خلاقیت های زنان روستایی و بهره گیری منطقی از خلاقیت و استعداد زنان روستایی
-صرفه جویی اقتصادی و کتهش هزینه ها و افزایش میزان بازدهی در فعالیت های اقتصادی مرتبط با زنان روستاییبه نظر می رسد،راه شرکت دادن زنان روستایی در امور مربوط به خود آن باشد که نخست به آنان اجازه داده شود تا اقدام به تعیین هدف های برنامه خود بنمایند و آنگاه مورد حمایت قرار گیرند تا بتوانند فعالیت های خود یارانه را سازماندهی کنند و این یعنی توانمندسازی ( افتخار،1379 ). آموزش یک زن ، آموزش یک خانواده است . بنابراین آموزش زنان ، آموزش و توانمندسازی کل جامعه است .


تشکل ها و زنان
ارائه خدمات مشاوره ای نقش موثری در کمک به زنان در عبور موفق از این موانع خواهد داشت . معمولا ً مشاورین به زنان توصیه می کنند که ابتدا به انجام کاری هر چند کوچک و پیش با افتاده اقدام نمایند که علیرغم تمایل ، هرگز موفق به انجام آن نشده بودند مکمل این اقدام ، مرحله پرده برداری از سیمای ظاهری و متعاقب آن ، ایجاد حس اعتماد در زنان و جلب اطمینان و اعتماد آنان به خدمات مشاوره ای توسط شخص مشاورخواهد بود ( فرخی، 1380 ).منابعی که سازمان های حمایتی برای فرایند توانا سازی می آورند فقط مالی نیست . منابع غیر مالی می توانند تاثیرزبادی داشته باشد ، مانند پشتیبانی های فردی در لحظات کلیدی ، انجام ملاقات با افراد یا سازمان های مربوطه ، پشتیبانی فرآیند شبکه ای و از این قبیل.یکی دیگر از کاربرد های یک رویکرد توانمند سازی برای زنان برای سازمان های حمایتی در ارتباط با فرهنگ سازمانی خود این سازمانها است . التزام به فرآیند توانا سازی زنان وقتی کع بسیاری از فشار های اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی برخلاف آن کارمی کنند ، آسان نخواهد بود و وقتی که فرهنگ سازمانی شما توانمند سازی زنان را ترغیب نکند ، این امر مشکل تر خواهد بود . نقش عامل تغییر ، در برنامه هایی که با قصد ارتقاء توانمند سازی زنان اجرا می شوند به صورت بالقوه موثر و محوری است . عوامل تغییر معمولا ً خارجی هستند . آنها اغلب کارکنان ترویجی و به شکلی متخصص هیند . عقیده و نظری که آنها در کارشان می اورند و شکلی که کار آنها می گیرد ، می تواند تاثیر عظیمی ، مثبت یا منفی ، بر روی مردمی که با آنها کار می کنند ، داشته باشد . با در نظر گرفتن توانمند سازی ، برای یک عامل تغییر ضروری است که دارای بسیاری از نگرشها و مهار تی باشد که از مباحث مذکور ناشی می شود. مهارت های عامل تغییر باید هماهنگ با طبیعت باز بودن فرآیند توانمند سازی شامل : مهارت تسهیل گری ، مهارت شنیدن فعال، مهارت پرسش غیر جهت دهنده باشد . نقش یک عامل تغییر همانند کاتالیزور است.بجز اینکه بر خلاف کاتالیزورهای شیمیایی ، عامل تغییراساسا ً بدون تغییر نمی ماند.تمامی انسانها محصول پیشینه زندگی و فرهنگ ویژه خود هستند ، برای تغییر عامل حیاتی است که خود آگاهی از تمایلات اولویتهاو محدودیت های شباهت و تفاوت در ارتباط با زنانی که با آنها کار می کند ، داشته باشد (فرخی، 1380 ).سازمان هایی که می خواهند فرآیند توانمند سازی را در گرو های پایین اجتماع و یا در ساز مان های توسعه ای غیر دولتی ملی یا محلی (NGOs) تقویت کنند ، نمی توانند آن را تحمیل کنند ، زیرا سبب شکست اهداف خواهد شد . این سازمان ها در بسیاری از کشور ها برای فعالیت های تقویتی برای رسیدن به اهداف مبازه با تبعیض های جنسیتی دارند و می توانند خدمات آزمایشگاهی و ابتکارات تجربی را ارائه دهند(UNESCO,2004,a). همچنین بسیاری از تکنولوژی های جدیدمانند اینترنت که برای آموزش زنان روستایی می تواند بسیار موثر باشد می تواند توسط این سازمان ها ارائه شود.