کشاورزی

نقش تشکل ها در توانمند سازی زنان روستایی در کشور های در حال توسعه

مقدمه 
باید بدانیم که زنان نیمی از پیکره هر جامعه اند و جامعه ای که بخواهد نسلی بارور و پویا د زمینه های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی تربیت کند طبعا ً نیازمند نیروی عظیم زنان خواهد بود. با بکارگیری توانایی ها و خلاقیت های زنان در امور مختلف می توانیم حافظ عدالت اجتماعی باشیم و در تخصیص منابع و توزیع منافع توسعه توازن بهتری برقرار کنیم.همچنین ارزش کار زنان روستایی چه در کشور های توسعه یافته و چه در حال توسعه همواره از بعد تاریخی مورد غفلت قرار گرفته است . در این راستا فعالیت هایی که از سوی زنان روستایی در کشاورزی معیشتی ، بازار های کار محلی و مزارع و همچنین در خانه داری انجام می گیرد ، در اندازه گیری فعالیت های اقتصادی کشور ها نادیده گرفته می شود . از نظر مقایسه بین کشور های صنعتی و در حال توسعه ، سهم زنان در امر توسعه و در مقایسه با مردان به حدود 8 درصد می رسد . زنان از نظر اشتغال در مقام مقایسه با مردان ، در یک حالت نا متعادل هستند و در بسیاری از این کشور ها ی در حال توسعه ، زنان از نظر مشارکت د رفعالیت های سیاسی ، کار های تولیدی و کسب تحصیل چه به واسطه قوانین سنتی تبعیض آمیزو چه بر اثر ممنوعیت های آموزشی ، تقریبا ً در حاشیه قرار گرفته اند .این مسائل مجموعاٌ ما را به سوی این تفکرسوق می دهد که برای پویا کردن جامعه و استفاده کردن از منابع انسانی در دسترس برای رسیدن به توسعه نیاز است که زنان به صورت پررنگتر و موثر تر وارد عرصه فعالیت ها ی اجتماهی ، فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی شوند .

ادامــه مــطــلــب

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٢٢ساعت٧:۱٥ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
نقش‌ فن‌آوری‌ اطلاعات‌ و ارتباطات‌ توسعه‌ کشاورزی

نوشته : دکتر محمد حسین عمادی 

 فن‌آوری‌های‌ ارتباطات‌ و اطلاعات‌ (information communication technologies)از جدیدترین‌ دستاوردهای‌ علمی‌ بشری‌اند که‌ به‌نظر می‌رسد توانایی‌ها و قابلیت‌های‌ بسیاری‌ را به‌ جامعه‌ انسانی‌ عرضه‌ نموده‌اند و انتظارمی‌رود بتوانند در رفع‌ مشکلات‌ موجود جامعه‌ بشری‌ مفید و موثر باشند. بسیاری‌ در سراسرجهان‌ بر این‌ عقیده‌اند که‌ تسریع‌ و تعدیل‌ در فرآیند تبادل‌ دانش‌ و اطلاعات‌ از طریق‌فن‌آوری‌های‌ ارتباطی‌ و اطلاعاتی‌ نقش‌ بسیار کلیدی‌ در دستیابی‌ به‌ توسعه‌ منابع‌ انسانی‌ و توسعه‌ پایدار ایفا خواهند نمود و جامعه‌ مبتنی‌ بر دانش‌ و اطلاعات‌، به‌ عنوان‌ الگوی‌ توسعه ‌پایدار شناخته‌ می‌شود.( P.V. Unnikrishnan& E.M. Sreedharan, 2001, Information CommunicationTechnologies)
 در آستانه‌ هزاره‌ سوم‌، هنوز توسعه‌ پایدار، امنیت‌ غذایی‌ و مسائل‌ وابسته‌ به‌ آن‌ مهم‌ترین‌چالش‌های‌ جهانی‌ محسوب‌ می‌شوند که‌ پاسخی‌ امیدوارکننده‌ به‌ آن‌ها داده‌ نشده‌ است‌ ونوآوری‌های‌ فن‌شناختی‌ در عرصه‌ اطلاعات‌ می‌بایست‌ به‌کار گرفته‌ شوند تا بتوانند در این‌عرصه‌ها نیز اثربخشی‌ و کارایی‌ مطلوب‌ داشته‌ باشند.
 در این‌ مقاله‌ ضمن‌ بررسی‌ مختصر مهم‌ترین‌ چالش‌ها و مسائل‌ جهانی‌ و ملی‌ توسعه‌کشاورزی‌ و روستایی‌، سعی‌ شده‌ است‌ تا جایگاه‌ مدیریت‌ دانش‌ و اطلاعات‌ به‌عنوان‌ یک‌فرصت‌ در مواجهه‌ با این‌ مسائل‌ تبیین‌ شود. هم‌چنین‌ قابلیت‌هایی‌ که‌ فن‌آوری‌های‌ اطلاعاتی‌ وارتباطی‌ می‌توانند به‌ برنامه‌های‌ توسعه‌ کشاورزی‌ و روستایی‌ ببخشند و راه‌حل‌های‌ موجودبرای‌ افزایش‌ کارایی‌ بخش‌ کشاورزی‌ و نحوه‌ کاربرد این‌ فن‌آوری‌ها نیز مورد بحث‌ قرارگرفته‌اند. در این‌ زمینه‌، ضمن‌ ارائه‌ برخی‌ تجربه‌های‌ عملی‌ کشورهای‌ در حال‌ توسعه‌ در موردکاربرد فن‌آوری‌های‌ اطلاعاتی‌ و ارتباطی‌، چهارچوب‌های‌ مفهومی‌ و ساختاری‌ طرح‌ شبکه‌نظام‌ دانش‌ و اطلاعات‌ کشاورزی‌ (نداک‌) که‌ جهت‌ اجرا در قالب‌ طرح‌ تکفا توسط نگارنده‌ درسطح‌ وزارت‌ جهاد کشاورزی‌ ارائه‌ شده‌ و در مراحل‌ مقدماتی‌ اجراست‌، نیز آورده‌ شده‌است‌.
 در پایان‌ نیز برخی‌ ملاحظه‌ها و ضرورت‌های‌ قابل‌ توجه‌ در زمینه‌ کاربری‌ فن‌آوری‌های‌اطلاعاتی‌ در توسعه‌ کشاورزی‌ و روستایی‌ مطرح‌ گردیده‌اند.

ادامــه مــطــلــب

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٢٢ساعت٧:۱٠ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
منابع مالی برای ترویج کشاورزی

برگرفته از کتاب ترویج کشاورزی (دکتر محمود حسینی ، دکتر محمد چیذری)


١- ارزیابی تعهدات دولت در قبال ترویج کشاورزی :

اگر ترویج کشاورزی می خواهد در اجرای برنامه های مفید خود موفق باشد ، 

در این صورت لازم است مدارک موثق و محسوسی از تعهدات دولت در قبال 

ترویج کشاورزی وجود داشته باشد. بهترین روش جهت تعیین و ارزیابی این 

تعهدات ، بررسی منابع مالی تخصیص یافته به ترویج در طول زمان می باشد. 

به عنوان مثال در مورد تحقیقات کشاورزی ، قاعده یا روش منطقی ان است 

که دولتها بایستی به طور متوسط 1 درصد AGDP را به تحقیقات اختصاص 

دهند. کشورهای کوچک بایستی بیش از این مبلغ ( مثلا 2 درصد ) را به این 

امر اختصاص دهند.






در مورد ترویج کشاورزی گرچه الگوی فعلی سرمایه گذاری تشریح شده است ، اما چنین قاعده ای پذیرفته نشده است . طبق بررسی اخیر فائو تقریبا 0/5 درصد AGDP درسرتاسر جهان در بخش ترویج کشاورزی سرمایه گذاری شده است. اما در بین کشورهای جهان ، این سرمایه گذاری از0/1 درصد AGDP در چند کشور کوچک گرفته تا حدود 0/4 تا 0/5 درصد در بیشتر کشورهای بزرگ متغیر بوده و در چند کشور خیلی کوچک حداکثر 0/6 می باشد که این امر به اولویتی که به ترویج داده می شود، بستگی دارد.
درهنگام ارزیابی تعهدات دولت در مقابل ترویج ، چندین فاکتور باید در نظر گرفته شود. اول اندازه یا حجم سازمان ترویج نسبت به درصد افرادی که در بخش تولیدات کشاورزی فعالیت دارند. این درصد ممکن است از 2/5 تا 3 درصد در برخی از کشورهای توسعه یافته صنعتی تا حدود 80 درصد در برخی از کشورهای فقیر و در حال توسعه در تغییر باشد. فاکتور دوم ان است که میزان هزینه ها از منطقه ای به منطقه ای دیگرخیلی متفاوت است. به عنوان مثال ، هزینه های مربوط به پرداخت حقوق ، حمل و نقل و هزینه های دیگر در نهایت عامل مهمتر آن که سهم بودجه ای که وزارت کشاورزی به ترویج اختصاص می دهد ، مورد ملاحظه قرار می گیرد. به عنوان مثال ، برخی از کشورهای در حال توسعه ممکن است 20 درصد ویا بیشتر از بودجه وزارت کشاورزی را صرف ترویج کشاورزی کنند. اما بودجه وزارت کشاورزی ممکن است انقدر کم باشد که نتوان انرا ملاک یا معیار بررسی قرار داد ، زیرا ممکن است که دولت اولویت چندانی را به بخش کشاورزی قائل نشده و منابع مالیاتی دولت ، مخصوصا در کشورهای فقیر در حال توسعه ، محدود باشد و یا این که صندوق بین المللی پول (IMF) جهت محدود ساختن هزینه های دولت ، دخالت کند. صرف نظر از دلیل میزان بودجه ، بهتر است که سهم وزارت کشاورزیاز کل هزینه های دولت نیز مشخص شود.

2- ارزیابی نحوه تخصیص منابع مالی ترویج :
مرحله بعدی در ارزیابی تخصیص بودجه و مدیریت منابع ترویج ، تعیین نحوه تخصیص این منابع برای حقوق پرسنل ، برنامه و اقلام سرمایه ای در بودجه ترویج می باشد. در این مرحله توجه اصلی ان است که بودجه برنامه ممکن است جهت پشتیبانی کامل فعالیتهای جاری ترویج خیلی کم باشد. معمولا چنین وضعیتی هنگامی رخ می دهد که بودجه برنامه کاهش یافته یا مجددا به منظور دربر گرفتن هزینه های مربوط به پرداخت حقوق ، اختصاص یافته باشد.

بیشتر سازمانهایترویج برطبق قانون خدمات اجتماعی اداره می شوند که به شدت قدرت توانایی ترویج را در خاتمه بخشیدن به خدمت پرسنل یا حذف برخی پستها ، محدود می کند.
درنتیجه اگر اعتبارات ترویج به خاطر کسری بودجه و یا در شرایطی مانند تورم کاهش یابد ، در این صورت روش این است که پرداختهای مربوط به حقوق پرسنل ترویج تامین شده و یا افزایش یابد و برای جبران چنین کسری ، مبالغی از بودجه برنامه مجددا جهت پرداخت حقوق پرسنل تخصص یابد. لذا نتیجه کلی این خواهد بود که کلیه پرسنل ترویج ممکن است در شغل خود ابقا شوند ، اما ابزارهای برنامه ای از قبیل وسایل حمل و نقل ، هزینه سفر ، وسایل کمک اموزشی و کیت های نمایش که پرسنل در اجرای موثرتر برنامه اموزشی و انتشار تکنولوژی مورد استفاده قرار می دهند ، کاهش خواهد یافت .

بنابراین بررسی بودجه وهزینه های ترویج طی 5 تا 10 سال گذشته به منظور ارزیابی این وضعیت و تشخیص الگوها ، یا روشهای رایج در این بودجه های تخصیص یافته ، بسیار حائز اهمیت خواهد بود. گرچه نحوه تخصیص و میزان بودجه با توجه به هزینه های مربوط در هر کشور متفاوت است ، اما معمولا بایستی در چارچوب درصدهای زیر باشد:
* برای پرداخت حقوق و مزایای پرسنل 55 تا 60 درصد
* برای برنامه ها 30 تا 35 درصد
* برای تامین یا حفظ سرمایه ، در صورتی که توسعه سرمایه به عنوان یک بودجه جداگانه تلقی شود ، 5 تا 10 درصد 

اگر بودجه برنامه طوری کاهش یابد که کمتر از 30 درصد کل بودج ترویج باشد ، در این صورت عملکرد ترویج به سرعت کاهش می یابد . سازمانهای ترویج که مجبور می شوند بودجه برنامه خود را به میزان 20 تا 25 درصد کاهش دهند ، عمدتا غیر عملیاتی هستند.
اعطا کننده کمکها نبایستی یک سازمان ترویج ملی را تشویق کنند تا پرسنل ترویج خود را افزایش دهد به طوری که به یک حد از پیش تعین شده نسبت مروجان به خانوارهای روستایی برسد و سپس این افزایش یا توسعه را در کوتا مدت توسط منابع اعطا شده یا وام تامین اعتبار نمایند. لذا وقتی که تامین اعتبار از طریق منابع مذکور خاتمه یافت ، نتیجه ان تاسیس سازمان ترویجی می شود ، که کشور قادر به نگهداری ان نخواهد بود. در این مرحله ، مدیر ترویج مجبور می شود بودجه برنامه را به منظور تامین هزینه های پرداخت حقوق پرسنل ، کاهش داده و یا دنبال کمکهای اعطایی دیگر برای ادامه کار ترویج باشد.

3- بهبود بخشیدن مدیریت مالی ترویج :
شاید مهمترین مشکل مدیریت برای ترویج ، تامین یک تعادل منطقی بین هزینه های برنامه ، حقوق پرسنل و هزینه های سرمایه ای در مواقع بی ثباتی بودجه دولت و انتظار تامین اعتبار از سوی اعطا کنندگان کمک باشد. بنابر این لازم است که مدیران ترویج ، بودجه این سازمان را به صورت منطقی تنظیم و ارائه نماید که بتواند در مقابل نوسانات بودجه دولت ، پایدار باشد. به همین ترتیب ، منابع اعطایی بایستی عمدتا جهت توسعه سرمایه از جمله توسعه منابع انسانی صرف شود ، نه برای هزینه های جاری عملیاتی . مدیران علاوه بر اتخاذ تصمیماتی به عنوان خط مشی ، نیازمند اخرین و جدیدترین اطلاعات مالی هستند تا بتوانند هزینه های ترویج را بر اساس یک روش منظم کنترل کنند.

سیستم های حسابداری دولتی ممکن است اطلاعات مربوط به هزینه های جاری را با 6 ماه تاخیر دریافت کنند. از این رو بیشتر مدیران ترویج با اطلاعات مالی خیلی محدودی این کار را انجام می دهند . لذا برای این که مدیران از اطلاعات مطابق روز برخوردار شوند ، نیازمند سیستم حسابداری کامپیوتری داخلی هستند . چنین سیستم هایی را می توان با استفاده از میکروکامپیوترهای موجود و نرم افزارهای حسابداری مرتبط ، با هزینه کمتری نصب نمود.
با استفاده از چنین سیستم های مدیریت مالی ، ترویج می تواند اسناد هزینه ها را به طور سریع بررسی و پردازش کرده و پرونده مطابق روز و دقیقی از هزینه های ترویج را تامین کند.

 

منبع : سایت ایران گل آرا


 

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٢٢ساعت٧:٠٥ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
گل نرگس درختی

گل نرگس درختی

گل نرگس درختیDeutzia که اصل آن از کشور ژاپن است، جنسی از گیاهان تیره ساکسیفراگاسه‌ها Saxifragaceae با برگ‌های متقابل و گل‌های دسته‌ای یا خوشه‌ای که از یک جام پنج قسمتی و یک کاسه با پنج گلبرگ تشکیل شده و از این درختچه دو گونه معمولا در باغ‌ها کاشته می‌شود.
۱ ) گل نرگس درختی کنگره‌دار D.Crenata : درختچه‌ای است به بلندی ۲متر با برگ‌های پوشیده از کرک‌های سخت دور دندانه‌دار و گل‌های سفید خوشه‌ای که تیرماه باز می‌شود.
از این گونه انواع متعددی به‌دست آمده مانند:
الف ) گل نرگس درختی کنگره‌دار پرپَرِ صورتی.
ب ) گل نرگس درختی کنگره دار پُرپَرِ سفید.
۲) گل نرگس درختی باریک D.gracilis : این گونه بلندی‌اش از گونه نرگس درختی باریک کمی بلندتر ولی گل‌هایش سفید و دسته دسته در اوائل اردیبهشت باز می‌شود.
از گشنگیری این گونه با گونه باریک، دورگه‌ای به نام گل نرگس درختی لموئینی D.lemoinei به‌دست آمده که خاصیت هردو گونه را دارد.نرگس درختی را همه جا چه در آفتاب و چه در سایه می‌توان کاشت. ولی مرتبا آبیاری شود تا زیاد خشکی نبیند.گونه دورَگِه را به‌واسطه کوتاهی قد و همچنین گونه باریک را می‌توان در گلدان کاشت و برای تزئین اتاق از آن استفاده کرد.
▪ تکثیر:
نرگس درختی را به‌وسیله قلمه زدن یا خوابانیدن شاخه‌هایش می‌توان زیاد کرد

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٧ساعت٤:٤٥ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
گل یاس چمپا

ل یاس چمپاJasminum
گل یاس چمپا، درختچه‌ای است رونده که ابتدا به شکل بوته است و بعد رونده می‌شود و با هرس می‌توان آن را کوتاه نگه‌داشت.
ساقه‌ای نازک و سبز رنگ دارد، برگچه‌هایی مرکب به تعداد ۵تا۷عدد. 
گل‌های آن سفید و گاهی خارج گلبرگ‌ها صورتی رنگ است.
این درختچه در زمستان سرمای چند درجه زیر صفر را تحمل می‌کند ولی در گرمای بالای ۵درجه سانتیگراد بهتر رشد می‌کند. 
یاس چمپا، دارای برگ‌های ظریف و گلی زیباست و عطر زیادی دارد ولی در منزل خوب نمی‌ماند، زیرا این گیاه به روشنایی زیاد احتیاج دارد. 
بنابراین باید ایام زیادی از سال را در هوای آزاد و روشنایی کامل قرار داشته باشد. 
در تابستان مختصری به درختچه سایه می‌دهند تا گل‌ها از گزند نور بیش از حد محافظت شوند. اگر شرایط مناسب برای گلدان یاس در نظر گرفته نشود، یعنی مدت زیادی در اتاق و محل تاریک بماند. بسیاری از برگ‌ها و همچنین شاخه‌های آن قهوه‌ای رنگ شده و از بین می‌رود. یاس چمپا، از خرداد تا مهرماه گل دارد. 
بعد از اتمام گل و همچنین قبل از شروع رشد، باید یک هرس قوی روی بوته انجام گیرد. 
اگر بخواهیم در زمستان گلدان‌های یاس چمپای ما در خانه گل داشته باشند، باید در ماه خرداد خاک گلدان‌ها را عوض کنیم. در شهریورماه جوانه‌های گل در بعضی برگ‌ها ظاهر می‌شود و آخر همین ماه باید گلدان‌ها را به داخل منزل ببریم و در روشن‌ترین نقطه قرار دهیم، البته در حرارت ۲۰درجه.بهترین گل چمپا در دی یا بهمن به‌دست می‌آید. اگر درجه حرارت بالاتر از ۲۰درجه سانتیگراد باشد، رطوبت محیطی نیز مورد نیاز است.
▪ تکثیر
ازدیاد این درختچه، به‌وسیله قلمه سبز، در خردادماه انجام می‌شود.

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٧ساعت٤:۳٩ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
بید مجنون

یک از زیبا ترین درختان در طبیعت درخت بید مجنون است 
شاخو برگ این درخت به طور آویز میباشد

            گونه دیگری ازاین درخت بنام بیدقرمز(بیدافغانی)موجوداست که اوج زیبایی ان درفصل زمستان است ودرسالیان گذشته ازان درگلفروشی ها جهت گل ارائی بصورت شاخه بریده استفاده میکنند.همچنین نوع دیگری بنام بیدمشک موجوداست که بصورت دست کاشت ویا خودرودرحاشیه جوی های اب خارج شهر وتالاب ها می روید وگل دهی انها نویددهنده فصل بهار است ومضافا درتهیه شربت ودرطب سنتی کاربردزیادی دارد. شاخه های بریده ان دراب دوام زیادی داردوقلمه های ان به راحتی ریشه دار میشوند.دوگونه اخری شاخه های افراشته دارند.نوع بیدزرد(ماری)که دارای شاخه های پیچداراست وشباهت زیادی به گونه مجنون دارددرسالهای اخیرواردکشورشده ودرحال تکثیر می باشد.

 

 

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٧ساعت٤:۳٤ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
گیاه پرتقال زینتی

 Calamondin
Citrus mitis

گیاه پرتقال زینتی یکی از شناخته شده ترین انواع سیتروس است که به دلیل رشد متراکم و توانایی میوه دادن در یک ارتفاع کوتاه به عنوان یکی از گیاهان خانگی قابل نگهداری و تکثیر می باشد.
تکثیر این گیاه آسان نیست زیرا به دمای بالا، به مدت طولانی و کنترل محیطی دقیق برای رشد نیاز دارد. بهترین زمان تکثیر اواسط بهار تا اوایل تابستان می باشد. قلمه های ساقه ای به اندازه 15 – 10 سانت را با قیچی باغبانی و یا سرشاخه زنی جداکنید، ابتدا در پودر هورمون ریشه زایی فروبرده و سپس هر قلمه را در گلدان کوچکی حاوی ماسه بادی و یا کمپوست مخصوص قلمه و بذر بکارید. قلمه ها را با کیسه پلاستیکی شفاف بپوشانید و دور از تابش مستقیم خورشید در دمای 21 درجه سانتی گراد به مدت دو ماه یا کمی بیشتر جهت ریشه دهی قرار دهید.
پس از ریشه دهی، کیسه پلاستیکی را بردارید تا گیاه از محیط کنترل شده جدا و در محیط طبیعی به رشد خود ادامه دهد.


چکونه از یک درختچه پرتقال زینتی نکه داری کنیم

نگه داری از درختچه پرتقال زینتی بسیار راحت است و فقط دمای محل نگه داری باید گرم و محیط مرطوب باشد 

آب دهی هر 3 روز یک بار مرتب تکرار شود کود دهی هر 20 روز یک بار تکرار شود در برابر نور مستقیم خورشید نباشد

چه کودی باید به این درختچه پرتقال زینتی داد

میتونیم از خاکستر چوب و یا فضولات حیوانات بخصوص پرندگان استفاده کنی 

و یا از کود اوره استفاده کنی البته از کود اوره باید به مقدار خیلی کم استفاده کرد 

و یا کود 20*20*20 خیلی مفید

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٧ساعت٤:٢۸ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
تاج خروس

تاج خروس     Celosie

 

       

 


گل تاج خروس یاCelisia L. هم نوعی از گل زلف عروسان و جنسی از خانواده تاج خروسها یا آمارانتاسه Amaranthaceae میباشد که بلندی آن در انواع مختلف به یک متر می رسد


انواع مختلف تاج خروس :
1 ـ تاج خروس پابلند( نقره ای) یا سلیسیا آرژنتا C. argentea : به بلندی یکمتر با برگهای سبز تیره کمی متمایل به قرمز ، با گلهای قرمز با نقش سفید این گونه دارای واریته های متعددی میباشد .از همه اقسام این گونه معروفتر که از قدیم در ایران کاشتن آن مرسوم بوده میباشد .

2– تاج خروس پا کوتاه(نقره ای)کریستاتاC . crete de coq(C.cristata ) : که گیاهی به بلندی 20 تا 50 سانتیمتر و از انتهای ساقه آن تاج بزرگ و پهنی که لبه آن چین چین میباشد بیرون میآید و بعلت آنکه کاملا شبیه تاج خروس معروف به چهل تاج است به این نام معروف شده .
روی این تاج را هزاران گلهای کوچک غیر معلوم فشرده بیکدیگر پوشانده که رنگ آنها زرد طلائی ، ارغوانی ، صورتی ، قرمز ، نخودی و غیره بسته به جورهای مختلف است .

2ـتاج خروس آرژانتا ژاپونیC. cristata variegatajaponica: که تاج آن مانند پرهائی که قدیم اروپائیان به کلاه نصب میکردند میباشد .
این جور بوته اش با بوته تاج خروس یکی است ولی بجای یک تاج که روی بوته تاج خروس است روی هر شاخه از این کیاه که به فراوانی میروید خوشه های سبک پَر مانند که پوشیده از گلهای ریز زیادی بهمان الوان مذکور در بالا است دیده میشود .
اندام بوته آن مخروطی شکل و کاملا متمایز با جور اول میباشد .
بذر این دوجور را نیز اوائل فروردین تا اردیبهشت روی خزانه که از خاک سیاه و سبک آماده شده باشد کاشته پس از آنکه بوته ها به اندازة 5 تا 6 سانتیمتر شدند آنها را به محل اصلی منتقل میسازند .
برگهای جوان این گیاه خوشمزه و قابل خوردن است و بذر آن نیز از نظر مواد پروتئینی از ذرت و ارزن بیشتر مواد پروتئینی دارد و برشته آن بسیار خوشمزه میباشد .

 

3 ـ تاج خروس شیلدسی ئی C. childsii : اصل این گونه از کشور هند است با تاجهای زرد درخشان .
4 ـ تاج خروس تومپو زونی ئی C. thompsonii : این گونه به بلندی 60 سانتیمتر می رسد .
گلهای آن بصورت تاجی به رنگ قرمزدرخشان ومنقش میباشد .
شاید شماهم این گیاه را برای زینت در باغچه کاشته اید و یا به طور خود رو در باغچه دیده اید ولی بدون استفاده از برگهای جوان و بذر آن بوته ها را در آخر فصل بدست خزان سپرده اید ، در حالی که در هزاران سال قبل کشاورزان و قبایلی در مکزیک این کیاه را می کاشتند و از بذر آن برای تغذیه استفاده می کردند و حتی در سال 1519 میلادی انبارهائی که پر از بذر تاج خروس بود در مکزیک پیدا شد .
بوته تاج خروس در مقابل کود های شیمیائی و سایر کودها حساس است و خیلی زود آسیب می بیند برای آنکه بوته این گیاه خوب رشد کرده گلش درشت شود کافیست که آنها را در محل آفتاب گیر در خاکی که از مخلوط خاک سیاه ، باغچه و خاک برگ پوسیده درست تشکیل شده باشد کاشت ، و روزهای گرم چنان آبیاری کنند که پای بوته ها همیشه مرطوب باشد ، گلهای خشک تاج خروس چون تغییر شکل نمیدهد برای دسته گل خشک مناسب است .

تکثیر :
برای زیاد کردن این گیاه به روش کاشتن بذر آن اقدام میگردد .

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٧ساعت٤:۱۸ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
تاج خروس

تاج خروس     Celosie

 

       

 


گل تاج خروس یاCelisia L. هم نوعی از گل زلف عروسان و جنسی از خانواده تاج خروسها یا آمارانتاسه Amaranthaceae میباشد که بلندی آن در انواع مختلف به یک متر می رسد


انواع مختلف تاج خروس :
1 ـ تاج خروس پابلند( نقره ای) یا سلیسیا آرژنتا C. argentea : به بلندی یکمتر با برگهای سبز تیره کمی متمایل به قرمز ، با گلهای قرمز با نقش سفید این گونه دارای واریته های متعددی میباشد .از همه اقسام این گونه معروفتر که از قدیم در ایران کاشتن آن مرسوم بوده میباشد .

2– تاج خروس پا کوتاه(نقره ای)کریستاتاC . crete de coq(C.cristata ) : که گیاهی به بلندی 20 تا 50 سانتیمتر و از انتهای ساقه آن تاج بزرگ و پهنی که لبه آن چین چین میباشد بیرون میآید و بعلت آنکه کاملا شبیه تاج خروس معروف به چهل تاج است به این نام معروف شده .
روی این تاج را هزاران گلهای کوچک غیر معلوم فشرده بیکدیگر پوشانده که رنگ آنها زرد طلائی ، ارغوانی ، صورتی ، قرمز ، نخودی و غیره بسته به جورهای مختلف است .

2ـتاج خروس آرژانتا ژاپونیC. cristata variegatajaponica: که تاج آن مانند پرهائی که قدیم اروپائیان به کلاه نصب میکردند میباشد .
این جور بوته اش با بوته تاج خروس یکی است ولی بجای یک تاج که روی بوته تاج خروس است روی هر شاخه از این کیاه که به فراوانی میروید خوشه های سبک پَر مانند که پوشیده از گلهای ریز زیادی بهمان الوان مذکور در بالا است دیده میشود .
اندام بوته آن مخروطی شکل و کاملا متمایز با جور اول میباشد .
بذر این دوجور را نیز اوائل فروردین تا اردیبهشت روی خزانه که از خاک سیاه و سبک آماده شده باشد کاشته پس از آنکه بوته ها به اندازة 5 تا 6 سانتیمتر شدند آنها را به محل اصلی منتقل میسازند .
برگهای جوان این گیاه خوشمزه و قابل خوردن است و بذر آن نیز از نظر مواد پروتئینی از ذرت و ارزن بیشتر مواد پروتئینی دارد و برشته آن بسیار خوشمزه میباشد .

 

3 ـ تاج خروس شیلدسی ئی C. childsii : اصل این گونه از کشور هند است با تاجهای زرد درخشان .
4 ـ تاج خروس تومپو زونی ئی C. thompsonii : این گونه به بلندی 60 سانتیمتر می رسد .
گلهای آن بصورت تاجی به رنگ قرمزدرخشان ومنقش میباشد .
شاید شماهم این گیاه را برای زینت در باغچه کاشته اید و یا به طور خود رو در باغچه دیده اید ولی بدون استفاده از برگهای جوان و بذر آن بوته ها را در آخر فصل بدست خزان سپرده اید ، در حالی که در هزاران سال قبل کشاورزان و قبایلی در مکزیک این کیاه را می کاشتند و از بذر آن برای تغذیه استفاده می کردند و حتی در سال 1519 میلادی انبارهائی که پر از بذر تاج خروس بود در مکزیک پیدا شد .
بوته تاج خروس در مقابل کود های شیمیائی و سایر کودها حساس است و خیلی زود آسیب می بیند برای آنکه بوته این گیاه خوب رشد کرده گلش درشت شود کافیست که آنها را در محل آفتاب گیر در خاکی که از مخلوط خاک سیاه ، باغچه و خاک برگ پوسیده درست تشکیل شده باشد کاشت ، و روزهای گرم چنان آبیاری کنند که پای بوته ها همیشه مرطوب باشد ، گلهای خشک تاج خروس چون تغییر شکل نمیدهد برای دسته گل خشک مناسب است .

تکثیر :
برای زیاد کردن این گیاه به روش کاشتن بذر آن اقدام میگردد .

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٧ساعت٤:۱۸ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
گُل سُرخ ها

انواع گل رز و روشهای نگهداری و تکثیر آنها
 
گُل سُرخ ها" رُزها "
 

ُزها یا گل سُرخ ها یکی از مهمترین دسته گیاهان میباشد که انواع شناخته شده آن به بیش از ۲۰۰۰۰ گونه و واریته مختلف تخمین زده میشود .

رُز، یا گل سُرخ ، جنسی ازخانواده گل سُرخ ها یا(Rosacea) رُزاسِه میباشد که بوته هایش پاکوتاه و پا بلند و رونده با ساقه های چوبی است و در بعضی گونه ها برگهایش غیر دائمی و در برخی دائمی میباشد .

در اقسام اصلی و اولیه بوته ها صورت بدوی خود را داشته ، بصورت کُرپه و پُر تیغ و خار میباشد ، ولی پس از گشنگیری و بدست آوردن اقسام و جورهای تازه که بیشتر بوسیله پیوند روی پایه های اقسام وحشی درست شده ، صورت آن دگرگون شده و تا اندازه ای به میل پرورش دهندگان تغییر صورت داده به اشکال مختلف : کُرپه ، چتری ، مجنون ( آویزان ) و بقول فرانسویان ( گل رُز گریان ) و غیره درآمده است .

اشکالی که بیشتر مورد توجه و در باغات بوته های گل سُرخ را (بسته به وضعیت محل کاشت ) به آن صورت در می آورند ۵ شکل بشرح زیر میباشد :

۱ – گل سُرخ پاکوتاه : بوته هائیست که پیوند آنرا روی ریشه یا ساقه نزدیک بخاک زده و میگذارند از پیوند چند شاخه بیرون آید و در اثر هَرَس همه ساله آنرا کوتاه نگهمیدارند ، بطوری که بسته به جنس آن بلندی بوته ها از ۲۰ سانتیمتر تا یک متر بلند تر نمی شود .

۲ – گل سرخ کُرپه : که پس از پیوند نزدیک خاک در اثر هَرَس نوک شاخه ها می گذارند شاخه های فرعی آن زیاد شود تا بوته بصورت کُرپه درآید .

۳ – گل سرخ با ساقه بلند یا نیمه بلند : عبارت از بوته هائیست که پیوند را روی یک ساقه صاف و لخت تسترن کوهی به بلندی یک متر تا یک متر و نیم می زنند . پس از نمو پیوند ، ساقه نسترن بتدریج قوی شده رنگ قهوه ای بخود گرفته راست می ایستد . باغبان میتواند شاخه هایی که از پیوند میروید را به میل خود بهر شکل بخواهد درآورد .

۴ – گل سرخ رونده پیچنده : این دسته از اقسام مخصوصی هستند که شاخه های آنها بلند شده و بالا میرود که آنها را بوسیله پایه یا داربستهای فلزی مخصوصی نگهداری کرده آرایش میدهند .

۵ – گل سرخ مجنون : که از پیوند اقسام رونده روی پایه بلند نسترن کوهی بدست می آید .

باین طریق که هریک از اقسام نامبرده را اگر روی ساقه ای به بلندی ۱/۵ تا ۲ متر از نسترن کوهی پیوند کنند پس از گرفتن شاخه های آن رو به زمین سرازیر شده و بوته گل مجنون ( گل رز گریان ) بدست میآید .
اقسام مختلف و جورهای حاصله از گل سرخ :

ادامــه مــطــلــب

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٧ساعت٤:۱٢ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
ارغوان

نام علمی آن از نام قدیم یونانی آن Kerkis اقتباس شده است و نامهای محلی آن در همه جای ایران ارغوان می باشد. ارغوان دارای گونه های متعددی است که دو گونه آن در ایران دیده می شود. 

1- Cercis griffithii : این درخت ارغوان در پشت کوه پل دختر لرستان و تنگه ملاوی بین ارتفاعات 900 ـ 1500 متر از سطح دریا می روید که دارای برگهای کوچکتر می باشد. 

2- Cercis siliquastrum : در رستم آباد، نوده و گرگان بین ارتفاع 180 تا 900 متر دیده می شود. درختان ارغوان قبل از باز شدن برگها، گلهای آن در اوایل اردیبهشت زینت بخش باغ می شوند. تکثیر آن بیشتر با بذر انجام می شود و با قلمه نیز می توان تکثیر نمود ولی درصد موفقیت قلمه زنی کمتر است

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٧ساعت٤:۱٠ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
افرای قرمز

افرای قرمز

نام علمی : Acer rubrum

خانواده : Aceraceae 

موطن : شمال شرقی آمریکا 






کاربرد: سایبان ، حواشی خیابان ، بر سطوح چمن ، کنار آب و تک درخت ، رنگ آمیزی پاییزی

در اوایل بهار گلهای قرمز فراوان به تاج درخت نمایی کاملاً قرمز میدهد .پس از آن برگهای قرمز رنگ شروع به رشد میکنندکه به تدریج سبز درخشان میشوند . دمبرگ و رگبرگها و شاخه های جوان همچنان قرمز رنگ باقی میمانند ودر تابستان میوه های قرمز لابلای برگها رشد میکند . جزو اولین درختانی است که خزان میکند .برگها قبل از ریزش تبدیل به رنگ نارنجی و قرمز میشوند .مناسب ترین مکان رشد آنها در کنار آب است. 

ارتفاع : 15 تا 30 متر 

قطر تاج پوششی : 12 تا 24 متر 

تاج متراکم و بیضی شکل . شاخه ها راست و قامت افراشته .پوست تنه خاکستری تیره و پوسته پوسته .






برگها ساده و متقابل و چند قسمتی . دارای دندانه های نامنظم و درازا و پهنای 5 تا 10 سانتیمتر

گلها قرمز و کوچک و مشخص است که قبل از باز شدن برگها شکوفا میشوند .

میوه ها فندقه های بالدار قرمز به شکل V . تدریجاً دانه ها تغییر رنگ داده و در طول زمستان بر درخت باقی میمانند

سیستم ریشه : عمیق تا متوسط

سرعت رشد : سریع

سرما و گرمای مرطوب را تحمل میکند ولی در برابر گرمای خشک حساس است .

خاک لومی و مرطوب و غنی را ترجیح میدهد ولی خاک قلیایی را نیز میپذیرد . در مقابل غرقابی شدن مقاوم است . تابش مستقیم خورشید و شرایط ساحلی را تحمل میکند . از باد شدید باید محافظت شود .

هرس: شاخه های زیذین نهال جوان حذف شود . بهترین زمان هرس زمستان است . در بهار در اثر قطع اندام ، شیره گیاهی فراوانی خارج میشود .

ابیاری : رطوبت زیاد نیاز دارد .

تغذیه: هر دو سال یکبار در فصل پاییز کود دامی داده شود .

آفات و بیماریها : مورد حمله شته قرار میگیرد . برای درمان باید از سموم فسفره استفاده کرد مانند مالاتیون .نوعی بیماری قارچی هم باعث پژمردگی و در نهایت خشکیدگی گیاه میشود که در صورت بروز باید درخت را قطع کرده و سوزانده شود . بستر درخت بیمار را با محلول بوردو ضد عفونی کرد .
__________________

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٧ساعت٤:٠٥ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
درخت نوئل نقره ای

درخت نوئل نقره ای ( Picea pungens)

این درخت بومی کشورهای اروپای شرقی میباشد و بواسطه شکل و رنگ زیبای خود از درختان زینتی بشمار میرود.
از این درخت دو زیرگونه به رنگ های آبی نقره ای و کبود وجود دارد .

ابتدا در سال 1315 در باغ نباتات دانشکده کشاورزی کرج کاشته شد.
در ایران هنوز به بذردهی نرسیده ولی از طریق قلمه زنی و پیوند زدن بر روی نوئل معمولی ، باغ داران آن را تکثیر می نمایند.

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٧ساعت٤:٠۳ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
ماگنولیای بنفش

ماگنولیای بنفش ( Magnolia Soulunyiana )

درختچه ای است زیبا و با برگهای اویزان به طول 15-10 سانتی متر و گلهای درشت آن که از داخل کم رنگ و از خارج ارغوانی است .

در اوایل فروردین ماه ظاهر میشودو ساقه های سخت و برهنه آن را آذین می بندد

و در اردیبهشت ماه برگهای درشت و براق آن ظاهر میشود در اوایل تابستان نیز ماگنولیا بنفش مجددا به گل می نشیند .

تکثیر آن به وسیله خوابانیدن بسهولت صورت می گیرد

 

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٧ساعت۳:٥٦ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
به ژاپنی

درختچه به ژاپنی نام علمی آن

Chaenomeles japonica می باشد

چنانچه از نامش بر می آید بومی چین و ژاپن است گلهای زیبای آن به رنگهای سرخ و یا صورتی حنائی و سفید در اول بهار، قبل از باز شدن برگها جلوه گر می گردد.

این درختچه به سهولت بوسیله قلمه تکثیر می شود. مناسبترین زمان قلمه زنی آن در شهریور ماه می باشد. 

پیوند آن روی به، به خوبی صورت می گیرد و در خاکهای غنی و مناطق آفتابگیر

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٧ساعت۳:٥٤ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
کاج مُطَبَّق

کاج مُطَبَّق نوعی کاجی سوزنی است با نام علمی Araucaria heterophylla. کاج مطبق از خانواده مطبقیان است. کاج مطبق (Araucaric excelsa)

گیاهی است سوزنی برگ و زیبا و از خانواده آراکریاسه با شاخه‌های مطبق، موطن اصلی آن جزیره نور فولک استرالیا است. رشد آن در محیط طبیعی زیاد ولی در آپارتمان به کندی رشد مینماید احتیاج به اکسیژن فراوان دارد و درجه حرارت بالا را تحمل نمی‌کند .

نیاز های کاج مُطَبَّق:

نور: اگرچه سایه را تحمل می‌‌کند ولی نزدیک به پنجره با نور ملایم نگهداری کنید البته قابلیت نگهداری در آفتاب را نیز دارد که بهتر است در بهار و تابستان آن را در خارج از آپارتمان نگهداری کنید. در نور کامل بدون تابش آفتاب سبزتر میماند ولی در آفتاب بهتر رشد می‌‌کند. هر چند وقت یکبار آن را 180 درجه بچرخانید تا به طرف نور منحرف نشود.

دما: قابلیت تحمل همه دماها را دارد به همین دلیل می‌‌توان آن را در داخل یا خارج از آپارتمان نگهداری کرد. (به عنوان گیاه باغچه‌ای و آپارتمانی کاربرد دارد.

آبیاری: در تابستان هفته‌ای دو بار و در زمستان در 7 تا 10 روز یکبار آبیاری نما یید خاک را همیشه مرطوب نگهدارید .

خاک: خاک کمپوست برای این گیاه مناسب است. خاک را سبک تهیه نمایید مخلوطی از دو قسمت گل و سه قسمت برگ پوسیده برای این گیاه مناسب است.

تکثیر:تکثیر کاج مطبق در خانه بسیار مشکل و تقریبا ناممکن است. برای تکثیر از بذر یا قلمه استفاده می‌‌شود که البته قلمه باید از انتها ی ساقه گیاه باشد در غیر اینصورت گیاه حاصل کج در می‌‌آید.