(UNESCO, 2004, b) اگر سازمان موافق با کمک به زنان برای رسیدن آنان به اهداف شان باشد ، یک ریسک یا یک نگرش محدود از امکانات موجود است ، و رها کردن زنان با تغییرات قلیلی در توانایی برای فعالیت نافذ در موقعیت خویش ، است . اگر به هر حال ، آن سازمان اهداف زنان را حمایت نکند ، و آن اهداف در ارتباط با توانمند سازی زنان نیندازد ، مخاطره تحمیل اهداف و موضوعات خود سازمان وجود داشته و سبب عدم توانمند سازی زنان می گردد . اگر بخواهند توانمند سازی نایل شوند بنابراین نقش سازمان حمایت کننده بسیار حساس است . براساس تعریف نمی تواند ، یک نقش صرفا ً جهت دهنده باشد . به طریقی یک نقش همبستگی است . به جز اینکه همبستگی می تواند منفعل باشد . تا جایی می توان این رابطه را مانند پیوند های ساختمانی در نظر بگیریم بطوریکه نه تنها پشتیبانی کننده بوده و همبستگی دارند بلکه در جاهایی که نیاز باشد پشت و حامی خواهند بود ( فرخی، 1380 ). بدیهی است تلاش های انجام شده در خصوص گسترش مشارکت زنان در امور مختلف از جمله سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور و پر رنگ کردن نقش آنها در صحنه های مختلف به ایجاد نهاد های ویژه ای انجامید ه است به طوری که برای مثال در ایران که یک کشور در حال توسعه است از مهمترین این نهاد ها می توان به شورای فرهنگی اجتماعی زنان کمیته ویژه زنان و نوجوانان در مجمع تشخیص مصلحت نظام مرکز مشارکت زنان در نهاد ریاست جمهوری ، کمیسیون های استانی امور زنان ، کمیسیون زنان ، جوانان و خانواده در مجلس شورای اسلامی و دفتر امور زنان در قوه قضاییه و و همچنین یکسری دیگر از نهاد ها که به طور غیر مستقیم برای زنان فعالیت می کنند مانند کمیته امداد امام خمینی (ره ) ، وزارت کشاورزی نهضت سواد آموزی و غیره... اشاره کرد با توجه به اهمیت موضوع مشارکت زنان و بهره گیری از توانایی آنها ، و برای شناخت مسائل و مشکلات آنها و رفع آنها می توان برنامه ریزی جهت دار و هدفمندی را در زمینه های مختلف انجام داد . بدون تردید با تشکیل هر یک از نهاد های یاد شده نیز می تواند گامی مفید برای شکل دادن به حضور زنان در صحنه های مختلف و زدودن درک نادرست نسبت به جایگاه و حقوق زنان باشد و از سوی دیگر طبق برسی های انجام شده ، جمعیت زنان روستایی در ایران حدود 12 میلیون نفر است و طبق آمار موجود حدود 42 درصد ازجمعیت زنان روستایی در رده سنی جوانان 24-15 سال که همچنین 11/13 درصد در گروه سنی میان سال و بالاخره 4/9 درصد در گروه سنی 65 سال و بیشتر قرار دارند( شفغی ، 1380).به طور کلی تشکل های مربوط به زنان ، اهداف و برنامه های خاصی را دنبال می کنند . این اهداف را می توان بدین شرح مطرح و عنوان کرد ، تلاش برای برقراری تساوی حقوق بین زنان و مردان ، کسب تجربیات و اطلاعات تخصصی در زمینه حقوق زنان ، تلاش برای شرکت در کنفرانس ها و سمینار ها، ایجاد کمیسیون های فرعی برای طرح مسائل مربوط به بانوان . در همین زمینه شبکه هماهنگ کننده سازمان های غیر دولتی زنان نیز تشکیل شده است ( احمدیان، 1378 ).پس تشکل های زنان روستایی هم می توانند تشکل هایی محلی و خود جوش باشد که ممکن است به صورت غیر دولتی اداره شود و هم می تواند در غالب طرح ها و پروژها یی باشد که سازمان های دولتی حمایت کننده آن است ودر تمام مراحل اجرا واعتبارات شرکت فعال دارد.  