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٧ساعت۳:٥٠ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
نارون مجنون

 


نام لاتین:            Ulmus glabra 'Camprowni'
تیپ رویشی:  درخت
وضعیت خزان:  خزان کننده
سرعت رشد:  سریع
ارتفاع: 6  متر
قطر تاج: 6  متر
نیاز نوری:  آفتابی
نیاز آبی:  کم نیاز
معیار زیبایی:  شاخساره
زمان ظهور معیار زیبایی:  بهار و تابستان
قابلیت هرس:  نیمه هرس پذیر
مقاومتهای اکولوژیک:  مقاوم به کم آبی و آفات
خاک مناسب:  هر نوع خاک
کاربرد در فضای سبز:  کاشت در پارکها ، چمن کاریها و خیابانها
وضعیت سازگاری با شرایط اکولوژیک موجود:   عالی

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٧ساعت۳:۳٤ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
آزالیا azalea

گیاه زینتی آزالیا که نام علمی ان rhododendron است گیاه آپارتمانی با رنگ های فوق العاده زیباست

گیاه زینتی آزالیا در باغazalea

 

فروشندگان گل و گیاه زینتی وقتی آزالیا را برای فروش عرضه میکنند که پر از گل و غنچه است.
برای اینکه پس از خریدن گیاه آزالیا و اوردنش به منزل با افتادن غنچه ها و ریختن برگهای گیاه آزالیا مواجه نشویم لازم است که اولا گیاه آزالیا را از نقاط گرم اتاق دور نگهداریم و ثانیا به گیاه آزالیا آب فراوان باید داد بنابر این باید به یاد داشته باشیم که گلدان گیاه آزالیا را در خنک ترین نقطه اتاق و در برابر نور کافی قرار دهیم .

 

چناچه گهگاه گلدان آزالیا را از انتها برای مدت چند دقیقه درون سطل محتوی آب قرار دهیم به سلامتی گیاه کمک زیادی کرده ایم.
در بهار اگر گلدان گیاه آزالیا را در زیر باران ملایم قرار دهیم تا از آب باران که فاقد مواد آهکی است استفاده کند مفید خواهد بود.
باید بدانیم که هر قدر محل نگهداری گلدان گیاه آزالیا خنک تر باشد گلهای آزالیا پردوام تر خواهد بود.
پس از اینکه گل دادن آزالیا تمام شد گلهای خشک شده را جدا کرده و گلدان رادر محلی که نور کافی به آن برسد د رحرارت 6 تا 8 درجه سانتیگراد قرار داده و از میزان آب دهی باید کاست.
جوانه های جدید را نیز از شاخه ها باید جدا کرد.
گیاه زینتی آزالیا به صورت بونسایی azalea

اواخر پاییز مجددا شکوفه ها ظاهر شده و تا اواسط زمستان گیاه آزالیا پر از گل خواهد گردید.
نوعی از آزالیا به نام آزالیای ژاپنی را در زمستان نیز میتوان در باغچه نگهداشت ولی تابستانها باید در محل نیمه سایه قرار گیرد.
برای تکثیر گیاه آزالیا لازم است از ساقه های قدیمی و ضخیم استفاده کرد.
قلمه زنی باید در فصل تابستان و در مخلوطی به نسبت مساوی از پیت و ماسه تحت دمای 15 درجه سانتیگراد صورت گیرد.

 

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٧ساعت۱:٠٢ ‎ق.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
ابریشم ایرانی

 

 

نام لاتین:Albizzia julibrissin

تیپ رویشی:  درخت
وضعیت خزان:  خزان کننده
سرعت رشد:  سریع
ارتفاع:  10 متر
قطر تاج: 10  متر
نیاز نوری:  آفتابی
نیاز آبی:  متوسط
معیار زیبایی:  گل
زمان ظهور معیار زیبایی:  اواسط تابستان تا اواخر پاییز
قابلیت هرس:  نیاز ندارد
مقاومتهای اکولوژیک:  مقاوم به گرما و آفات
خاک مناسب:  هر نوع خاک
کاربرد در فضای سبز:  کاشت در پارکها ، میادین و چمن کاریها
وضعیت سازگاری با شرایط اکولوژیک موجود:  خوب

 

 

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٧ساعت۱٢:٥٥ ‎ق.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
زعفران بیخوابی را رفع می کند

از زعفران می توان جهت رفع بیخوابی های منشاء تحریکات مغزی استفاده کرد. زعفران با نام علمی Crocus sotrvus گیاهی است چند ساله به ارتفاع 10 تا 30 سانتیمتر که دارای پیازی سخت و مدور، گوشتدار و پوشیده از غشاهای نازک و قهوه ای رنگ است. از وسط پیاز زعفران که در واقع قاعده گیاه به حساب می آید، تعدادی برگ های دراز و باریک خارج می شود که سطح فوقانی آنها رنگ سبز تیره ولی سطح تحتانی سبز روشن دارد.گل های زعفران ظاهر لوله ای باریک و دراز به رنگ بنفش وبا برحسب واریته های گیاه به رنگ های گلی و ارغوانی دیده می شود و پرورش زعفران در نواحی مختلف خراسان و نقاط مساعد کشور صورت می گیرد.گل های زعفران دارای 3 پرچم و مادگی آنها مرکب از خامه دراز منتهی به کلاله سرشاخه به رنگ قرمز نارنجی است که تحت نام زعفران وارد بازار می شود.زعفران موجبات سهولت هضم را فراهم می سازد و اثر محرک بر روی سلسله اعصاب دارد. این گیاه مسکن سرفه در برونشیت های مزمن است و آن نیز به علت اثر بی حس کننده آن بر روی انتهای اعصاب حباب های ریوی است.زعفران در درمان حالات تشنجی و درد دندان موثر است و به صورت دم کرده 5/0 تا 2 گرم در لیتر مورد استفاده قرار می گیرد.

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٧ساعت۱٢:۳۸ ‎ق.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
با مصرف بهینه کودهای پتاسیمی سرخشکیدگی درختان پسته از بین می رود

با رعایت اصول مصرف بهینه کودهای پتاسیمی در باغات پسته، عارضه خشکیدگی درختان آن بهبود پیدا می کند.به گزارش سرچشمه پور دانشجوی دکتری گروه خاکشناسی دانشگاه تهران در مقاله ای به ضرورت کوددهی پتاسیم در افزایش محصول پسته با بهبود کیفیت پرداخته است.در مقدمه این مقاله آمده است: سطح زیرکشت پسته ایران در حال حاضر حدود 420 هزار هکتار برآورد شده که 4/74 درصد آن بارور است. میزان تولید سالانه این محصول 335 هزار تن و متوسط عملکرد 753 کیلوگرم در هکتار است. پسته یکی از مهمترین محصولات باغی و از عمده ترین محصولات صادراتی غیرنفتی کشور است که با رعایت اصول مصرف بهینه کودی مخصوصا کودهای پتاسیمی، به سهولت می توان عملکرد هکتاری این محصول را تا حد پیش بینی شده در برنامه های چهارم توسعه و چشم انداز 20 ساله کشور افزایش داد.این مقاله در خصوص مشکلات پسته می افزاید: تغذیه نامتعادل، عدم مصرف کودهای پتاسیمی در سالهای گذشته و تخلیه آنها و نامطلوب بودن کیفیت آبهای آبیاری سبب پایین آمدن عملکرد، بوجود آمدن عارضه ریزبرگی، زردی، ریزش جوانه های گل و از همه مهمتر مهیا شدن شرایط برای بوجود آمدن عارضه زردی عمومی و شیوع برخی از بیماریها در درختان پسته شده است.بررسی ها در خصوص علل خشکیدگی سرشاخه های درختان پسته نشان داد که عامل عمده خشکیدگی سرشاخه های این درختان سرمای چند درجه زیرصفر زمستان یا گرمای 55 درجه تابستان نیست، بلکه این سرشاخه ها در اثر استمرار کمبود عناصر غذایی و مصرف نامتعادل کودها ضعیف شده و سپس درختان به انواع بیماریها و آفات مبتلا می شوند و در نهایت به خشکیدگی سرشاخه ها منجر می شود.نتایج تحقیقات در مورد نقش پتاسیم در پسته حاکی از آنست که وجود پتاسیم در شرایط کمبود آب و شوری مناطق پسته خیز بسیار مورد توجه بوده است اندازه، رنگ و خاصیت انباری میوه را بهبود بخشیده و باعث افزایش مقاومت گیاه به آفات، بیماریها، سرما و خشکسالی می شود.

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٧ساعت۱٢:۳٦ ‎ق.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
 

کنترل آفات، بیماری ها و علف های هرز به دلیل خسارتی که به محصولات کشاورزی وارد می کنند در همه کشورها از اهمیت زیادی برخوردار است. برای کنترل این عوامل خسارت زا از روش ها گوناگونی استفاده می شود که از جمله می توان به مبارزه زراعی، مکانیکی، بیولوژیکی، شیمیایی و تلفیقی اشاره داشت.خوشبختانه گیاه پزشکی در کشور ما از رشته های پرطرفدار دانشکده های کشاورزی است و تلاش های مؤثری برای ارتقای سطح این رشته از سوی وزارت علوم، مؤسسه تحقیقات آفات و بیماری های گیاهی و سازمان حفظ نباتات کشور صورت گرفته است.کنترل شیمیایی رایج ترین و مؤثرترین شیوه کنترل آفات، بیماری های گیاهی و علف های هرز است. افزایش سریع جمعیت کره زمین و نیاز روز افزون به تولید هر چه بیشتر موادغذایی موجب گردیده تا علیرغم زیان های و خطرات استفاده از سموم و مواد شیمیایی این شیوه همچنان به عنوان قاطع ترین روش، در سراسر جهان، حتی در پیشرفته ترین کشورها در نظر گرفته شود چنانکه بزرگترین مصرف کنندگان سموم و مواد شیمیایی کشاورزی، آمریکا، ژاپن، فرانسه و ... هستند.در ایران سالانه رقمی حدود صد میلیون دلار برای تأمین مواد مورد نیاز برای تولید و یا واردات سموم هزینه می شود که با در نظر گرفتن وسعت اراضی و باغ ها در مقایسه با بسیاری از کشورها رقم ناچیزی است و این البته مرهون تلاش دست اندرکاران علم گیاه پزشکی کشور، بویژه مؤسسه تحقیقات آفات و بیماری های گیاهی و سازمان حفظ نباتات کشور است که با توصیه ای درست از سمپاشی های بی رویه و غیرضرور جلوگیری می کنند.در کشورهای مختلف حمایت از محصولات و تولیدات کشاورزی امری مرسوم بوده و بویژه کشورهای پیشرفته بودجه های قابل توجهی برای این امر در نظر می گیرند.درکشور ما نیز پس از انقلاب اسلامی، نهاده های کشاورزی از طریق دولت (وزارت کشاورزی) و با پرداخت یارانه تأمین می شده است. سموم مورد نیاز در طی این سال ها توسط شرکت خدمات حمایتی کشاورزی و از طریق انجام مناقصه بین المللی خریداری گردیده است. اما در راستای سیاست کاهش هزینه های دولت، وزارت کشاورزی در چند سال گذشته با افزایش تدریجی قیمت ریالی سموم عملاً در جهت کاهش یارانه ها و خصوصی سازی تولید و توزیع و یا تجارت سموم گام برداشته است. چنانکه از دوسال پیش با حذف حشره کش ها از لیست مناقصه بین المللی عملاً بیش از پنجاه درصد سموم آزاد و از شمول پرداخت یارانه خارج گردید. طبق برنامه اعلام شده قرار است سایر سموم یعنی قارچ کش ها و علف کش ها نیز در یکی دو سال آینده آزاد شده و یارانه های پرداختی کاملاً حذف گردد.هدف این نوشته آن است که تأثیر حذف یارانه از ۵۰ درصد سموم مصرفی در کشور در طی دو سال گذشته و نیز پیامدهای احتمالی حذف یارانه از سایر سموم در آینده نزدیک را مورد بررسی قرار دهد. از نظر این قلم در کشوری که جز نفت، اقتصاد آن اساساً بر کشاورزی استوار است و اهمیت این بخش بارها از سوی بلندپایه ترین مسؤولان نظام و نیز در برنامه های توسعه، مورد تأکید و تأیید قرار گرفته است، حمایت از کشاورزی و کشاورزان به منظور تولید هرچه بیشتر و دستیابی به خود کفایی امری ضروری است و به همین علت حذف کامل یارانه مربوط به سموم باید از اساس مورد تجدید نظر قرار گیرد نه آنچنان که اکنون در مورد بیش از پنجاه درصد از سموم کشاورزی صورت گرفته و آشفته بازاری پدیدآورده است که به برخی از پیامدهای آن در ذیل اشاره می شود.کنترل آفات یک امر کاملاً تخصصیکنترل آفات، بیماری های گیاهی و علف های هرز، یک امر کاملاً تخصصی و مشابه پزشکی انسانی است. چنانکه، پیشگیری، تشخیص و درمان بیماری های انسانی کاملاً تحت نظر پزشکان انجام می شود و داروخانه ها صرفاً بر اساس نسخه پزشکان اقدام به ارائه دارو می کنند. مصرف سموم کشاورزی نیز باید کاملاً تحت نظر گیاه پزشکان اداره های حفظ نباتات و یا کلینیک های تخصصی گیاه پزشکی صورت گیرد. هیچ فروشگاه و یا فروشنده سموم کشاورزی مجاز به ارائه مستقیم سموم به کشاورزان بدون دریافت نسخه نیست. اما اکنون که به دلیل آزاد شدن کنه کش ها و حشره کش ها این سموم مستقیماً از سوی فرمولاتورها و تولیدکنندگان، در اختیار فروشندگان سموم قرار می گیرند، وضعیتی پدید آمده که کشاورزان برای تأمین سموم مورد نیاز خود مستقیماً به فروشگاه های سموم مراجعه و فروشندگان بر اساس سلیقه خریدار و یا صلاح دید خود برای آنان دارو تجویز می کنند. متأسفانه بسیاری از فروشندگان نه براساس دانش گیاه پزشکی و تشخیص صحیح بلکه بر اساس موجودی فروشگاه و یا میزان سودی که عایدشان می شود، سم در اختیارمراجعه کنندگان می گذارند. در برخی مناطق سموم حتی توسط وانت بارهایی که در سطح خیابان ها و روستاها به عنوان فروشگاه های سیار تردد می کنند فروخته می شود. در حالی که در گذشته سموم صرفاً از طریق فروشگاه های مجاز و با دریافت نسخه به کشاورزان ارائه می گردید. در واقع با آزاد شدن کنه کش ها و حشره کش ها کنترل و نظارت بر توزیع این گروه از سموم کاهش یافته و گیاه پزشکی کشور به میزان زیادی از حالت تخصصی خارج شده است.مسائل بهداشتی و زیست محیطیتولید، توزیع و مصرف سموم به دلیل عوارض بهداشتی و زیست محیطی که می تواند ایجاد کند باید کاملاً تحت نظارت و کنترل مراجع ذی صلاح انجام شود. گزارش های معتبر بسیاری از عوارض مصرف بی رویه و غیرضروری سموم در جهان و ایران موجود است. بر اساس گزارش های داخلی شیوع بیش از اندازه بیماری هایی همچون سرطان دستگاه گوارش، در برخی استان های کشور به مصرف بی رویه سموم کشاورزی نسبت داده شده است. با آزاد شدن کنه کش ها و حشره کش ها نظارت بر توزیع و مصرف آنها نیز تا اندازه زیادی نادیده گرفته شده است در حالی که این امر از جهات مختلف باید مورد توجه قرار گیرد. از جمله اینکه آیا سموم مورد استفاده در کشور دارای شناسنامه اند یا خیر؟ کمپانی های بزرگ تولیدکننده سموم، همراه با کشف یک ملکول جدید موظف به ارائه کامل مطالعات انجام شده در زمینه های مختلف از جمله عوارض زیست محیطی بیماری زایی، تأثیر بر پستانداران،... باقیمانده در خاک، آب، سرعت، تجزیه، PHI و ... به مراجع بین المللی هستند.متأسفانه بیش از ۹۰ درصد از سموم فرموله داخلی با استفاده از مواد اولیه بدون شناسنامه و توسط کمپانی های متفرقه و از کشورهای معین وارد می شود. کشورها و کمپانی هایی که فرمول سموم را کپی کرده و در مقابل مراجع بین المللی به هیچ وجه پاسخگو نیستند. موارد متعددی اتفاق افتاده که مشخصات کالای ژنریک وارداتی با فرآورده ثبت شده توسط کمپانی اصلی تفاوت های اساسی دارد. متأسفانه هیچگاه میزان عوارض، خسارات و با بیماری هایی که از ناحیه مصرف سموم نامناسب و خارج از استانداردهای بین المللی در کشور ما ایجاد می شود، به محاسبه در نیامده اما تردیدی نیست که ضرر و زیان ناشی از مصرف این نوع سموم صدها برابر مبلغی است که دولت به عنوان یارانه به کشاورزان پرداخت می کرد.روشن است که حفظ سلامت جامعه جز با رعایت استانداردهای کشاورزی پایدار ممکن نیست. از همین روست که در چند سال گذشته عوارض زیست محیطی و ... سموم در حال ثبت به طور جدی در دستور کار مسؤولان قرار گرفته است. موارد متعددی پیش آمده که یک سم علیرغم تأثیر مطلوب به دلیل عوارض نامطلوب از دایره ثبت خارج شده است. متأسفانه در حال حاضر به دلیل آزاد شدن بخشی از سموم، نرم های یادشده رعایت نمی شود. ذکر مثالی در این مورد خالی از فایده نیست.گیاه پزشکان، به منظور حفظ حشرات مفید و جلوگیری نسبی از تأثیرات مخرب سموم، استفاده از ترکیبات گرانوله را برای کنترل کرم ساقه خوار برنج (مهمترین آفت مزارع برنج در شمال کشور) توصیه می کنند. اما اکنون با آزاد شدن کنه کش ها و حشره کش ها، انواع سموم مایع و یا امولسیون از طریق تولیدکنندگان داخلی در اختیار فروشندگان قرار گرفته و کشاورزان به دلیل ارزان تر بودن این ترکیبات، خارج از نظارت مسؤولان و کارشناسان حفظ نباتات و کاملاً مغایر با دستورالعمل های گیاه پزشکی به سمپاشی مزارع روی آورده اند. برای کنترل کرم ساقه خوار برنج اکنون سمومی مانند مونرکروتوفوس، فسفامیدون، اندوسولفان، کلرپریفوس و ... که طبق تحقیقات انجام شده، عوارض خطرناک زیست محیطی و بهداشتی بر جای می گذارند، در سطح گسترده به مصرف می رسند. به راستی تکلیف مبارزه بیولوژیک در برنج شمال کشور که در سال های اخیر در سطح بیش از صد هزار هکتار انجام می شده و هزینه گزافی برای آن پرداخت گردیده چه می شود؟

منبع:وبلاگ کشاورز جوان

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٧ساعت۱٢:۳٤ ‎ق.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
برای مبارزه با انگل ها در آغاز تابستان مزارع را شخم عمیق بزنید

شخم عمیق در ابتدای فصل تابستان، جمعیت نماتد گره در ریشه گیاهانی چون خرما، گوجه فرنگی، بادمجان، توتون و... را به طور قابل ملاحظه ای کاهش می دهد.به گزارش خبرگزاری کشاورزی ایران (ایانا)- براساس بررسیهای انجام شده توسط پژوهشگران. نماتد گره ریشه با نام علمی Meloidogyne Javanica یکی از مهمترین و خطرناکترین موجوات انگلی است که وجود آنها در خاک مزارع باعث ایجاد گره ها، گال ها یا غده هایی بر روی ریشه گیاهان می شود.این موجودات در نخلستانهای خرما و مزارع گوجه فرنگی، بادمجان و توتون یکی از مهمترین عوامل محدودکننده رشد گیاه و کاهش محصول هستند.قسمت های هوایی گیاهان آلوده به نماتد دارای علائمی شبیه به کمبود آب یا مواد غذایی هستند. همچنین ضعف عمومی، زردی، پژمردگی و کوتولگی اندام های هوایی گیاه از دیگر نشانه های حمله نماتد است.انتقال خاک، آب و گیاه آلوده به مزارع بوسیله ادوات کشاورزی و... باعث گسترش نماتدها می شود و شخم عمیق در اول تابستان و رعایت تناوب زراعی با گیاهان غیرمیزبانی چون کنجد، ذرت، گندم و گیاهان مقاوم موجب کاهش جمعیت این موجودات خواهد شد.برای کنترل شیمیایی نماتد گره ریشه در سطوح کوچک از جمله گلخانه ها و نهالستانها سموم تدخینی چون متام سدیم و متیل بروماید توصیه شده است.همچنین در مکان هایی که شدت آلودگی و جمعیت نماتد پایین باشد می توان مقادیر زیادی کود آلی و سبز را زیر سایه انداز درخت به خوبی با خاک مخلوط کرد تا ضمن تقویت گیاه، جمعیت عوامل کنترل بیولوژیک نیز افزایش پیدا کند.

منبع:وبلاگ کشاورز جوان

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٧ساعت۱٢:۳۱ ‎ق.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
تولید پلاستیک از گیاهان

در انتهاى جاده اى سنگلاخى در ایالت آیواى مرکزى، یک کشاورز در افق، به جایى خیره شده است که تا چشم کار مى کند گیاهان بلند و برگ دار ذرت قرار دارند و زیر نسیم موج مى زنند. او لبخندى مى زند زیرا چیزى در مورد کشتزارش مى داند که کمتر کسى از آن آگاه است چون نه فقط دانه هاى ذرت در سنبله آن رشد مى کنند بلکه گرانول هاى پلاستیک نیز در ساقه و برگ هاى آن تولید مى شوند.
به نظر مى رسد که ایده رشد دادن پلاستیک «که در آینده نزدیک قابل حصول است» جالب تر از ساخت پلاستیک ها در کارخانجات پتروشیمى باشد. در این کارخانجات هر ساله حدود ۲۷۰ میلیون تن نفت و گاز مصرف مى شود. در واقع سوخت هاى فسیلى علاوه بر انرژى، مواد اولیه را نیز براى تبدیل نفت خام به پلاستیک هاى معمولى از قبیل پلى استایرن، پلى اتیلن و پلى پروپیلن فراهم مى کنند. کاربرد پلاستیک ها در تمام شئونات زندگى، گسترده شده است و نمى توان روزى، زندگى بدون پلاستیک را تصور کرد چون از بطرى هاى شیر و نوشابه گرفته تا لباس و قطعات خودرو از پلاستیک هستند، گرچه این تولید زیاد پلاستیک ها اساساً زیر سئوال رفته است. انتظار مى رود منابع شناخته شده ذخیره جهانى نفت تا ۸۰ سال دیگر تمام شوند و این در مورد گاز طبیعى ۷۰ سال و براى زغال ۷۰۰ سال است، اما تاثیرات اقتصادى کاهش این منابع خیلى زودتر فرا خواهد رسید. وقتى منابع کاهش یابد، قیمت ها هر روز بالا خواهد رفت و این واقعیتى است که نمى تواند از کانون توجه سیاستگزاران خارج شود. چند سال قبل کلینتون رئیس جمهور آمریکا در ماه اوت ۱۹۹۹ یک دستورالعمل اجرایى صادر کرد و طى آن تاکید کرد که باید کار محققین به سمت جایگزینى سوخت هاى فسیلى با مواد گیاهى به عنوان سوخت و نیز به عنوان مواد خام جهت گیرى شود. با توجه به این نگرانى ها، تلاش مهندسین بیوشیمى براى کشف چگونگى رشد پلاستیک گیاهى از دو جهت سبز است: یکى اینکه قابل ساخت از منابع تجدیدپذیر است و دیگر اینکه اساساً پلاستیک تولیدى پس از دور ریختن قابل تجزیه بیولوژیکى است.
اما تحقیقات اخیر تردیدهایى در مورد صحت این دیدگاه ها به وجود آورده است. اول اینکه، توانایى تجزیه بیولوژیکى داراى «هزینه پنهانى» است. بدین معنى که با تجزیه پلاستیک ها دى اکسیدکربن و متان تشکیل و متصاعد مى شود که این گازها، جزء گازهاى به دام افکننده گرما یا گازهاى گلخانه اى هستند که کوشش هاى امروزه جهانى در جهت کاهش آنها است. علاوه بر این، هنوز به سوخت هاى فسیلى براى ایجاد انرژى مورد نیاز فرایند استخراج پلاستیک از گیاهان نیاز است. براساس محاسبات، این نیاز به انرژى بسیار بیشتر از آن چیزى بود که فکر مى شد. در اینجا است که باید گفت تولید موفقیت آمیز پلاستیک هاى سبز در گرو این است که محققان بتوانند با روش هاى با صرفه، بر موانع مصرف انرژى غلبه کرده در عین حال نیز هیچ بارى بر محیط زیست اضافه نکنند. تولید سنتى پلاستیک ها متضمن مصرف بسیار زیاد سوخت فسیلى است. خودروها، کامیون ها، هواپیماها و نیروگاه ها بیشتر از ۹۰ درصد از مواد تولیدى پالایشگاه ها را مى بلعند، اما پلاستیک ها
از بقیه آن استفاده مى کنند که این مقدار تنها در آمریکا حدود ۸۰ میلیون تن در سال است.
تا به امروز کوشش صنایع بیوتکنولوژیکى و کشاورزى در مورد جایگزینى پلاستیک هاى معمولى با پلاستیک هاى گیاهى به سه دیدگاه منجر شده است که عبارتند از: تبدیل شکرهاى گیاهى به پلاستیک، تولید پلاستیک در داخل بدن میکروارگانیسم هاى گیاهى، رشد پلاستیک در ذرت و دیگر غلات.
شرکت کارگیل (Cargill) یکى از غول هاى صنایع کشاورزى به همراه شرکت داو (Dow) برترین شرکت شیمیایى جهان، چند سال پیش به توسعه دیدگاه اول همت گماشتند که به تبدیل شکر حاصل از ذرت و دیگر گیاهان پلاستیکى به نام پلى لاکتید (PLA) منجر شد. در مرحله اول میکروارگانیسم ها شکر را به اسیدلاکتیک تبدیل مى کنند و در مرحله بعدى، به طور شیمیایى مولکول هاى اسید لاکتیک به یکدیگر متصل مى شوند تا زنجیره اى مشابه زنجیره پلى اتیلن ترفنالات (PET) که پلاستیکى پتروشیمیایى است و در بطرى نوشابه هاى خانواده و در الیاف لباس ها استفاده مى شود، به دست آید. در واقع جست وجوى محصولات جدید از شکر ذرت، جزیى از فعالیت هاى طبیعى شرکت کارگیل بود که با استفاده از کارخانه هاى آسیاى مرطوب دانه هاى ذرت را به محصولاتى از قبیل شربت با فروکتوز بالاى ذرت، اسید سیتریک، روغن نباتى، بیواتانول و غذاهاى حیوانات تبدیل مى کند. در سال ۱۹۹۹ کارخانه هاى این شرکت ۳۹ میلیون تن ذرت را فرایند کردند که این مقدار تقریباً ۱۵ درصد کل برداشت ذرت آمریکا در آن سال بود. در ابتداى سال ۲۰۰۰ مجموعه کارگیل- داو طرحى با سرمایه ۳۰۰ میلیون دلار به منظور تولید انبوه پلاستیک جدیدشان راه اندازى کرد. این طرح با نام تجارى Nature Works و براى تولید انبوه PLA ارائه شد.
دیگر شرکت ها از جمله صنایع شیمیایى سلطنتى (ICI) روش هایى براى تولید نوع دوم این پلاستیک ها ابداع کردند. این پلاستیک پلى هیدروکسى آلکانوایت (PHA) نام دارد. PHA شبیه PLA از شکر گیاهى ساخته شده و تجزیه پذیر است. البته در مورد PHA یک باکترى به نام Ralstona eutropha شکر را مستقیماً به پلاستیک تبدیل مى کند. براى تولید PLA یک مرحله شیمیایى خارج از ارگانیسم باید انجام گیرد اما در تولید PHA، این زنجیره به طور طبیعى در داخل میکروارگانیسم تا ۹۰ درصد از جرم سلول منفرد به صورت گرانول تجمع مى کند.
در پاسخ به بحران نفت در دهه ،۱۹۷۰ ICI فرایند تخمیرى در مقیاس صنعتى خود را که طى آن میکروارگانیسم ها شکر را به PHA تبدیل مى کنند، با ظرفیت چند تن در سال ارائه کرد. شرکت هاى دیگرى این پلاستیک را قالب ریزى کرده و از آن اقلام تجارتى مثل تیغ ریش قابل تجزیه بیولوژیکى و بطرى هاى شامپو ساخته و به بازار ارائه کردند. اما این اقلام پلاستیکى اساساً قیمت بالاترى از اقلام با پلاستیک هاى معمولى داشتند و هیچ مزیت عملکردى به غیر از تجزیه پذیرى بیولوژیکى نداشتند. در سال ۱۹۹۵ شرکت مونسانتو (Monsanto) فرایند و دستگاه هاى مربوطه را خریدارى کرد، اما سودآورى آن هم مبهم باقى مانده است. بسیارى شرکت ها و گروه هاى علمى و نیز شرکت مونسانتو کوشش هاى خود را معطوف به سومین دیدگاه تولید PHA یعنى رشد دادن پلاستیک در گیاه کرده اند. با تصحیح ژنتیکى گیاه غله مى توان آن را قادر به سنتز پلاستیک ساخت و در نتیجه فرایند تخمیر را حذف کرد. یعنى به جاى رشد دادن غله، سپس برداشت آن، فرایند کردن آن، تولید شکر و نهایتاً تخمیر شکر و تولید پلاستیک مى توان مستقیماً پلاستیک را در خود گیاه ساخت. بسیارى محققین این دیدگاه را جذاب ترین و با بازده ترین راه حل ساخت پلاستیک از منابع انرژى تجدیدپذیر مى دانند. طى این سال ها گروه هاى زیادى در تعقیب این هدف بوده و هستند.
146841.jpg
در اواسط دهه ۱۹۸۰ استیون اسلاتر (Steven C.Salter) عضو گروهى بود که وظیفه آن جداسازى ژن هاى سازنده پلاستیک از باکترى بود. محققین پیش بینى مى کنند که قرار دادن این آنزیم ها در داخل یک گیاه مى تواند تبدیل استیل کوآنزیم A (ماده ى که حین تبدیل نور خورشید به انرژى، به طور طبیعى در گیاه تشکیل مى شود) به نوعى پلاستیک را انجام پذیر سازد. در سال ۱۹۹۲ همکارى بین دانشمندان دانشگاه دولتى میشیگان و دانشگاه جیمز مادیسون با این هدف شروع شد. محققین با انجام مهندسى ژنتیک روى گیاه Arabidopsis Thalianan توانستند نوعى PHA ترد بسازند. دو سال بعد شرکت مونسانتو کار براى ساخت نوع انعطاف پذیرتر PHA را روى یک گیاه معمول تر یعنى ذرت شروع کرد. از آنجا که تولید پلاستیک نمى تواند با تولید غذا رقابت کند، محققین هدف خود را به سوى استفاده از قسمت هایى از گیاه ذرت که برداشت نمى شود (مثل برگ و ساقه) متوجه ساختند. رشد دادن پلاستیک در برگ و ساقه به کشاورزان هنوز این امکان را مى دهد که بتوانند با کمباین هاى معمولى میوه ذرت را برداشت کرده و با زیرورو کردن مجدد مزرعه، برگ ها و ساقه هاى حاوى پلاستیک را برداشت کنند. برخلاف تولید PHA و PLA به روش تخمیر که باید با استفاده از زمین براى تولید ذرت براى دیگر مقاصد رقابت کند، رشد دادن PHA در برگ و ساقه ذرت این امکان را به وجود مى آورد که بتوان ذرت و پلاستیک را به طور همزمان از یک مزرعه به دست آورد. ضمناً با استفاده از گیاهان مناسب شرایط نامساعد مثل Switch grass مى توان از این تقابل بین تولید پلاستیک و دیگر استفاده ها از زمین جلوگیرى کرد. یعنى لزومى ندارد که فقط زمین هاى مخصوص کشت ذرت را به این کار اختصاص دهید. محققین به پیشرفت هاى فنى وسیعى در زمینه افزایش میزان پلاستیک در گیاه و همچنین تغییر زنجیره پلاستیک به منظور حصول به خواص مفید، دست یافته اند. گرچه این نتایج وقتى مستقلاً دیده مى شوند تشویق کننده اند ولى حصول به هر دو ویژگى یعنى ترکیب مفید و نیز میزان بالاى پلاستیک در گیاه خود یک مشکل است. تاکنون اثبات شده است که کلروپلاست هاى برگ بهترین مکان براى تولید پلاستیک هستند. اما کلروپلاست ها اعضاى سبزى هستند که وظیفه شان جذب نور است و این در حالى است که غلظت بالاى پلاستیک از فتوسنتز جلوگیرى کرده و بازدهى گیاه را کاهش مى دهد. همچنین جداسازى پلاستیک از گیاه خود یک چالش است. ابتدائاً محققین شرکت مونسانتو تاسیسات استخراج را به عنوان واحد جانبى کارخانه فرآورى ذرت در نظر گرفتند. اما وقتى این واحد را روى کاغذ طراحى کردند متوجه شدند استخراج و جمع آورى پلاستیک به مقادیر زیادى حلال نیاز دارد که در نتیجه مى بایست بعداً به منظور استفاده مجدد بازیابى شود. این زیرساختار فرایند از لحاظ اندازه با کارخانه هاى موجود پتروشیمیایى برابرى مى کند و اندازه کارخانه آسیاى ذرت را به شدت افزایش مى دهد. باید توجه داشت که انجام سرمایه گذارى و گذشت زمان باعث مى شود که محققین بر این موانع فنى غلبه کنند.
اما اینجا سئوالى که مطرح مى شود این است که کدام راه حل ارزشمندتر است؟ وقتى انرژى و ماده خام لازم براى هر مرحله رشد PHA در گیاهان، برداشت، خشک کردن برگ و ساقه، استخراج PHA از برگ و ساقه، تخلیص پلاستیک، جداسازى و بازیایى حلال و تبدیل پلاستیک به رزین را بررسى کنید خواهید دید که این دیدگاه، انرژى خیلى بیشترى نسبت به تولید مواد پلاستیکى از منابع فسیلى در اغلب روش هاى پتروشیمیایى، مصرف مى کند. در یک تحقیق که اخیراً تکمیل شده است، محققین متوجه شدند که ساخت یک کیلوگرم PHA از گیاه ذرت (تصحیح شده ژنتیکى) حدود ۳۰۰ درصد انرژى بیشتر از ۲۹ مگاژول لازم براى ساخت مقدار برابر پلى اتیلن (ساخته شده از سوخت فسیلى) مصرف مى کند. بنابراین ناامیدانه باید گفت مزیت استفاده از ذرت به جاى نفت به عنوان ماده خام، جبران کننده این میزان اختلاف در انرژى مصرفى نیست. براساس الگوهاى امروزى مصرف انرژى در صنایع فرآورى ذرت، براى تولید یک کیلوگرم PHA نیاز به ۶۵/۲ کیلوگرم سوخت فسیلى است. براساس اطلاعات جمع آورى شده توسط جامعه سازندگان اروپایى پلاستیک ها (APME) از ۳۶ کارخانه اروپایى تولید پلاستیک، تخمین زده شد که براى تولید یک کیلوگرم پلى اتیلن تنها به ۲/۲ کیلوگرم نفت و گاز طبیعى نیاز است که تقریباً نصف آن در محصول نهایى ظاهر مى شود. این موضوع به این معنى است که تنها ۶۰ درصد از مقدار نفت و گاز مصرفى یعنى ۳/۱ کیلوگرم از آن به منظور تولید انرژى سوزانده مى شود.
با توجه به این مقایسه، ممکن نیست متقاعد شوید که رشد دادن پلاستیک در ذرت و سپس استخراج آن توسط انرژى ناشى از سوخت هاى فسیلى باعث حفظ منابع فسیلى مى شود. در واقع با جایگزینى منبع تجدیدپذیر به جاى منبع تجدیدناپذیر، ناگزیر به استفاده از مقدار بیشترى از آن خواهید شد. در مطالعه قدیمى ترى، آقاى «تیلمان جرن جروس» (Tilman Gorngross) کشف کرد که تولید یک کیلوگرم PHA به وسیله تخمیر میکروبى همان میزان سوخت فسیلى، یعنى ۳۹/۲ کیلوگرم، نیاز دارد. این نتایج مایوس کننده قسمتى از دلایلى بود که براساس آن شرکت مونسانتو، پیشرو تولید PHA از گیاه، سال گذشته اعلام کرد که توسعه چنین سیستم هاى تولید پلاستیک را متوقف خواهد کرد. هم اکنون تنها پلاستیک کارخانه اى به این روش که صنعتى شده است، پلاستیک PLAى Cargill- Dow است. این فرایند ۲۰ تا ۵۰ درصد منابع فسیلى کمترى نسبت به ساختن پلاستیک از نفت مصرف مى کند، اما هنوز از دیدگاه انرژى بسیار پرمصرف تر از بسیارى فرایندهاى پتروشیمیایى است. مسئولان شرکت انتظار دارند نهایتاً بتوانند میزان انرژى لازم را کاهش دهند. راه دیگر همانا توسعه دیگر منابع شکر گیاهى که انرژى کمترى براى فرآورى نیاز دارند، (مثل گندم و چغندر) است که مى تواند استفاده از سوخت هاى فسیلى را کاهش دهد.
در همین زمان، دانشمندان در Cargill- Dow تخمین مى زنند اولین تاسیسات ساخت PLA که هم اکنون در Blair نبراسکا در حال ساخت است، بتواند براى هر کیلوگرم پلاستیک ۵۶ مگاژول انرژى مصرف کند که این مقدار ۵۰ درصد بیشتر از انرژى لازم براى PET ولى ۴۰ درصد کمتر از نایلون است.
انرژى لازم براى تولید پلاستیک هاى گیاهى دومین و حتى اولین مشکل زیست محیطى این فرایند است.
نفت اولین منبع براى تولید پلاستیک هاى معمول است، اما ساخت پلاستیک از گیاهان عمدتاً بر زغال و گاز طبیعى تکیه دارد که براى راه انداختن مزارع ذرت و صنایع فرآورى ذرت مصرف مى شود. به همین دلیل تعدادى از روش هاى گیاهى از سوخت هاى کمیاب (نفت) به سوخت هاى فراوان (زغال) تغییر سوخت داده اند. بعضى متخصصان معتقدند این تغییر سوخت گامى به سمت توسعه پایدار است. موضوع فراموش شده در این منطق، این حقیقت است که تمامى سوخت فسیلى مصرف شده براى ساخت پلاستیک ها از مواد خام تجدیدپذیر (ذرت) مى بایست سوخته شوند تا انرژى تولید کنند، در حالى که در فرایندهاى پتروشیمیایى قسمت عمده اى از سوخت به محصول نهایى تبدیل مى شود.
سوزاندن سوخت بیشتر باعث وخیم تر کردن مشکل دیگرى مى شود که آن افزایش انتشار گازهاى گلخانه اى مثل دى اکسیدکربن است. همچنین به طور طبیعى دیگر انتشارات مرتبط با احتراق سوخت فسیلى، مثل دى اکسید گوگرد نیز افزایش مى یابد. این گاز باعث تولید باران اسیدى مى شود و مورد نگرانى است. باید توجه داشت که هر فرایندى که انتشار چنین گازهایى را افزایش دهد، در تقابل با پروتکل کیوتو قرار مى گیرد. این قرارداد ناشى از کوشش بین المللى است که توسط سازمان ملل به منظور تصحیح کیفیت هوا و محدود کردن گرم شدن جهانى از طریق کاهش دى اکسیدکربن و دیگر گازهاى مسئول در اتمسفر برقرار شده است.
چنین نتیجه گیرى از تحلیل هاى ارائه شده، اجتناب ناپذیر است. مزیت زیست محیطى رشد پلاستیک ها در گیاهان در سایه مضراتى چون افزایش مصرف انرژى و افزایش انتشار گازها قرار گرفته است. به نظر مى آید PLA تنها پلاستیک گیاهى باشد که بتواند در این زمینه رقابت کند. گرچه این راه حل به اندازه ساخت PHA در گیاه مناسب نیست، اما داراى مزایایى است که یک فرایند را با بازده جلوه گر مى کند. یعنى نیاز به انرژى کم و درصد بالاى تبدیل (بیش از ۸۰ درصد از هر کیلوگرم از شکر گیاهى در محصول نهایى ظاهر مى شود). اما به رغم PLA بر پلاستیک گیاهى، حین تولید این پلاستیک به ناچار مقادیر بیشترى گاز گلخانه اى نسبت به فرایندهاى پتروشیمیایى مشابه منتشر مى شود.

استفن اسلاتر، تلمن گرنگراس
ترجمه: عبدالله مصطفایى- محمد طغرایى


منبع:وبلاگ مجله کشاورزجوان

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٧ساعت۱٢:٢۳ ‎ق.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
مشکلات ترویج در کشورهای در حال توسعه

با استقلال کشورهای مستعمره ، بیشتر کشورهای در حال توسعه ، نظام مدیریتی 

خاصی به کار بستند که در وهله نخست به افزایش صادرات همراه با بهبود نظام 

اطلاع رسانی و برقراری نظم و حاکمیت قانون کمک کرده است ، اگر چه هدف 

های این ملت ها بیشتر به توسعه اجتماعی مربوط بود. سپس تمایلی برای تعریف 

سازمان یا نظام برنامه های ترویجی به منظور تامین نیازهای معقول جامعه پدید 

امد . اما این کار به دلیل تضاد و ناسازگاری بین بخش ها تلاش ها را به طور 

ضعیفی هماهنگ کرد و نتایج مایوس کننده ای در پی داشت.


دولتها برای سرعت بخشیدن به حرکت بطئی کارگزاران ترویج و مراجعان انها در پی روش های نوینی برای افزایش تولیدات کشاورزان خرده پا بودند.
امارها همواره بیانگر اغراق امیز نتیجه کار ترویج در قالب افزایش تولید است و عدم کارایی ان را پنهان می دارد. به هرحال بیشتر انتقادها در ترویج کشاورزی ناشی از کافی نبودن درک مشکلات ویژه مرتبط با انعکاس تحول اقتصادی و اجتماعی به جوامع روستایی در قرن بیستم است.


1- مشکل جمعیت
افزایش سریع جمعیت ارائه خدمات را با محدودیت مواجه ساخته است. شاخص تعداد مروجان به کشاورزان در کشورهای پیشرفته از یک به 350 تا یک به 1000 نفر متغیر است. در حالی که در بیشتر کشورهای در حال توسعه هر پنج هزار خانواده کشاورز از یک نفر مروج برخوردارند.
مروجی در امریکای لاتین اظهار می داشت با وجود 30 هزار معلم در کشورش ، هنوز تعداد زیادی از بچه ها بی سواد هستند ، لذا چگونه می توان به توسعه کشاورزی با 30 کارگزار ترویج امیدوار بود؟

2- محتوای نامناسب
با توجه به بالا بودن نسبت مروجان به خانوارهای کشاورزی ، اگر پیام ترویج نیز نامناسب باشد از ارزش عملی چندانی برخوردار نخواهد بود. موسسه کشاورزی ای که با نیروی کار اضافی ، مهارت های ساده کشاورزان و سرمایه اندک مواجه باشد دوام نخواهد یافت. تکنولوژی و سازمان کار نامناسب وارداتی و عاریتی در امر توسعه مشکل زا هستند ترقی فنونی که بتواند تا حدی به کشاورزان فقیر کمک کنند هزینه زیادی در بر دارد.
غالبا رهنمودها و عملیات هم به حدی سودمند نبوده اند که در برنامه های ترویج منظور شوند. بدون درک مناسب از مدیریت مزرعه مروجان نمی توانند کشاورزان را نسبت به فواید تغییرات پیشنهادی مطمئن کنند.