 برای مثال ازسازمان هایی که در زمینه توانمند سازی زنان در ایران فعالیت می کنند دفتر امور زنان روستایی وابسته به وزارت جهاد کشاورزی است که اهداف و ماموریت هایش عبارتند از :

1- توانمند سازی زنان روستایی در جهت برنامه ریزی مشارکتی با توجه به نیاز های محلی در تعامل با نیرو های دولتی

2- حمایت از بنیه اقتصادی زنان روستایی در قالب تشکل ها ، اتحادیه ها ، شبکه ها و تعاونی های تولید

3- افزایش دسترسی زنان روستایی به خدمات آموزشی ، ترویجی ، پژوهشی و فن آوری  

4- تامین دسترسی زنان روستایی به خدمات بخش کشاورزی و حل مساله و مشکل زنان کشاورز و روستایی به وسیله ترویج و آموزش

5- اصلاح قوانین و مقررات مربوط به عدم دسترسی زنان روستایی به منابع سرمایه ای
6- سنجش میزان اثربخشی فعالیت های زنان روستایی در تولید ناخالص ملی و میزان سهم برای آنان
دفتر امور زنان روستایی براساس اهداف و ماموریت های محوله در پنج گروه " بررسی و تدوین برنامه های رهبردی " ، حمایت و توانمند سازی تشکل های زنان "،" سنجش و ارزیابی " ، حمایت های حقوقی و اجتماعی " و " طرح های ویژه " تشکیل شده است تا با سیاست گذاری و تدوین برنامه های راهبردی و با ارئه برنامه های آموزشی و ترویجی و اشتغال زایی ، میزان مشارکت زنان روستایی را در تولید و اقتصاد کشور سازمانئهی و برنامه ریزی کند .همانطور که قبلا ً عنوان شد یکی از اساسی ترین عوامل توسعه روستایی ، توانمند سازی و بهبود کارکرد زنان در زمینه مدیریت ، تصمیم گیری و اجرا در محیط خانواده و جامعه است . طرح صندوق اعتبارات خردزنان روستایی نیز به منظور فقر زدایی و رفع محرومیت این قشر و سهئلت دسترسی آنها به منابع اعتباری از سال 1379 توسط این سازمان به اجرا در آمد. هدف اصلی ، دسترسی زنان روستایی به تسهیلات مالی است. انجام این امر نیز از طریق ایجاد و تقویت نهاد هاو تشکل های مردمی در مناطق روستایی انجام می گیرد . در واقع با شناسایی تشکل های زنان روستایی اعتبارات لازم را به صورت اعتبارات کوچک ، کوتاه مدت و بدون وثیقه در اختیارشان قرار می دهد (مافی و موسوی ، 1383 ).