3- فقدان مهرت علمی
مروجان در کشورهای در حال توسعه اغلب به دلیل انتخاب نامناسب و تربیت ضعیف ، فاقد توانایی های عملی میباشند . طرح های نمایشی انها بارها نشان داده است که بیشتر انها مجبورند از کشاورزانی که انها فکر می کنند باید اموزش ببیند ، مطلب بیاموزند. یک انتقاد اساسی که بر مروجان در امریکای لاتین وارد بود که انها درگیر روشهای ترویجی فوق فنون زراعی بودند. برای نمونه متخصصان وسایل اموزشی سمعی وبصری در طراحی و عرضه موضوع ترویجی ماهر بودند ، اما فاقد اموزش عملی در زمینه کشاورزی برای ازمایش و پیشرفت های کشاورزی بودند.
4- فقدان خدمات حمایتی
خدمات ترویجی در کشورهای پیشرفته اقتصادی به جوامع تولیدی خیلی تخصصی معطوف شده است. در طول چند سال کشاورزان خرده پا و کارگران کشاورزی در جستجوی کار از روستا به شهرها مهاجرت کرده اند. در کشور انگلستان کمتر از دو درصد از جمعیت فعال در بخش کشاورزی به کار مشغول هستند ، لذا سایر زارعینی که در مزارع به کشت محصولات مشغول هستند ، به اعتبارات ، بازارها و نهاده های کشاورزی دسترسی کافی خواهند داشت. این زارعین اغلب توانایی خواندن و نوشتن دارند ، به روزنامه های کشاورزی دسترسی دارند و از رادیو و تلویزیون استفاده می کنند.در انجا برنامه های اموزش کشاورزی شنوندگان زیادی دارد. مروج کشاورزی نیز عرضه کننده بسیاری از محصولات تضمین شده توسط نمایندگان شرکتهای تجاری می باشد. کشاورزان هم به دلیل توسعه راه ها ، تلفن و خدمات پستی از شبکه ارتباطی مناسبی برخوردارند.

کشورهای در حال توسعه وضعیت بسیار متفاوتی دارند . زمینه اصلی فعالیت 50 تا 80 درصد از خانوارها کشاورزی است . اکثر جمعیت روستایی فقیر و بی سواد می باشند. عرضه کنندگان بذر ، مواد شیمیایی کشاورزی ، ابزار و وسایل یدکی غالبا تجاری نیستند.همچنین اغلب کشاورزان بر خلاف انتظارشان تجربه مایوس کننده ای در زمینه دریافت پول اندک در مقابل فروش محصولات به بازار دارند. هزیینه حمل و نقل بالا است و بازارها برای محصولات صیفی رقابتی و نامناسب است. سود حاصله از فعالیت های کشاورزی به سوی وام دهندگان ، بازارگانان و مالکان سرازیر می شود یا ممکن است بازار تحت تسلط و نفوذ شرکتهای زراعی بزرگ خارجی باشد. از فعالیت سازمانهای روستایی جلوگیری می شود و تعداد اندکی از روستاییان به مروج دسترسی دارند.


5- مشکل مدیریتی
در بیشتر کشورهای در حال توسعه ، خدمات ترویجی همپای فعالیتهای خدماتی برای شهرها ، ادارات کشوری ، ایالتی ، ناحیه ای و شورای روستا سازماندهی شده اند. پیچیدگی سازمانها زمینه ساز مشکلات در برقراری ارتباط بین سطوح بالا و پایین شده است. همه اموزشهای پرسنل و گزارشهای مدیر باید از زنجیره سلسله مراتب گذر کنند. در نتیجه زنجیره پیچیده فرماندهی باعث تاخیر و تحریف پیام ترویج می شود. برنامه ها نیز معمولا از قبل طراحی شده هستند و تصمیم ها به وسیله کارکنان ارشدی که تمایل دارند دور از مسایل محلی و مشکلات روزمره کشاورز و مروج باشند ، گرفته می شوند. هیچ بازخورد مشخصی برای تصمیم گیران وجود ندارد ، زیرا کارکنان میانی سازمان گرایشی به انعکاس اطلاع هایی که ممکن است منجر به انتقاد از کارکنان ارشد شود، ندارند.

مروج ، این مهمترین حلقه زنجیره معمولا حداقل حمایت و پشتیبانی ، حمل ونقل ، تجهیزات و راهنمایی فنی را دریافت می کند. سرپرستی معمولا نامطلوب است و بیشتر بودجه ترویج نیز صرف حقوق و وامهای کارمندان می شود.
حجم کار یک مروج ممکن است خیلی زیاد باشد. که برخی از وظایف انها عبارتند از :
- تهیه درخواست ها برای اعتبار وکمک مالی به کشاورزان
- تکمیل پرسشنامه ها برای سازمان مرکزی
- تاسیس ونگهداری مزارع نمایش و توزیع نهاده ها بین کشاورزان
مروج ممکن است فقط به عنوان کارمندی مطرح شود که در سطح ملی کار می کند و وظایف مختلف غیر کشاورزی را برعهده دارد. لذا وقت محدودی برای اموزش کشاورزان دارد.
فعالیتهای کشاورزی محدودی که انجام می شود به ندرت به گونه منظم طرح ریزی و سرپرستی می گردد. مروجان کشاورزی به ندرت برای کارشان برنامه دارندو هنگامی که برنامه ای را اجرا می کنند ، اغلب خیلی گنگ هستند و ممکن است این برنامه ها ارتباط چندانی با نیازهای کشاورزان نداشته باشند. کارکنان ارشد نه تمایلی و نه قصدی برای کنترل کارهای انجام شده دارند.
کارکنان ترویج غالبا وقت خود را در اداره می گذرانند و فرصت کافی برای فعالیت مستقیم در عرصه تولید ندارند.
کوشش برای اجرای برنامه های نامناسب ترویجی با بی علاقه ای و گاهی جبهه گیری کشاورزان مواجه می شود. مروج بین وفاداری به کشاورزان یا کارفرمایانش قرار می گیرد و در روال دیوانسالاری برای انجام امور اداری پشت میز نشین می شود. عدم تمایل مروجان نسبت به شناخته شدن توسط کشاورزان و سهیم شدن در هیجانات انها غالبا نتیجه ارزشهای حاصل از تحصیل است. چرا که نظام اموزش اغلب برای توسعه مهارت های مربوط به مشاغل اداری ان هم در ادارات مرکزی است . در حقیقت اموزش زمینه گریز از نواحی روستایی را فراهم می کند. ترقی در خدمات شهری معمولا با دستیابی به یک شغل اداری و اموزش زیر نظر مسوول مستقیم در مقابل کار دشوار در مناطق روستایی دور افتاده بهتر فراهم می شود.

برگرفته از کتاب ترویج کشاورزی در کشورهای در حال توسعه- نوشته : ایرج ملک محمدی


منبع : سایت ایران گل آرا

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٧ساعت۱٢:۱٩ ‎ق.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
زیباترین مزرعه جهان

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت٦:٥٥ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
زیباترین مزرعه جهان

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت٦:٥۳ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
زیباترین مزرعه جهان

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت٦:٥٢ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
زیباترین مزرعه جهان

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت٦:٥٠ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
زیباترین مزرعه جهان

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت٦:٤٩ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
زیباترین مزرعه جهان

 

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت٦:۳۸ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
مسایل ایمنی برای شروع کار کشاورزی

مسایل ایمنی برای شروع کار کشاورزی 

در ابتدا لازم است بدانید که بر طبق آمار اداره ملی ایمنی (National safety council) که بر حسب آمار مرگ و میر کارگران به دست آمده است کشاورزی یکی از خطرناک ترین صنایع دنیا درایالات متحده شناخته شده است.افرادی که در مزارع کار می کنند شامل صاحبان مزارع اپراتور ها خانواده های کارگران و کارگران اجاره ای پنج برابر بیشتر ازسایر نیرو های کار حتی کارگران معدن در معرض خطرات جانی هستند.علاوه بر 1200 حادثه مهلک که در سال 1992 برکارگران کشاورزی وارد شده و در آمار ثبت شده است تخمین زده میشود که تعداد واقعی این حوادث به بیش از 140000 حادثه میرسد.اگر شما عملیات زراعی را با دقت و به طور حرفه ای انجام دهید می توانید براحتی از وقوع حادثه در مزرعه تان جلوگیری کنید.اولویت اول در ممانعت از بروز تصادفاتی است که در تمام مزارع اتفاق می افتد.از آنجایی که کارهای کشاورزی به صورتی است که محیط کار و زندگی کشاورز در کنار هم است آگاهی از مسایل ایمنی هم برای کشاورزان و هم برای خانواده های آنها ضرورت دارد. 
در این مقاله سعی بر این است که نکاتی گفته شود که شما را از خطرات آگاه کند و اساسی ترین راه های حذف و اجتناب از آنها ذکر شود.هر چند ممکن است خطراتی در کار کشاورزی وجود داشته باشد که در اینجا ذکر نشده باشد ولی شما باید از اطلاعات وجزئیات بیشتری در مورد خطرات موجود در تمام مزارع و مزرعه خود آگاه باشید.این اطلاعات را می توانید از دفترچه راهنمای ماشین آلات به دست آورید و یا از کارشناسان ادارات کشاورزی و متخصصان ذانشگاهی کمک بگیرید. 

تراکتورها 

تراکتور ها پر مصرف ترین ماشین ها در تمام مزارع هستند و بیشتر از هر عامل دیگری باعث صدمات کشنده در مزارع می شوند . گردش تراکتور و حرکت محور آن باعث بیشترین حوادث کشنده در کشاورزی می گردد. 
دلایل ایجاد چنین تصادفاتی عبارتند از: 
شاخه ها- مجراهای آب- سوراخ ها یا کنده های درخت 
هدایت تراکتور در سطوح لغزنده- حمل بارهای سنگین- دور زدن با سرعت بالا- تکان های نا مناسب 
از دست دادن کنترل در اثر کشیدن بار به دنبال تراکتور یا تصا دفات در خیابان. 
مهمترین راه برای پیشگیری از ایجاد تصادفات با تراکتور این است که هر تراکتور یک ساختار حفاظتی داشته باشد(ROPS) و کمربند ایمنی محفظه بسته شود. 
سقوط از روی تراکتور ها دومین دلیل ایجاد تصادفات است. بسیاری از مصدومین کودکان هستند.ناظرینی که دیدن آنها برای اپراتور مشکل است نیز در خطر هستند.به همین دلیل نباید 
به هیچ شخصی جز اپراتور اجازه سوار شدن روی تراکتور را داد. آگاهی از موقعیت تمامی ناظرین و دور نگه داشتن کودکان از محل های کار نیز باید رعایت شود. تراکتور ها و سایر ماشین آلات کاربردی در کشاورزی همیشه باید مجهز به چراغ ها وابزار روشنایی مناسب باشند. 

حیوانات 

حیوانات بزرگ مزرعه مسئول ایجاد بسیاری از صدمات در مزارع پرورش حیوانات وتولید لبنیات می شوند.گاوهای نر می توانند ناگهان به یک شخص حمله کنند و باعث جراحات کشنده ای شوند.بنابراین هرگز نباید به آنها اعتماد کرد.حیواناتی که تازه وضع حمل کرده اند نیز قویا از کودک جوان خود دفاع می کنند چنین حیواناتی حتی اگر بسته شده باشند نیز می توانند به راحتی خود را رها کنند.محل نگه داری حیوانات باید طوری طراحی شده باشد که کمترین فرصت را برای صدمه زدن به آنان بدهد. 


انبارها 

ساختمان انبار هایی مثل انبار دانه واگن های حمل دانه سیلو ها و مخازن کود ها نیز می توانند باعث ایجاد حادثه شوند.هیچ شخصی نباید در حین تخلیه بار در انبار دانه وارد شود.خروج دانه ها به سمت پایین ممکن است باعث کشیده شدن شخص به سمت پایین شود.حرکت دانه ها به سمت پایین می تواند باعث اغفال و خفه شدن کودکان شود.خطر اصلی سیلو ها به دلیل گاز سیلو است که از دی اکسید نیتروژن ساخته شده است.گاز سیلو به شدت شش و ریه را می سوزاند و باعث انباشته شدن سیال مرگباری در سیلوها می گردد. گاز سیلو سنگینتر از هوا می باشد بنابراین می تواند جایگزین اکسیژن شده و به جای آن تنفس شود. 
حداقل دو تا سه هفته بعد از پر شدن سیلو ها نباید اجازه ورود به آن داده شود. این زمان مصادف است با تشکیل حداکثر مقدار گاز سیلو.سیلو ها باید قبل از ورود تهویه گردند.بسیاری از سیلو ها بدون منفذ طراحی شده اند به همین دلیل اکسیژن در آنها بسیار کم است. در یک چنین سیلو هایی نباید بدون ذخیره هوا یا تهویه کامل سیلو وارد شد. 
انبار کودها نیز در اثر تجزیه کودها گازهایی ایجاد می کنند.سولفید هیدروژن دی اکسید کربن آمونیاک و گاز متان از ترکیبات اولیه تشکیل دهنده این گازها هستند.سولفید هیدروژن گازی با سمیت بالا است . دی اکسید کربن خفه کننده و آمونیاک نیز تحریک کننده و سوزش آور می باشد.متان می تواند باعث انفجار گردد.سولفید هیدروژن و دی اکسید کربن سنگین تر از هوا هستند و در انبار ذخیره کود در قسمت پایین قرار می گیرند. بدون ماسک های تنفسی نباید هرگز وارد انبار ذخیره کود شد. بهم زدن کودها نیز باعث جایگزینی گازها شده و برای انسان و حیوان به شدت خطرناک است.انبار کودها باید در مقابل ورود تصادفی یا غیر مجاز افراد کاملا ایمن و حفاظت شده باشد. 

مواد شیمیایی 

مواد شیمیایی زیادی ممکن است در مزرعه استفاده شود.بسته به نوع عملیات اجرایی آنها این مهم است که دستورالعمل استفاده از آنها( MSDS(Material safety data sheet را مطالعه کنید.این برگه خطرات احتمالی ناشی از مصرف این مواد و سایر اطلاعات مهم مثل نحوه حمل ونقل و دفع آنها را درخود دارد.از قرار گرفتن در معرض موادشیمیایی به شکل حاد(شدید- یکبار) و مزمن (مداوم-مدت زمان زیاد) باید اجتناب شود.قرار گرفتن در معرض آفت کش ها به شکل حاد می تواند منجر به مسمومیت های کشنده و شدید گردد. بلعیدن تصادفی تمیز کننده های خط لوله ها و کانال ها توسط بچه ها منجر به سوختگی و مسمومیت می گردد.جریان هوای حاوی انیدراز آمونیاک می تواند باعث کوری گردد.تماس با مواد شیمیایی و آفتکش ها ریسک سرطان را بالا می برد.تماس با مواد شیمیایی از طریق بلعیدن(خوردن توسط دست آلوده) تنفس تماس پوستی و تماس از طریق چشم است.وجود ابزارهای محافظتی شخصی شامل دستکش ماسک لباس مناسب و....در موقع تماس با مواد شیمیایی مهم است.انبار مناسب برای ذخیره مواد شیمیایی و مراحل دفع آنها باید با دقت کافی صورت بگیرد تا ازصدمه به کودکان و افراد غیر مجاز ومحیط زیست جلوگیری شود. 

صدمات تنفسی 
علاوه بر خطرات تنفسی وابسته به مواد شیمیایی گازهای حاصل از کود و سیلو خطرات تنفسی دیگری نیز ممکن است در یک مزرعه وجود داشته باشد.قرار گرفتن در معرض کپکها در سیلو یا غبار دانه ها می تواند منجر به بیماری های تنفسی کوتاه مدت مثل Organic Dust Toxic Syndrome شود. گرد و غبار حاصل از دانه ها در انبار غله باعث برونشیت یا مشکلات تنفسی می شود.گرد وغبار و یا سایر ذرات ریزی که در ساختمان مخصوص حیوانات مزرعه وجود دارد باعث ایجاد بیماری های تنفسی متعددی می شود.تهویه مناسب و داشتن ابزارهای حفاظتی مناسب جزو حداقل کارها ی لازم برای جلوگیری از این گونه صدمات است. 

سر وصدا 
قرار گرفتن در معرض صداهای بلند و دنباله دار به مدت طولانی باعث از دست دادن شنوایی در کشاورزان می شود. 
از صداهای بلند تر از 85 دسی بلdb باید دوری کنید. تراکتورهای بدون محفظه کاهش دهنده صدا اغلب نزدیک 100 دسی بل صدا ایجاد میکنند.این در حالی است که محفظه های قدیمی تراکتورها بدون حفاظت کننده های مناسب در مقابل صدا بوده و معمولا سطح صدا و لرزش را افزایش می دهند.سر وصدا حتی اگر قابل تشخیص هم نباشد می تواند منجر به کاهش شنوایی گردد.آزمایشات نشان داده که کودکانی که در معرض این صداها هستند دچار کم شنوایی پیش رس می گردند. 

خطوط فشار قوی و الکتریسیته 
خطوط فشار قوی خطر جدی برای اپراتور هایی است که با ماشین های بلند کار میکنند.حرکت مته های دستی اطراف خطوط فشار قوی نیز خطر ساز است.بهترین راه برای جلوگیری از مشکل این است که خطوط فشار قوی را دور از محیط کار نصب یا دفن کنید.محیط های مرطوب اطراف مزارع به این معنا است که سیم ها جعبه تقسیم برق و صفحه های کلید نیز باید برای این شرایط مناسب باشند. 

ایمنی بچه ها در مزارع 

بچه ها در مزارع به شدت آسیب پذیر هستند. وقتی خانه و محل کار در کنار هم باشند بچه ها اغلب به محل کار وارد میشوند.حدودا 175 تا 300 کودک هر ساله در ایالات متحده در اثر حوادث مرتبط با محیط کار کشاورزی می میرند. 
بچه ها در حال بازی کردن یا قدم زدن داخل مزارع در حالی که والدینشان سرگرم هستند دچار حادثه می شوند. 0 همچنین در موقع هدایت ماشین آلات یا انجام سایر کارهای مزرعه در خطر هستند. 
خیلی مهم است که والدین کار ی را به کودکان محول کنند که با فیزیک آنها و همچنین احساسات و هیجانات آنها سازگار باشد.بچه ها باید آموزش لازم را برای کاری که به آنها محول می شود داشته باشند.نبایدبه محل های پر خطر وارد شوند.سوار شدن روی تراکتور در حالی که اپراتور با آن کار می کند بازی کردن در محلهای کار به نحوی که قابل رویت برای اپراتور نباشند می تواند حادثه ساز باشد. 

سر خوردن و افتادن 
بسیاری از کشاورزان در اثر افتادن از نرذبان ها سقف ها درو کن های علوفه یاسایر مکان های بلنددچار حادثه می شوند. 
باید نردبان ها در سیلو هائ انبار دانه دور از دسترس اطفال قرار داده شوند تا از استفاده غیر مجاز ممانعت گردد.ساختار یا بقای سقف ها باید با ابزارهای مناسب و ایمن ساخته شود.پله ها راه پله ها و محل های عبور در اطراف مزارع شامل پله ها و سطوح روی ماشین آلات باید پاک وتمیز نگه داشته شوند تا باعث سر خوردن یا افتادن نشوند. 

تعمیرات نگه داری و ساخت 

یک کشاورز ممکن است در اثر استفاده نادرست ونگه داری نامناسب ابزارها یا در حین تعمیر آنها دچار حادثه شود. 
استفاده از جک ها و سایر ابزارهای بلند کننده بدون محکم کردن یا تثبیت آنها می تواند با عث سقوط کشاورز شود.ابزارهای محافظتی برای چشم ها و سایر اجزای بدن ضروری است.گودال ها نیز در صورت عدم تسطیح می توانند خطر ساز باشند.باید درحین کار بر روی ساختمان های داخل مزارع از داربست و کمر بند ایمنی استفاده کرد. 

خلاصه 
بر طبق آمار کشاورزی خطرناک ترین صنعت در ایالات متحده است.ممکن است شما روی مقدار زیادی از پول و وقت خود سرمایه گذاری کنید ویقینا نمی خواهید با درگیر شدن با حوادث جدی سرمایه خود را ازبین ببرید تحقیق و مطالعه روی حوادثی که ممکن است در مزارع اتفاق بیافتد و حذف یا کاهش آنها مهمترین چیزی است که شما نیاز دارید.آموزش درست تمام کسانی که در مزارع کار می کنند حتی اعضای خانواده نیز ضروری است.این مقاله تنها برای شروع است شما باید دستورالعمل ماشین آلات کشاورزی را مطالعه کنید و راهنمایی های کافی از کارشناسان دریافت نمایید.

منبع:انجمن های پرتال علمی دانشجویان ایران > رشته های فنی و مهندسی > مهندسی کشاورزی

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت٦:٠٠ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
کاربرد کود سبز در حاصلخیزی خاک

   

مقدمه :

  تناوب زراعی و تنوع ژ نتیکی از دیر باز به عنوان ارکان سیستمهای تولید کشاورزی سنتی و موفق به شمار می آمده اند. در نیمه اول قرن بیستم، تناوب زراعی مورد توجه بسیار قرار داشت و تا چند دهه پیش نیز پژوهشهای مربوط به تناوب همچنان ادامه داشت با پایان گرفتن جنگ جهانی دوم، کودها از ته نسبتاً ارزان به بازار معرفی شدند و بدین ترتیب جاذبه ای اقتصادی موجب جایگزینی کود ها با تناوب زراعی گردید و تحقیقات و ترویج نیز بر همین مبنا متمرکز شدند. این امر تابدین جا پیش رفت که امروزه بسیاری از زارعین، حاصلخیزی خاک را با میزان مصرف کود برابر می دانند. 

  قبل از معرفی کودهای شیمیایی، استفاده از بقولات در تناوب برای بهبود حاصلخیزی خاک به عنوان یک شیوه مهم و رایج مدیریتی به شمار می آمد. آنچه که اجرای تناوب زراعی را در حال حاضر پیچیده می سازد وجود برخی عوامل اقتصادی است که مزایای بیو لژیک این شیوه مدیریتی را تحت الشعاع قرار میدهند. یقیناً هیچ کشاورزی راضی به جایگزین کردن محصول پر بازده خود مثل غلات با دیگر گیاهان بانسبت کم بازده نیست. البته در نظامهایی که تناوب اجرا می شود در مقایسه با نظامهای تک کشتی حتی اگر کود ازت در آنها به اندازه کافی مصرف شده باشد، عملکرد محصولات 10 تا 40 درصد بیشتر است. 

  حاصلخیزی پایدار خاک به مفهوم قابل دسترسی بودن دائمی عناصر غذایی برای گیاه است. حاصلخیزی پایدار هنگامی تحقق می یابد که تمامی عناصر غذایی جذب شده توسط گیاهان به خاک بر گردد؛ به طوری که این عناصر بتوانند مجدداً مورد استفاده این گیاهان قرار بگیرد. در چنین وضعیتی است که چرخه عناصر غذایی شکل می گیرد. تفاوت اساسی نظامهای طبیعی و زراعی در آن است که در نظامهای زراعی مقدار نسبتاً زیادی از عناصر غذایی از طریق برداشت محصول از سیستم خارج می شود. بنابر این در صورت استفاده مداوم از نظامهای مذکور لازم است که عناصر غذایی مصرف شده در آنها به طریقی جایگزین شوند. در سیستمهای فعلی چرخه عناصر غذایی بطور کامل بسته نمی شوند، زیرا این عناصر دائماً به چرخه یادشده اضافه شده و یا از آن خارج می شوند. به حداقل رساندن تلفات عناصر غذایی در چرخه مذکور و تامین نهاده های ضروری برای گیاه رمز موفقیت حاصلخیزی خامک در نظامهای کشاورزی پایدراست.

تعریف کود سبز:

  کود سبز شامل گیاهی است که آنرا قبل از کاشت محصول اصلی کشت کرده بعد از مقداری رشد سبزینه ای آنرا به زمین برمی گردانند بدون اینکه از این گیاه محصولی برداشت کنند این گیاه می تواند شامل هر گیاهی باشد غیر از آنهایی که بخشهای خشبی دارند یا اثر آللوپاتی بر روی گیاه محصول بعدی می گذارند. در اصل کود سبز یک تناوب است که محصول ندارد و برای بهبود باروری و حاصلخیزی خاک و درصورت لگوم بودن تامین کل یا بخشی از ازت مورد استفاده محصول بعدی استفاده میشود به طوری که از نظر رطوبت با محصول اصلی در رقابت نباشد. 

فواید کود سبز:

  کودسبز یک روش دیرینه ی کشاورزی است که استفاده از آن فواید زیادی را به همراه دارد. یک هکتار کود سبز معمولاً بین25 تا50 تن شاخ، برگ انساج گیاهی تازه تولید میکند واین بقایا را وارد خاک می کند که خود حدوداً برابر 10 تا 20تن کود حیوانی بود که این مقادیر حدود 1تا 2 تن هوموسخاک بیفزاید.

  یکی از مهمترین فواید کود سبز بهبود خواص فزیکی خاک می باشد. بالارفتن هموس باعث تشکیل خاک دانه ها می شود و لوله های مویین خام بیشتر شده و تهویه و نفوذپذیری خاک را افزایش می دهند. کود سبز از دو طریق بر میزان تلفات ناشی از آب شویی تاثیر می گذارد یکی از طریق انتقال آب از خاک به اتمسفر بر اثر تعرق، و دیگری از طریق جذب عناصر غذایی از محلول خاک و جلوگیری از انتقال آن به زه آبها، در صورتی که محصول دارای سایه انداز گسترده باشد و سطح خاک را به طور کامل بپوشاند، تعرق مکانیزم اصلی اتلاف رطوبت خاک خواهد بود. اتلاف رطوبت خاک از راه تعرق باعث کاهش نفوذ آب به پایین تر ازمحدوده ریشه شده و درنتیجه میزان تلفات ناشی از آب شویی را کاهش می دهد. 

  ازبرخورد مستقیم قطرات باران با خاک جلوگیری کرده و مانع از دیس پرس خاک توسط قطرات باران می شوند همچنین ازطریق بهبود خاک دانه ها نیز باعث جلوگیری ومقاومت خاک دربرابر دیس پرس می شوند این گیاهان از فرسایش بادی نیز به وسیله پوششی که در روی خاک دارند جلوگیری کرده و همچنین به وسیله این پوشش مانع از تشکیل رواناب شده و آب جذب شده توسط خاک را افزایش می دهند. بقولات بخاطر رشد ریشه ای زیادی که دارند می توانند مواد غذایی شسته شده که عمدتاً کلسیم و ازت است را که در لایه های پایین تر خاک هستند جذب کرده درخود نگهداری کنند و بعد از برگرداندن آنها به خاک آنها را در لایه های سطحی رها سازند و آنها را مجدداً به جریان می اندازند و در نتیجه بر قابلیت دسترسی و استفاده از این عناصر توسط محصولات بعدی تاثیر می گذارند. مورد دیگر از فواید کود سبز در زمینهایی است که به خاطر کمبود اکسی‍ژن خاک مشکل دینیتریفیکاسیون دارند. وجود شرایط بی هوازی درخاک، که لازمه انجام فرآیند دینیتریفیکاسیون است، می توان ناشی از رطوبت زیادی خاک باشد ؛ زیرا چنین وضعیتی مانع ورود اکسیژن به خاک می شود. البته، میزان رطوبتی که خاک دریافت می نماید بستگی به شرایط الیمی منطقه دارد. شیب زمین، پوشش گیاهی، بافت و ساختمان خاک نیز از جمله عوامل مؤثر بر میزان رطوبت خاک بوده و از این رو توان انجام دینیتریفیکاسیون در آن را تحت تاثیر قرار می دهند. استفاده از کود سبز با بهبود ساختمان خاک و ایجاد تهویه مناسب می تواند تاثیر مثبتی برزهکش خاک داشته باشد و با تاثیر مطلوب بر ساختمان خاک ظرفیت اکسیژن پذیری آن را افزایش داده و همچنین با تعرق مقداری از آب را به صورت بخار از زمین خارج کرده و از این رو موجب کاهش میزان دینیتریفیکاسیون می شوند.

  یکی دیگر از فواید کود سبز افزایش ازت خاک است البته این در مورد ی صادق است که گیاه مورد استفاده لگوم باشد. نیتروژن برای هر گیاه لازم است تا بتواند رشد کند. سالانه 110 ملیون تن ازت برای تولید غذا در جهان استفاده می شود ولی تنها قسمت کمی از این مقدار توسط کودهای شیمیایی جایگزین میشود. قسمت عمده این ازت توسط لگوم ها جایگزین میشود. لگومها تقریباً تنها گیاهانی هستند که میتوانند مشکل ازت را با توجه به منبع نامحدود ازت که همان جو است رفع کند. در صورت درتناوب قرار ندادن این گیاهان با غیر لگوم ها مجبور به جایگزین کردن ازت خاک توسط کود شیمیایی 

هستیم که منبعی محدود و تولید آن به انرژی زیادی نیاز دارد که مشکلات زیست محیطی زیادی به دنبال دارد.

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت٥:٥٢ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
استفاده از گیاهان دارویی در فضای سبز شهری