نتیجه گیری
وسعت جریان توانمند سازی به حدی است که کلیه افراد جامعه از پایین ترین سطح توسعه یافتگی تا بالاترین حد خود شناسی را در معرض دید قرار می دهد . زنان روستایی به عنوان عامل موثر در فعالیت های مختلف کشاورزی ، از نظر مشارکت نیروی انسانی مورد نیاز در جامعه روستایی ، سهم عمده و بسزایی دارند ، به گونه ای که بدون مشارکت آنان ، رسیدن به توسعه روستایی امری ناممکن است . همچنین تشکل های روستایی به عنوان عوامل حمایت کننده و همراهی کننده و برانگیزاننده می توانند نقش مهمی در توانمند کردن زنان داشته باشند، بطوریکه با راهکار ها و اعتباراتی که این تشکیلات - که گاه خودشان بوجود آورنده آنها هستند- می توانند مراحل رسیدن به اعتماد به نفس وتوانمند سازی را هموار تر طی کنند . تواناسازی یک مسئله توسعه ای است ، از آنجایی که زنانی که توانا می شوند قادر به عمل در جنبه های گسترده تری بوده و ایفای نقش فعال تری در تمامی جنبه ها برای تغییر در راههای گوناگون خواهند بود ، ما باید از هر ایده توانمند سازی برای ایجاد یک تغییر عادلانه در جهت افزایش رفاه برای زنان روستایی استفاده کنیم .


منابع

1-آگهی ، حسین . پزشکی راد ، غلامرضا . (1382 ).ارزشیابی کار زنان روستایی در کشور های در حال توسعه. مجله اقتصاد کشاورزی و توسعه. تهران

2-احمدیان ، مریم.( مرداد،1378). تشکل ها و انجمن های زنان زمینه ساز توسعه اجتماعی – فرهنگی . نشاط 13/5/1378

3-افتخار ، رفیع .(1379). توانائیهای مشارکتی زنان در توسعه روستایی . مجله پیام زن . شماره 99

4-توانا علمی ، فاطمه .( مرداد ،1379 ). از شالیزار های برنج تا پای دار . خراسان13/5/1379

5-جعفری ، سودابه . (مهر،1377). ارزیابی جایگاه زنان در جامعه جهانی و نقش سازمان های بین المللی . جمهوری اسلامی 12/7/1377

6-جعفر زاده ، فروزنده . ( 1380 ) . کلمه ای برای زمان ها ولی مفهوم آن چیست ؟ توانا سازی در گفتار و عمل 1.پیام زن . آذر 1380

7-جعفر زاده ، فروزنده . ( 1380 ) . کلمه ای برای زمان ها ولی مفهوم آن چیست ؟ توانا سازی در گفتار و عمل 2. پیام زن .دی 1380

8-حسینی نیا ، غلامحسین . ملک محمدی ، ایرج.(1378). بررسینگرش زنان روستایی نسبت به فعالیت های کشاورزی ، دامداری ، صنایع غذایی ، محیط روستا و برنامه های آموزشی ترویجی . مجله جهاد سال نوزدهم . شماره 220-221.

9-ساحشور ، ماندانا . (1382 ) . تواناسازی زنان . شرق 13/9/1382 .
10- شفغی ، مریم . (1380 ) برای استفاده بهینه از توانایی های زنان باید برنامه ریزی های همه جانبه صورت بگیرد . ایران دخت شهریور
11- فرخی ، طاهره .(1380 ). توانا سازی زنان . مجله تعاون. شماره 119 . مرداد 1380 . 12- مافی ، فرزانه . موسوی ، فروغ السادات .(1383). روزنه ای به تلاشی سبز . دفتر امور زنان جهاد کشاورزی.
13-Hosein, A.A. (2003).Empowerment women in Autonomy and Decentralization process: an Indonesian Experience. Newyork.doc/es/ah/5.03
14- UN-Habitat. (1996-2002).Best practices. Women Empowerment practices
15-UNESCO, a. (2004).What Work in Learning Programmes for Young and Adult Women? At available: www.unesco.com
16- UNESCO, b. (2004).Empowerment Women, Building New Communication. . At available: www.unesco.com
منبع:sazman@jkm.ir

 

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٢٢ساعت٧:۱٥ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()


قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اخلاق اسلامی

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

download