مقدمه
منظور از فضای سبز شهری، نوعی از سطوح کاربری زمین شهری با پوشش های گیاهی انسان ساخت است که هم واجد بازدهی اجتماعی و هم واجد بازدهی اکولوژیک باشند. فضای سبز شهری از دیدگاه شهرسازی در بر گیرنده بخشی از سیمای شهر است که از انواع پوشش های گیاهی تشکیل شده است و به عنوان یک عامل زنده و حیاتی در کنار کالبد بی جان شهر، تعیین کننده ساخت مرفولوژیک شهر است. بنابراین دارایی سبز یک شهر، صرف نظر از فضای سبزی که توسط شهرداری اداره می شود، از مجموع فضای سبز خصوصی، فضای کوچک دارای گیاهان خودروی و زمین های متعلق به دولت تشکیل می شود. رشد صنعت و افزایش جمعیت در شهرها، به ساخت و سازهای سودگرایانه منجر شده است. این ساخت و سازها به مسائل و تامین حداقل نور و هوا در مناطق شهری توجهی نداشته است. از سوی دیگر، ضرورت ایجاد کاربری های جدید شهری، برای پاسخگویی به نیازهای روزافزون و اسکان جمعیت به تدریج باعث کاهش سهم فضای سبز و باغهای شهری شده است و در نتیجه موجب آلودگی محیط زیست شده است. فضاهای سبز شهری به عنوان ریه های تنفسی شهرها به شمار می روند و در شهرها افزون بر عمل کرد های زیبایی شناختی، اجتماعی و ساخت کالبدی شهر، روی تعدیل دما، افزایش رطوبت نسبی، لطافت هوا، کاهش آلودگی صوتی، افزایش نفوذ پذیری خاک، کاهش سطح ایستایی، بهبود شرایط بیوکلماتیک در شهر و جذب گرد و غبار تاثیر دارند پوشش گیاهی یک منطقه در حقیقت از یکایک گونه های گیاهی موجود در آن تشکیل شده است. وضعیت آب و هوایی و نوع خاک حدود گونه خاص را تعیین می کند. کیفیت محیط زیست شهری با امکانات و تاسیسات فضای سبز ارتباط مستقیم دارد. در ادوار گذشته در کنار توجه به تفرج روح و زیبایی، جنبه دارویی و اقتصادی کشت گیاهان در فضای سبز و باغها مدنظر بوده و در همه آنها از باغ معلق بابل مربوط به سالهای قبل از میلاد مسیح تا پردیسهای ایرانی مربوط به قرن پنجم میلادی ضمن رعایت جنبه های زینتی و هنری گیاهان کاشته شده، مصارف خوراکی، دارویی، صنعتی، دفع آفات و مانند آن مورد توجه جدی بوده است و در چهارچوب سنت و اصول، هیچ چیز بی مورد و یا تنها برای زیبایی وجود نداشته بلکه آنچه مفید و لازم بوده زیبا عرضه شده است. از جمله گیاهان دارویی که در احداث باغهای عمومی در ایران مورد استفاده قرار گرفته می توان از اقاقیا، بیدمشک، خرزهره، زوفا، سنجد تلخ، ریش بز، بابونه، گل انگشتانه، زرشک، ختمی، گل ساعتی، گل سرخ، گاوزبان، همیشه بهار، گلرنگ، زعفران و مانند آنها نام برد. در کشورهای دیگر گیاهانی مثل پدوفیل و ذغال اخته در فضای سبز کاشته می شده است. معمولا گیاهان دارویی در مدت کوتاهی، سطح خاک را فرا می گیرند و به علت سبزی و کوتاهی شان زیبایی خاصی را پدید می آورند. این گیاهان نسبت به مواد غذایی پر توقع نبوده و آب بسیار زیادی نیاز ندارند. همچنین برخی از آنها در برابر شوری خاک مقاومند و دوام و عمر طولانی و سازگاری و استقامت بالایی دارند.
مزایای استفاده از گیاهان دارویی در فضای سبز 
1- افزایش تنوع در فضای سبز: در کشور ایران اقلیمهای متفاوتی وجود دارد بنابراین تنوع گیاهان دارویی آن نیز زیاد است. با توجه به سازگاریها و توانائیهای گیاهان دارویی که مورد اشاره واقع شد، بکارگیری این گونه ها در فضای سبز تنوع گونه ها و اکوتیپ ها (از نظر رنگ، فرم، اندازه و سازگاری) را دوچندان می کند و ضریب اطمینان موفقیت طرح و انعطاف طراحی بیشتر می شود. وجود گیاهان دارویی در فضای سبز نشانه ای از توانایی اقلیمی و احوال فرهنگی منطقه است، در حالیکه استفاده از گونه های انگشت شمار و غیربومی در فضای سبز شکنندگی اکوسیستم های احداثی را بهمراه دارد.
2- حفظ ژرم پلاسم گیاهان دارویی: چنانچه یک جامعه گیاهی به خاطر نجات از خطر انقراض مورد حمایت انسان قرار گیرد ناچار به زندگی در محدوده طراحی شده توسط انسان می شود. این محدوده ها شامل باغهای گیاهشناسی و فضای سبز و در بهترین حالات محیط های طبیعی قرق شده می شود. در این مجموعه ها، حفاظت انسان از گیاهان منجر به حذف پدیده های طبیعی مانند چرا، بیماری و آفت، سیل، آتش سوزی و خشکسالی، رقابت و مانند آن می شود. بنابراین طی نسلهای متوالی ژنهای مفید که عامل دوام موجود در مقابل این شرایط هستند از این نسلها حذف می شود. در مورد گیاهان دارویی، این عمل با برداشت گزینشی گیاهان دارویی سالم و قوی از طبیعت توسط انسان تشدید می گردد و در عوض فراوانی ژنهای غیرمفید که در شرایط طبیعی مرتباً تحت گزینش طبیعی و حذف قرار می گیرند. به نحو چشمگیری افزایش می یابد. به این پدیده رانده شدن ژنتیکی می گویند که هرچه جوامع گیاهی و جانوری محدودتر باشد، این پدیده با شدت بیشتری رخ می دهد. در نتیجه این رخداد علیرغم حفظ فرم ظاهری گونه، توانمندی های آن گونه در مقابل شرایط گزینشگر محیط طبیعی به شدت نقصان می یابد و در صورت راهیابی گونه به محیط طبیعی و یا کاهش حمایت انسان، جاندار به سرعت منقرض می گردد. راه جلوگیری از این خطر، توسعه همه جانبه جوامع گیاهی و جانوری در اقلیم های متنوع است. مروری گذرا بر کل مساحت پارکهای شهری، کمربندهای سبز و پارکهای جنگلی موجود و تنوع اقلیمی کشور نشان می دهد که سطح قابل توجهی از زمینهای قابل کشت در اقلیمهای گوناگون به احداث فضای سبز اختصاص یافته است. با توجه به اینکه برای رسیدن به استانداردهای بین المللی فضای سبز سرانه، به فضای سبزی با چند برابر سطح موجود نیازمندیم، سطح فضای سبز لازم چند برابر خواهد بود و با واردکردن گیاهان دارویی در فهرست گیاهان مناسب برای فضای سبز جامعه گیاهان دارویی گسترش قابل توجهی پیدا می کند که بعلت این گستردگی سطح و اقلیم، تعداد زیادی از عوامل طبیعی اثر خود را بر گیاه اعمال می کنند و علاوه بر آن برداشت از طبیعت هم کاهش می یابد. چنانچه در اثر اقبال عمومی، گیاهان دارویی به فضای سبز مدارس، منازل و داخل آپارتمانها و روی پشت بامها راه یابد، به انقلابی سبز در این زمینه دست خواهیم یافت.
3- جبران بخشی از هزینه ها: اختصاص منابع مرغوب آب و خاک به احداث فضای سبز که بواسطه رشد شهرهای بزرگ در اراضی درجه یک کشاورزی امری غیرقابل اجتناب گردیده است، سطح وسیع و در حال گسترش فضای سبز و هزینه های کاشت و داشت و کادر فنی و اجرایی احداث فضای سبز، بهای سنگینی است که شهروندان برای سلامت خود و محیط زیست باید پرداخت کنند، بهایی که صرفه جویی و گریز از آن، مخارج بهداشتی و هزینه های اجتماعی بسیار بیشتری ببار خواهد آورد. در دید کلان برآورد ارزشهای معنوی زیست محیطی، حفاظتی، تفریحی و مانند آن در فضای سبز نیاز به امکاناتی گسترده و تخصص هایی است که بتوان بر اساس آن به بیان ارزش واقعی پرداخت. این ارزشها برای اکثریت مردم بخوبی ارزش های ریالی قابل لمس نیست. با کشت گیاهان دارویی در فضای سبز بخشی از هزینه های ریالی قابل بازیافت است و با توجه به نزدیکی این مکانها به مراکز صنعتی و تجاری هزینه حمل و نقل نیز کاهش می یابد. نیاز آبی گیاهان بومی معمولاً کمتر از گیاهان غیربومی است که این امر صرفه جویی در مصرف آب آبیاری است. در این مسیر فرصت شغلی ایجاد می شود و داوطلبانی مانند فارغ التحصیلان کشاورزی و منابع طبیعی، محصلین مدارس، بازنشستگان و افراد عادی در قبال درصدی از سود می توانند مراحل دیگری از تولید مانند برداشت، جداسازی و خشک کردن گیاهان دارویی را انجام دهند.
4- تأمین اهداف آموزشی، تحقیقاتی و گردشگری: علیرغم سابقه طولانی استفاده از گیاهان دارویی و وجود انواع گیاهان دارویی در کشور متأسفانه درصد کمی از فرهیختگان جامعه و تحصیلکردگان علوم گیاهی، کشاورزی و منابع طبیعی با این گیاهان آشنا هستند و برای افزایش آگاهیهای اجتماعی، در این زمینه باید آموزش مسئولین و دولتمردان، مردم عادی و تحصیلکردگان از مقاطع دبیرستان تا دانشگاه و حتی متخصصین فضای سبز بصورت عمومی و رایگان صورت گیرد. کاشت گیاهان دارویی در فضای سبز امکان این آموزش را فراهم می کند. در کشورهایی مثل شیلی و هند افزایش نجومی و سالیانه سطح فضای سبز مرهون توجه به آموزش عمومی و مشارکت مردمی است.
در امر پژوهش، گرچه افراد محدودی در امر کشت و کار گیاهان دارویی تخصص دارند، توسعه کمی شناخت گیاهان دارویی قدم گذاری در مراحل بعدی امر پژوهش را ممکن می سازد. اختصاص فضای سبز محیطهای آموزشی به کشت گیاهان دارویی، زمینه برای تحقیق در جنبه های مختلف گیاهان دارویی را ممکن می سازد و سازگاری این گونه ها را معلوم می کند. در شهرهایی که جاذبه های گردشگری دارند، وجود باغهای گیاهشناسی و فضاهای سبز دارای گونه های بومی کشور و گیاهان دارویی تأثیر بسزایی در جذب گردشگران متخصص بدان شهرها دارد.
5- کنترل فرسایش بادی: در مکانهایی که زمین به اختیار و یا از روی اضطرار بصورت آیش رها می شود و زمان آیش با وزش بادهای شدید و یا رواناب ناشی از بارندگی روبروست، یکی از راههای بسیار مؤثر در کنترل فرسایش خاک، بر جای گذاشتن بقایای محصول قبل از آیش است. بقایای محصولاتی مانند کرچک و ماریتیغال که تنها بذر آنها برداشت می شود، برای تأمین این هدف مناسب به نظر می رسد. همچنین استفاده از گیاهان دارویی چندساله مانند زوفا، اسطوخودوس و آویشن می توانند در کنترل فرسایش بسیار مؤثر باشند. بومادران استاندارد تحمل نسبتاً خوبی در مقابل چرای احشام دارد. کاشت گیاهانی مانند سنا، اکاسیا و اکالیپتوس در مجاورت کویر، موانع مناسبی در جلوگیری از پیشروی کویر هستند. خارشتر، کور و هندوانه ابوجهل با شیبهای تند بسیار سازگارند، بنابراین کشت آنها در زمینهای شیب دار می تواند عامل مهمی در حفظ خاک باشد. گیاهان دارویی نظیر اکالیپتوس جهت احداث بادشکن و جلوگیری از فرسایش بادی بسیار مؤثر هستند. بنابراین گیاهان دارویی در ارائه خدمات بوم شناختی نیز بسیار توانمند هستند.
نکات مهم در بکارگیری گیاهان دارویی در احداث فضای سبز الف)سازگاری گیاه: هر گیاه دارای میدان اکولوژی خاصی است. یعنی بهترین میزان رشد آن در شرایط اقلیمی بخصوصی حاصل می شود. بررسی پوشش گیاهی بومی هر منطقه می تواند بعنوان راهنمایی مفید جهت انتخاب گیاهان باشد. گیاهان دارویی ایران بعلت اینکه عملیات اصلاحی روی آنها انجام نشده است. عموماً بصورت توده بومی هستند. بنابراین دامنه سازگاری (میدان اکولوژی) نسبتاً وسیعی دارند. سازگاریهای مطلوب گیاهان دارویی در طراحی فضای سبز شامل موارد ذیل می باشند.
1- تحمل خشکی، شوری و قلیایی بودن خاک: گیاهان دارویی مانند اقاقیا، اکالیپتوس، داتوره، سنجد، رزماری، اسطوخودوس، گل محمدی، کرچک (قرمز) و ختمی دارای حدود تحمل نسبتاً خوبی به شوری، خشکی، و قلیایی بودن خاک هستند.
2- تحمل تشعشع شدید خورشید: گیاهانی مانند رزماری، اسطوخودوس، بومادران، سانتولینا، اقاقیا و مورد در مجاورت سطوح آسفالت و سنگ فرش که انعکاس شدید تابش را باعث می شوند، مقاومت خوبی دارند در حالیکه بسیاری از گیاهان دیگر دچار خورشیدی شدن می شوند که منجر به تجزیه کلروفیل و نهایتاً مرگ گیاه می شود.
3- تحمل شرایط ماندابی: در مناطقی که سطح آب تحت الأرض بالاست گیاهانی مانند اکالیپتوس بخوبی رشد کرده و در کاهش آب تحت الأرض و خشکاندن خاکهای اشباع نقش اساسی دارند. پونه و نعناع از دیگر گیاهان متحمل شرایط ماندابی هستند.
4- تحمل هرس شدید: گیاهانی مانند مورد، رزماری، اسطوخودوس و دارچین براحتی شکل پذیرند و متناسب با هدف و مکان انتخاب شده در فضای سبز قابل شکل دهی هستند.
5- سازگاری با سطوح شیب دار: در شیب های تند بزرگراه ها و یا در پارکهای کوهستانی می توان از گیاهان دارویی مانند کورک، خارشتر، شیرخشت و گونه هایی از جنس علف چای استفاده کرد. همچنین جهت پوشش دیوارهای بتونی که برای مهار شیب ها ساخته می شوند می توان از بنه، زرشک معمولی، گل محمدی، برگ بو و سماق بهره جست.
6- سازگاری با آلودگیهای محیط های شهری و صنعتی: گروهی از گیاهان دارویی در برابر آلودگیهای هوا، گرد و غبار، اشعه ماوراء بنفش و آلودگی صوتی تحمل خوبی از خود نشان می دهند. انواع رز مثل گل محمدی دی اکسید گوگرد (So2) را در نسوج خود تثبیت می کنند. اقاقیا، نمدار و فندق در کاهش شدت آلودگی صوتی بسیار مؤثر است و گل سرخ و داتوره فلوراید اطراف کارخانجات آلومینیم سازی را جذب کرده و نسبت به آن تحمل نشان می دهد. گیاه نمدار (زیرفون) به ازن (O3) متحمل است. گیاه ژینکو نسبت به آلودگی هوا تحمل زیادی دارد.
ب) تأثیر گیاه بر سلامت انسان: توجه به رایحه درمانی و گل درمانی در پزشکی مدرن در پی بررسی ابداعات گذشتگان در این هنر بوسیله تجهیزات پیشرفته امروزی نقش گیاهان در پیشگیری و درمان بیماریهای جسمی و روانی را بیش از پیش نمایان می کند. گیاهانی مانند اکالیپتوس، کاج، انواع بید، افرا و زبان گنجشک با تولید مواد شیمیایی (فیتونسیدها) و انتشار آنها در هوا باعث از بین رفتن قارچها، باکتریها و برخی حشرات مضر و همچنین ایجاد حالت آرامش و خلسه در انسان می شوند. این مواد آلی گاهی ویتامین های جوی نامیده می شوند. گل بابونه، گل محمدی، بیدمشک و سنجد رایحه دل انگیز و آرامبخشی در فضا پراکنده می کنند.
ج)زیبایی گیاه: گیاهان با تنوع در فرم، اندازه و رنگ هر کدام می توانند زیبایی خاصی را باعث شوند. گیاهان دارویی مناسب برای فضای سبز:
1- از نظر دوره رویش: انواع یکساله (بابونه)، دوساله (مغربی) و چندساله (گل گاوزبان و رزماری)
2- از نظر رنگ گل، شاخه و برگ: رنگ گلهای آبی (رزماری، اسطوخودوس)، زرد (مغربی و علف چای)، زرد و نارنجی (گلرنگ، همیشه بهار) سفید، بنفش، صورتی (زوفا، ماریتیغال، گل محمدی) و انواع رنگهای دیگر (ختمی) در بین گیاهان دارویی دیده می شود. از نظر رنگ اندام هوایی، زیتون، بومادران، سانتولینا و اسطوخودوس دارای شاخ و برگ خاکستری هستند، عناب برگهایی به رنگ سبز براق دارد و بومادران استاندارد دارای اندام هوایی به رنگ سبز چمنی است.
3- از نظر اندازه: انواع بوته ای کوتاه (گل گاوزبان، زوفا و علف چای) متوسط (کرچک و گل محمدی) و انواع بلند (عناب، اکالیپتوس، سنجد، سنا، سپستان) و گونه های دارای اندامهای هوایی رونده (توت روباه) هستند. گیاهانی مانند غارگیلاس و خرزهره همیشه سبز است.
د) سهولت کاربرد گیاه: نگهداری و کشت گیاهان مورد استفاده در فضای سبز باید آسان باشد. اکثر گیاهان دارویی براحتی از طریق بذر، قلمه، پیوند، خوابانیدن، ریزوم، غده و مانند آن تکثیر می شوند و در مجموع نسبت به دیگر گیاهان، آفات و بیماریهای کمتری دارند.
انتخاب گونه های جدید گیاهی
در انتخاب و بررسی انواع گونه های گیاهی جدید موارد ذیل، بایستی مد نظر باشد.
1) سازگاری: سازگاری گونه گیاهی معرفی شده با خصوصیات آب و هوائی منطقه این امر باعث بالا رفتن قدرت رشد، تکثیر و در نهایت بقای گونه می گردد.
2) زیبایی و ظاهر آراسته: گونه جدید گیاه به نحوی که شکل و ظاهر گیاه مناسب محل مورد نظر باشد، که در این رابطه دیدگاه و نظر کارشناس فضای سبز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. عدم استفاده مناسب از یک گونه گیاه در محل مورد نظر، باعث کاهش زیبایی محوطه گردیده ضمن آنکه گاهی ممکن است باعث بروز مشکلاتی گردد به عنوان نمونه چنانچه از گیاهان انبوه در حواشی معابر و پیاده رو استفاده گردد، باعث کاهش دید رانندگان و ممانعت از توجه آنها به عابرین پیاده که در انتظار عبور از خیابان هستند، می گردد و همین امر باعث بروز حوادثی می شود.
3) خصوصیات فیزیولوژیک و مرفولوژیک گیاه: گاهی صمغ تانن و سایر اسانس های موجود در بخش های مختلف انواع گیاهان باعث وارد گردیدن لطماتی به اقشار مختلف بخصوص کودکان می گردد زیرا کودکان از روی کنجکاوی و یا بازیهای کودکانه در تماس با این پیکره های گیاهی بوده و حتی بخشی از برگ و غیره را در طی بازیهای کودکانه تناول می نمایند که در آنها ایجاد مسمومیت می نماید، لذا توجه به ایمنی اقشار مختلف این موضوع دارای اهمیت بسزائی است. 
4) ایجاد آرامش خیال بیننده و جلب متخصص: ایجاد تنوع در فضای سبز به نحوی که هم باعث آرامش بازدیدکنندگان و هم باعث جلب متخصصین و علاقمندان شود و به طور کلی خواسته های همه اقشار را تأمین نماید؛ چه افرادی که جهت فرار از ناملایمات زندگی به دامن طبیعت پناه آوردند و چه آنهایی که در پی یافتن طرحهای نوین ، الگوبرداری تحقیق و غیره هستند، بسیار حائز اهمیت است.
5) پرهیز از یکنواختی و روی آوردن به استفاده ترکیبی از گونه ها: سالها است که فضای سبز شهری سطح مالامال از درختان صنعتی، جنگلی چون چنار، نارون، زبان گنجشک گردیده است و سالها است که مهمترین پوشش سطح زمین در پارکها، مبادین و بلوارها چمن است، حال آنکه مشخص گردیده است که بیشترین آلرژی از طرف گیاهان فوق حادث می گردد و چمن نیز با توجه به وضعیت خشکسالی ها و کمبود آب و همچنین هزینه های بالای نگهداری، حداقل در پاره ای از مناطق که امکانات و بودجه وسیع و کلان در دسترس نیست، کاملا از چرخه کشت و فضای سبز خارج گردیده است. گرچه اهمیت گیاهان داروئی در بخش پزشکی و داروسازی بر همگان واضح و مشخص ولی استفاده از این گیاه به عنوان گیاهان جدید در فضای سبز دیر زمانی که اهمیت یافته است، اکثر گیاهان مورد نظر جهت کشت در فضای سبز گیاهان همیشه سبز هستند که ظاهر سبز آنها در تمام فصول سال جلوه می نماید. این گیاهان دارای سطح برگ سبز دائمی هستند. برخی از آنها را می توان به طور ترکیبی با سایر گیاهان استفاده نمود و پاره ای از آنها حتی می توانند جایگزین گیاهان پوششی چون چمن گردند.
نتیجه گیری 
فضای سبز شهری بر اکولوژی شهری به ویژه اقلیم، هوا، خاک، آب های زیر زمینی و جامعه حیوانی تاثیر می گذارد. مهم ترین اثر فضای سبز در شهرها، کارکردهای زیست محیطی آنهاست که شهرها را به عنوان محیط زیست جامعه انسانی معنی دار کرده است و با آثار سوء گسترش صنعت و کاربرد نادرست تکنولوژی مقابله نموده، سبب افزایش کیفیت زیستی شهرها می شوند. امروزه جامعه شناسان، روان شناسان و پزشکان بر این باورند که فضای سبز افزون بر تامین بهداشت جو و محیط مکانهای مسکونی، نقش مثبتی در سلامتی شهروندان به عهده دارد. شناخت گونه های گیاهی بومی که می توانند در طراحی فضای سبز به کار آیند، با توجه به کمبود آب و کیفیت نامساعد خاک در اکثر نقاط کشور، با استفاده از گونه های بومی به صورت ضرورتی اجتناب ناپذیر در می آید. گیاهان و فضای سبز در روند زندگی انسانها به خصوص هنگام فراغت از کار و تکاپو به دنبال مامنی جهت التیام اعصاب و روان انسان، نقش مؤثری دارند و این نقش در بقای حیات در کره خاکی با اهمیت تر می گردد. ضرورت ایجاد و حفظ پوشش سبز گیاهان یکی از بدیهیات زندگی است و مثلث بقا و دوام انسان که شامل آب، هوا و غذا است بدون وجود گیاه هیچ گاه تکمیل نمی گردد ، زیرا هم تأمین اکسیژن و هم غذاسازی فقط با وجود گیاه امکان پذیر خواهد بود. با توجه به ضرورت در حیات انسانی و از آنجا که انسان موجودی است تنوع طلب، لذا در فضای سبز شهری علاوه بر ضرورت اهمیت و بهاء دادن به درختکاری، ایجاد تنوع هم از دیگر فاکتورهای مهم به نظر می رسد استفاده به جا و مناسب از پوشش گیاهی، احداث و نگهداری فضای سبز نیاز به تجربه و دانش، تحقیق و تفحص و شناخت نیازهای گونه های گیاهی مختلف دارد، تا رابطه دیرین انسان و طبیعت تقویت شود و انسان بار دیگر با طبیعت فراموش شده آشتی نماید. در ایجاد تنوع گیاهی در فضای سبز شهری همواره محدودیت های هوا و اقلیم، خشکی، باد، تابش بیش از حد خورشید و غیره وجود دارد که همین امر باعث کاهش تنوع می گردد. در پایان یادآور می شویم تنوع محیط جغرافیایی ایران و حاکم بودن وضعیت آب و هوایی گوناگون از منطقه ای به منطقه دیگر در پهنه وسیع کشور، سبب رویش جامعه گیاهی متنوعی شده است. این تنوع که سیمای جغرافیایی گیاهی و به دنبال آن جغرافیای زیستی را جان می بخشد، چه از نظر اقتصادی و چه از نظر اکولوژیکی اهمیت شایان توجهی دارد. گروهی از گیاهان دارویی مانند رزماری، اسطوخودوس، بومادران، سانتولینا، گل محمدی، انواع ختمی، اکالیپتوس، سپستان، کارم رنگی، مورد، خرزهره، همیشه بهار، برگ بو، اقاقیا، کرچک قرمز، مغربی، کم و بیش در فضای سبز کشور کشت می شوند ولی گروه دیگری مانند کورک، سرخارگل، خارشتر، گل گاو زبان، گاو زبان بوراگو، بابونه، بومادران استاندارد، زوفا، سداب، بیدمشک، عناب و سماق، قابلیت واردشدن در فضای سبز را دارند اما تابحال مورد توجه جدی قرار نگرفته اند.

منبع:ماهنامه کشاورزی

 

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت٥:٢٤ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
ا

  
استان خراسان یکی از قطبهای تولید و فرآوری گوجه فرنگی است که باقیمانده این محصول پس از استخراج فرآورده های اصلی ، تفاله می باشد. این محصول قابلیت استفاده در تغذیه دام و طیور را دارد. بررسیها نشان داده است که تفاله گوجه فرنگی با دارا بودن حدود 22 درصد پروتئین خام، 10 درصد چربی و 55 درصد NDF به عنوان یک غذای با ارزش در تغذیه دام های پرواری و شیری مورد استفاده قرار می گیرد. به نظر می رسد چنانچه با روشهای فیزیکی دانه از پوسته تفاله جدا شود، قسمت دانه با چربی و پروتئین حدود 15 و 32 درصد و به کمک روشهای خرد نمودن فیزیکی، به عنوان یک منبع با ارزش غذائی در صنعت طیور کاربرد دارد. شناسایی و کاربرد بهتر این فرآورده ضایعاتی، راهکار مناسبی جهت کاهش هزینه های تغذیه در واحدهای دامی و رفع مشکل زیست محیطی است.


نویسندگان علیرضا حسابی نامقی - اعضای هیات علمی مرکز تحقیقات کشاورزی منابع طبیعی خراسان رضوی,محمدرضا بیرجندی - اعضای هیات علمی مرکز تحقیقات کشاورزی منابع طبیعی خراسان رضوی

منبع:مقالات فارسی

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت٥:۱٥ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
تاریخچه تولید بذر ذرت هیبرید

استفاده گسترده از هیبریدهای ذرت همراه با بهبود عملیات زراعی توسط کشاورزان عملکرد ذرت را در آمریکا در طی پنجاه سال از دهه ی۱۹۳۰ به بیش از سه برابر افزایش داده است کهه در مورد هیچ محصولی در دنیا چنین افزایشی اتفاق نیافتاده است که در این بین سهم اصلاح نبات ذرت ۶۰% برآورد گردیده است. اولین بار شول در سال ۱۹۰۸ پیشنهاد تولید لاین های اینبرد را از طریق خود گشنی بمدت ۷_۶ نسل و سپس تلاقی این اینبرد لاین ها را بمنظور تعیین بهترین ترکیب یا هیبرید ارائه داد. 


همانند هر تئوری یا نظریه دیگری پذیرش ذرت هیبرید نیز بسیار کند بود. دلیل اولیه آن این بود که از نظر اقتصادی تولید بذر ذرت هیبرید بخاطر قدرت بسیار پائین بوته ها و عملکرد کم بذر حاصل از والدین اینبرد لاین غیر اقتصادی و غیر معمولی بوده است. 

در سال۱۹۲۲ آقای جونز پیشنهاد استفاده از هیبریدهای دابل کراس را جهت تسهیل در تولید اقتصادی و تجاری تولید بذر ذرت پیشنهاد داد که شامل تلاقی دو اینبرد لاین جهت تولید سینگل کراس و سپس تلاقی بین دو سینگل کراس جهتت تولید بذر هیبرید دابل کراس می باشد که این بذر به کشاورزان فروخته میشود. 

یک دهه دیگر سپری شد تا به نژادگران بتوانند هیبریدهای دابل کراس برتر را تولید نمایند. از آن زمان استفاده از هیبریدها بسرعت توسعه یافت بطوریکه تا اوایل دهه ۱۹۴۰ اغلب ذرت کشت شده در آمریکا هیبرید بودند. بین اوایل دهه ۱۹۳۰ تا اوایل دهه ۱۹۵۰ تولید بذر ذرت هیبرید در مزارع ایزوله با فاصله حدود ۲۲۰ یارد انجام می گرفته است که در آن ۲ ردیف والد پدری و ۶ ردیف والد مادری به تناوب کشت ( نسبت ۶:۲ ) و قبل از ظهور کاکل ها گلهای نر خطوط پدری حذف می شده است. 

در طی دهه ۱۹۴۰ بسیاری از شرکت های خصوصی شروع به کا ر تحقیقاتی ذرت کردند و این مسئله تا ۱۹۵۰ ادامه داشت. در اوایل دهه ۱۹۵۰ دو مسئله عمده اتفاق می افتد که شامل افزایش میزان کود مصرفی ( به ویژه نیتروژن ) و دیگری افزایش تراکم بوته در واحد سطح می باشند. در حوالی سالهای ۱۹۶۰ بعد از اینکه ارقام و لاین های با واکنش بهتر به شرایط حاصلخیزی بالاتر خاک و تراکم بوته بیشتر تولید می گردیدند و در واقع عملکرد اینبرد لاین ها اصلاح گردیدند . 

انتقال بسوی استفاده از هیبریدهای سینگل کراس که عموما برتر از دابل کراس ها از نظر عملکرد و سایر صفات می باشند انجام یافت. بذر هیبریدهای سینگل کراس معمولا گران تر می باشند زیرا والدهای اینبرد آنها کم محصول تربوده و به تنش های محیطی نیز در مقایسه با والدهای سینگل کراس مورد استفاده در تولید بذر دابل کراس ها حساس تر می باشند. امروزه دیگر تقریبا تمامی بذر ذرت هیبرید مورد استفاده در کشورهای پیشرفته سینگل کراس و مقداری نیز دابل کراس و تری وی کراس است. 

در ایران نیز بدنبال آغاز تحقیقات ذرت در کشور در سال ۱۳۴۹ تحقیقات مربوط به امکان تولید بذر ذرت هیبرید نیز از سال ۱۳۵۰ به وارد کردن والدین هیبریدهای مختلف دابل کراس انتخابی از بررسی های سال قبل از کشورهای یوگسلاوی آغاز می گردد. 

بطوریکه تولید بذر ۱۰ هیبرید مختلف از سه گروه زودرس شامل: 

 455Zpdc 

370zpdc 

346Zpdc 

و متوسط رس شامل : 

682Zpdc 

599zpdc 

584zpdc 

ودر گروه دیر رس شامل هیبریدهای دابل کراس های : 

790Zpdc 

755zpdc 

752zpdc 

719zpdc 

در سطح ۲۰ هکتار مورد بررسی قرار میگیرد. عملکرد تولیدی در این سال بین۴۴۴ / ۰تا ۱۰۵/ ۱ تن در هکتار بوده است .نتیجه گیری انجام شده در این سال شامل مساعد بودن منطقه برای تولید بذر ذرت هیبرید بوده است . در سال ۱۳۵۱ دوباره مجددا تولید بذر ۸ هیبرید مختلف که والدین آنها نیز از موسسه زمون پل یوگسلاوی وارد گردیده بودند مورد بررسی قرار گرفته است . از این تعداد ۳ هیبرید : 

Zpscia- zpsci- 76 Zpsc

بعنوان هیبریدهای سینگل کراس در سطحی معادل ۱/۱ هکتار یک هیبرید تری وی کراس در سطحی معادل 5/1 هکتار و بالاخره ۴ هیبرید دابل کراس :zptیعنی 

▪ Zpdc۷۹۰ 

▪ zpdc۶۸۲ 

▪ zpdc۵۹۹ 

▪ zpdc۴۴۸ 

در سطحی معادل ۴/۱ هکتار مورد بررسی قرار می گیرند. نتیجه حاصل از این بررسی نیز مجددا مساعد بودن منطقه را برای تولید بذر ذرت هیبرید مورد تاکید قرار داده و نسبت کاشت ۲ ردیف والد پدری و ۶ ردیف والد مادری برای تولید بذر هیبریدهای دابل کراس و تری وی کراس و نسبت ۲ ردیف والد پدری و ۴ ردیف والد مادری برای تولید بذر هیبریدهای سینگل کراس بعنوان الگوهای مناسب اعلام می گردد. 

در سال ۱۳۵۳ بررسی در مناطق رشت بعنوان منطقه ای با نزولات آسمانی فراوان و رطوبت نسبی بالا و کرج بعنوان منطقه ای با نزولات نسبتا پائین و رطوبت نسبی کم و همچنین طول فصل زراعی طولانی انجام می گیرد. شرایط حاکم در رشت مناسب برای توسعه بیماری های : 

Helminthosporium turcicum / Fusariun 

شناخته شدند علاوه بر این مشکلات رطوبت بالای دانه در زمان برداشت نیز وجود داشت . این در حالیست که کرج مجددا بعنوان منطقه ای مناسب برای تولید بذر ذرت هیبرید تحت شرایط آبیاری مورد تایید قرار گرفت. 

در سال ۱۳۵۴ بررسی های مربوط به تولید بذر ذرت هیبرید علاوه بر کرج و رشت به مناطق دشت ناز ساری و قائمشهر نیز توسعه داده شد. 

روند افزایش سطح تولید بذر ذرت هیبرید در سال ۱۳۶۱ باز هم افزایش یافت و بالاخره در سال ۱۳۶۳ به خودکفائی کامل از نظر بذر ذرت هیبرید مورد نیاز کشور حاصل گردید. 

در سال ۱۳۶۴ با استفاده از لاین پایه مادری نر عقیم سیتوپلاسمی در تولید بذر 

گام مهمی در سهولت کار که حدود ۷۰% تولید بذر کشور را تشکیل می داد Sc۷۰۴ 

گام مهمی در سهولت کار برداشته شد. 

در سال ۱۳۷۰ با شرکت با شکل گرفتن شرکت کشت و صنعت پارس مغان در این شرکت نیز تولید بذر ذرت هیبرید آغاز میگردد و بتدریج با مجهز شدن اراضی این شرکت در زمره پیمانکاران ثابت تولی بذر ذرت هیبرید در می آید. 

در سال ۱۳۷۲_۱۳۷۱ امکان افزایش نسبت سطح کاشت والد مادری نسبت به والد پدری درواحد سطح و به طبع آن افزایش عملکرد در واحد سطح از طریق تغییر الگوی کشت لاین پدری :لاین مادری از نسبت های۴:۲ و۶:۲ به نسبت۴:۱ مورد بررسی قرار می گیرد. 

باتوجه به رضایت بخش بودن نتایج حاصل به تدریج از سال ۱۳۷۳ اقدام به استفاده از این الگو کردند بطوریکه در حال حاضر بجز موارد خاص اکثرا با این الگوی کاشت اقدام به تولید بذر ذرت هیبرید می نمایند.

منبع : سایت آفتاب

 

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت٥:۱۳ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
تاریخچه تولید بذر ذرت هیبرید

استفاده گسترده از هیبریدهای ذرت همراه با بهبود عملیات زراعی توسط کشاورزان عملکرد ذرت را در آمریکا در طی پنجاه سال از دهه ی۱۹۳۰ به بیش از سه برابر افزایش داده است کهه در مورد هیچ محصولی در دنیا چنین افزایشی اتفاق نیافتاده است که در این بین سهم اصلاح نبات ذرت ۶۰% برآورد گردیده است. اولین بار شول در سال ۱۹۰۸ پیشنهاد تولید لاین های اینبرد را از طریق خود گشنی بمدت ۷_۶ نسل و سپس تلاقی این اینبرد لاین ها را بمنظور تعیین بهترین ترکیب یا هیبرید ارائه داد. 


همانند هر تئوری یا نظریه دیگری پذیرش ذرت هیبرید نیز بسیار کند بود. دلیل اولیه آن این بود که از نظر اقتصادی تولید بذر ذرت هیبرید بخاطر قدرت بسیار پائین بوته ها و عملکرد کم بذر حاصل از والدین اینبرد لاین غیر اقتصادی و غیر معمولی بوده است. 

در سال۱۹۲۲ آقای جونز پیشنهاد استفاده از هیبریدهای دابل کراس را جهت تسهیل در تولید اقتصادی و تجاری تولید بذر ذرت پیشنهاد داد که شامل تلاقی دو اینبرد لاین جهت تولید سینگل کراس و سپس تلاقی بین دو سینگل کراس جهتت تولید بذر هیبرید دابل کراس می باشد که این بذر به کشاورزان فروخته میشود. 

یک دهه دیگر سپری شد تا به نژادگران بتوانند هیبریدهای دابل کراس برتر را تولید نمایند. از آن زمان استفاده از هیبریدها بسرعت توسعه یافت بطوریکه تا اوایل دهه ۱۹۴۰ اغلب ذرت کشت شده در آمریکا هیبرید بودند. بین اوایل دهه ۱۹۳۰ تا اوایل دهه ۱۹۵۰ تولید بذر ذرت هیبرید در مزارع ایزوله با فاصله حدود ۲۲۰ یارد انجام می گرفته است که در آن ۲ ردیف والد پدری و ۶ ردیف والد مادری به تناوب کشت ( نسبت ۶:۲ ) و قبل از ظهور کاکل ها گلهای نر خطوط پدری حذف می شده است. 

در طی دهه ۱۹۴۰ بسیاری از شرکت های خصوصی شروع به کا ر تحقیقاتی ذرت کردند و این مسئله تا ۱۹۵۰ ادامه داشت. در اوایل دهه ۱۹۵۰ دو مسئله عمده اتفاق می افتد که شامل افزایش میزان کود مصرفی ( به ویژه نیتروژن ) و دیگری افزایش تراکم بوته در واحد سطح می باشند. در حوالی سالهای ۱۹۶۰ بعد از اینکه ارقام و لاین های با واکنش بهتر به شرایط حاصلخیزی بالاتر خاک و تراکم بوته بیشتر تولید می گردیدند و در واقع عملکرد اینبرد لاین ها اصلاح گردیدند . 

انتقال بسوی استفاده از هیبریدهای سینگل کراس که عموما برتر از دابل کراس ها از نظر عملکرد و سایر صفات می باشند انجام یافت. بذر هیبریدهای سینگل کراس معمولا گران تر می باشند زیرا والدهای اینبرد آنها کم محصول تربوده و به تنش های محیطی نیز در مقایسه با والدهای سینگل کراس مورد استفاده در تولید بذر دابل کراس ها حساس تر می باشند. امروزه دیگر تقریبا تمامی بذر ذرت هیبرید مورد استفاده در کشورهای پیشرفته سینگل کراس و مقداری نیز دابل کراس و تری وی کراس است. 

در ایران نیز بدنبال آغاز تحقیقات ذرت در کشور در سال ۱۳۴۹ تحقیقات مربوط به امکان تولید بذر ذرت هیبرید نیز از سال ۱۳۵۰ به وارد کردن والدین هیبریدهای مختلف دابل کراس انتخابی از بررسی های سال قبل از کشورهای یوگسلاوی آغاز می گردد. 

بطوریکه تولید بذر ۱۰ هیبرید مختلف از سه گروه زودرس شامل: 

 455Zpdc 

370zpdc 

346Zpdc 

و متوسط رس شامل : 

682Zpdc 

599zpdc 

584zpdc 

ودر گروه دیر رس شامل هیبریدهای دابل کراس های : 

790Zpdc 

755zpdc 

752zpdc 

719zpdc 

در سطح ۲۰ هکتار مورد بررسی قرار میگیرد. عملکرد تولیدی در این سال بین۴۴۴ / ۰تا ۱۰۵/ ۱ تن در هکتار بوده است .نتیجه گیری انجام شده در این سال شامل مساعد بودن منطقه برای تولید بذر ذرت هیبرید بوده است . در سال ۱۳۵۱ دوباره مجددا تولید بذر ۸ هیبرید مختلف که والدین آنها نیز از موسسه زمون پل یوگسلاوی وارد گردیده بودند مورد بررسی قرار گرفته است . از این تعداد ۳ هیبرید : 

Zpscia- zpsci- 76 Zpsc

بعنوان هیبریدهای سینگل کراس در سطحی معادل ۱/۱ هکتار یک هیبرید تری وی کراس در سطحی معادل 5/1 هکتار و بالاخره ۴ هیبرید دابل کراس :zptیعنی 

▪ Zpdc۷۹۰ 

▪ zpdc۶۸۲ 

▪ zpdc۵۹۹ 

▪ zpdc۴۴۸ 

در سطحی معادل ۴/۱ هکتار مورد بررسی قرار می گیرند. نتیجه حاصل از این بررسی نیز مجددا مساعد بودن منطقه را برای تولید بذر ذرت هیبرید مورد تاکید قرار داده و نسبت کاشت ۲ ردیف والد پدری و ۶ ردیف والد مادری برای تولید بذر هیبریدهای دابل کراس و تری وی کراس و نسبت ۲ ردیف والد پدری و ۴ ردیف والد مادری برای تولید بذر هیبریدهای سینگل کراس بعنوان الگوهای مناسب اعلام می گردد. 

در سال ۱۳۵۳ بررسی در مناطق رشت بعنوان منطقه ای با نزولات آسمانی فراوان و رطوبت نسبی بالا و کرج بعنوان منطقه ای با نزولات نسبتا پائین و رطوبت نسبی کم و همچنین طول فصل زراعی طولانی انجام می گیرد. شرایط حاکم در رشت مناسب برای توسعه بیماری های : 

Helminthosporium turcicum / Fusariun 

شناخته شدند علاوه بر این مشکلات رطوبت بالای دانه در زمان برداشت نیز وجود داشت . این در حالیست که کرج مجددا بعنوان منطقه ای مناسب برای تولید بذر ذرت هیبرید تحت شرایط آبیاری مورد تایید قرار گرفت. 

در سال ۱۳۵۴ بررسی های مربوط به تولید بذر ذرت هیبرید علاوه بر کرج و رشت به مناطق دشت ناز ساری و قائمشهر نیز توسعه داده شد. 

روند افزایش سطح تولید بذر ذرت هیبرید در سال ۱۳۶۱ باز هم افزایش یافت و بالاخره در سال ۱۳۶۳ به خودکفائی کامل از نظر بذر ذرت هیبرید مورد نیاز کشور حاصل گردید. 

در سال ۱۳۶۴ با استفاده از لاین پایه مادری نر عقیم سیتوپلاسمی در تولید بذر 

گام مهمی در سهولت کار که حدود ۷۰% تولید بذر کشور را تشکیل می داد Sc۷۰۴ 

گام مهمی در سهولت کار برداشته شد. 

در سال ۱۳۷۰ با شرکت با شکل گرفتن شرکت کشت و صنعت پارس مغان در این شرکت نیز تولید بذر ذرت هیبرید آغاز میگردد و بتدریج با مجهز شدن اراضی این شرکت در زمره پیمانکاران ثابت تولی بذر ذرت هیبرید در می آید. 

در سال ۱۳۷۲_۱۳۷۱ امکان افزایش نسبت سطح کاشت والد مادری نسبت به والد پدری درواحد سطح و به طبع آن افزایش عملکرد در واحد سطح از طریق تغییر الگوی کشت لاین پدری :لاین مادری از نسبت های۴:۲ و۶:۲ به نسبت۴:۱ مورد بررسی قرار می گیرد. 

باتوجه به رضایت بخش بودن نتایج حاصل به تدریج از سال ۱۳۷۳ اقدام به استفاده از این الگو کردند بطوریکه در حال حاضر بجز موارد خاص اکثرا با این الگوی کاشت اقدام به تولید بذر ذرت هیبرید می نمایند.

منبع : سایت آفتاب

 

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت٥:٠٩ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
ذرت

با نام انگلیسی کورن و اسم علمی زی مایز از خانواده غلات و یک از چهار 

غله عمده جهان بوده و بعد از گندم و برنج تولید آن در دنیا مقام سوم را 

داراست . 

مشخصات گیاه شناسی : 

الف : ریشه : ذرت دارای سه نوع ریشه است  


1-ریشه‌های بذری و ریشه‌های اولیه تعداد این نوع ریشه‌ها 3 تا 5 عدد بوده و با جوانه زدن بذر طلا ظاهری می‌شوند کار این ریشه‌ها جذب آب و مواد غذایی از اعماق خاک می‌باشد . 
2-ریشه‌های تاجی یا ثانویه : از گروه‌های واقع در طوقه گیاه و در زیر سطح خاک بوجود آمده و گسترش پیدا می‌کند تعداد آنها 7 الی 8 عدد و گاهی به 15 الی 20 عدد نیز می‌رسد کار این ریشه‌ها جذب آب و مواد غذایی از خاک سطح است . 
3-ریشه‌های هوایی یا نگه دارنده : این ریشه‌ها در واقع همان ریشه‌های تاجی هستند که در بالای سطح خاک تولید می‌شوند نقش آنها بیشتر در قائم گله داشتن گیاه است زیرا طول گیاه زیاد بوده و لذا برای مقاومت در برابر خوابیدگی این ریشه‌ها مانند یک تیرک عمل می‌کنند نقش این ریشه‌ها در عمل جذب بسیار کم است . 

ب : ساقه 
ساقه ذرت مانند سایر غلات بند بند و گره‌دار ، تو خالی و استوانه‌ای بوده و طولش بسته به رقم ممکن است از cm 30 تا m 5/7 و خطرش از cm3/1 تا cm5 تغییر کند . 
ساقه ذرت به عکس سایر غلات معمولاً بدون انشعاب است و پنجه‌ای تولید نمی‌کند . خوابیدگی یاورس در ذرت به ندرت رخ می‌دهد و ارقام هیرید ذرت مقاومت بسیار خوبی در برابر خوابیدگی از خود نشان می‌دهد . لازم به ذکر است که طول معمول ذرت 5/1 تا 5/2 متر است . 
ج : مانند سایر غلات کشیده بوده و از پهنک و غلافت تشکیل شود . طول برگها ذرت از 30 تا 80 cm و گاهی متغیر است و پهنای هر برگ حدود 8 تا 10 cm است . 
د : ذرت گیاهی یک سایه پیایه است که گلهای نر و ماده در طول ساقه در محل گره‌ها و در مجاورت برگها تشکیل می‌شوند و تعداد گلهای ماده را ارقام مختلف ذرت متفاوت است ، گل گل آذینی ذرت را به طور کلی سنبله می‌دانند و در واقع گل نر و خوشه و گل ماده سنبله است ، گلهای ماده در آینده بلال ذرت را ایجاد می‌کنند که بلال ذرت که دارای محوری قطوری به نام چوب بلال یا (cod) 
دانه‌هایی که در ردیفهای منظمی قرار گرفته‌اند و با دو پوشه ضخیم پوشیده شده‌اند و خامه‌های بلندی (sira) که در انتهای شاخه می‌شوند و گاکل بلال ذرت را ایجاد می‌کنند . لازم به ذکر است : محور گل آذین نر همان امتداد ساقه است و دارای گلهای سه پرچمی است . 


دوره‌های رشد ذرت : بطور کلی از کاشت داشت و برداشت ذرت چهار دوره متمایز می‌توان تشخیص داد . از دوره رشد خفیف : این دوره از زمان سبز شدن شروع شده و تا 150 الی 20 روز از ظهور گلهای نر ادامه دارد . 

2-دوره رشد سریع : از ظهور گلهای نر تا حدود 10 روز قبل از شیری شدن دانه‌ها می‌باشد در این دوره وزن گیاه به حداکثر و حساسیت آن به کم آبی به حد اعلال خود می‌رسد . 
3-دوره کاهش خفیف وزن : این دوره پس از اتمام دوره دوم شروع شود و تا حدود 10 روز بعد از شیری شدت دانه‌ها ادامه می‌یابد . 
4-دوره کاهش شدید وزن : این دوره به دنبال دوره قبل شروع شود و تا رسیدن کامل دانه طول می‌کشد . 
عوامل محیطی : 
از میان عوامل محیطی به دو عامل درجه حرارت و طوبت اشاره خواهیم داشت . 
الف : درجه حرارت : به طور کلی یک گیاه گرمسیری است به یخ بندان حساس است و در دوران زندگی به درجه حرارت بالا نیازمند است . 
حداقل درجه حرارت در زمان جوانه زدن ذرت 10 درجه است ولی برخی از نژادهای آن در زیر 10 درجه هم به خوبی جوانه می‌زنند بعد از کشت ذرت آب و هوای گرم جوانه زدن و ریشه را تسریع می‌کند ولی گرمای شدید و کمبود رطوبت بویژه در زمان گلها و بویژه گلهای نر ، خسارت زا است . 
ب : رطوبت : مقدار رطوبت هوا و میزان نزولات آسمانی و زمان آن نقش مهمی در عملکرد ذرت داشته و کمبود نزولات یکی از عوامل محدود کننده کشت این گیاهان در مناطق خشک و نیمه خشک به شمار می‌آید در واقع کشت دیم ذرت در نقاطی امکان‌پذیر است که میزان بارندگی سالیانه از 600 میلی‌متر در دوره رشد کمتر نباشد لذا عملاً کشت در کشور ما کشتهای بهاره آبی است مقاومت به خشکی ذرت در مراحل اولیه زندگی از مراحل بعدی آن بیشتر است . 


عملیات کاشت : 
1-آماده کردن زمین : زمینی که در آن کشت ذرت انجام می‌شود در پائیز سال قبل آن شخمی به عمق 15 الی 20 cm و گاهی بیشتر می‌زنند که باعث می‌شود باعث خاک نرم و بقایای محصول قبلی و علفهای هرز به عمق خاک برده می‌شوند در ضمن پذیرش بارندگی زمین ذخیره رطوبت بالا می‌رود در بهار بعد از سبز شدن علفهای هرز با یک دیسک آنها را به عمق خاک برده و بعد از آن زمین را تسطیح کرده و بدین صورت زمین آماده کشت می‌شود ( 1-شخم در پائیز 2-شخم در بهار 3-دیسک 4-لودر 

2-طرق مختلف کاشت : 
بسته به عوامل مختلف چون 1-نوع تهیه بستر بذر 2-تأمین رطوبت 3-رقابت با علفهای هرز و پیشگیری از آسیب سرمای بهاره کاشت ذرت متفاوت است .1-از نظر نوع تهیه بستر بذر A – کشت ردیفی B – کرتی-کشت روی مرز و حاشیه زراعتهای دیگر . 

کشت ردیفی : یک نوع آبیاری نشتی و مشکل سله شکنی ندارد . این روش در اراضی بزرگ و زراعتهای مکانیزه مطرح بوده و بذر در ردیفهای موازی با فاصله معینی توسط ردیف کار ذرت کشت می‌شود آبیاری در این روش به صورت جون و پسته انجام می‌شود . 


کشت کرتی : بیشتر در کشاورزی سنتی و معمولاً برای کشت ذرت علوفه‌ای بکار می‌رود پس از آماده کردن و تسطیح زمین آنرا به کرتهایی که طول و عرض آن متناسب با شیب زمین و میزان آب آبیاری می‌باشد تقسیم کرده و بذر را در کرتها به طریقه دست پاش می‌کارند و توسط دندانه‌ یا دیسک آنرا داخل خاک نموده و آبیاری می‌نمایند آبیاری در این روش به روش غرقابی است . 

2-تأمین رطوبت : 
A : خشکه کاری B : نم کاری 
A : وقتی صورت می‌گیرد که زمان کشت ذرت در حال سپری شدن می‌باشد زیرا آبیاری قبل از کشت و صبر برای گاو رو شدن زمین وقت لازم دارد لذا در چنین مواردی زمین را کشت کرده و متعاقبش آبیاری می‌کنند در این روش چون خطر سله بسنتی خاک و احیاناً شسته شدن خاک و انتقال بذر را نقاط بلند مزرعه به قسمتهای پشت‌تر وجود دارد و لازم است که زمین قبل از کشت کاملاً تسطیح شود حتی المقدور کشت به صورت ردیفی انجام شود تا با مثال مذکور برخورد کمتری شود . 
B : نم کاری یا هیرم کاری در بهار حدود 10 روز قبل از کشت مقدار زیادی آب به زمین می‌دهد که تا عمق 2 متری زمین بستر نم شود و بعد از گاورو شدن زمین با عملیات دیسک سبکی علفهای هرز را زیر خاک کرده و سپس اقدام به کشت ذرت می‌کنند بذرهای کاشته شوند از رطوبت موجود در خاک استفاده کرده و یکنواخت سبز می‌شوند و چون بالا فاصله بعد از کشت آبیاری نمی‌شوند خطر سله بستن خاک رشته شودن بذر پیش نمی‌آید . 
3-از نظر رقابت با علفهای هرز و عوامل نامساعد مثل هوای سرد : 

برای جلوگیری از آسیب عوامل مذکور در بعضی از نقاط جهان مثل کره شمالی معمولاً ذرت را به صورت نشاکاری کشت می‌کنند بدین ترتیب که ابتدا بذر در گلخانه کشت نموده ( زودتر از زمان کشت در مزرعه ) و به محقق حصول شرایط محیطی مناسب آنرا به زمین اصل منتقل می‌کنند در این روش اگر چه عملکرد بیشتر خواهد بود ولی هزینه‌ها افزایش می‌یابد 
ج - زمان کاشت : 
به عواملی چون درجه حرارت محیط و خاک بستگی داشته و در نواحی مختلف فرق می‌کند و در زمان صورت می‌گیرد که دمای بهاره کاملاً از بین رفته باشد . 
مناسب‌ترین درجه حرارت برای جوانه زدن بذر ذرت ْ3/18 C است و دمای زمان جوانه زنی نباید از 10 کمتر و از 35 بیشتر باشد . 
مقدار بذر لازم در واحد سطح : 
در ذرت کاری معمولاً وزن بذر در واحد سطح اهمیت چندانی ندارد و دانه را برحسب تعداد در مترمربع یا هکتار محاسبه و کشت می‌نمایند تراکم بوته در واحد سطح بستگی به حاصلخیزی خاک رقم و میزان آب آبیاری داشته و معمولاً از 20 هزار یا 60 هزار در بوته در هکتار متغیر است . 


عملیات داشت : 
الف : آبیاری : ذرت از گیاهان است که در طول دوره زندگی خود به آب زیادی نیاز دارد دوره بحران نیاز آب این گیاهان از زمان ظهور گلهای نر تا پیدایش کاکل ذرت است در این دوره اگر رطوبت در حد کافی نباشد عمل گرده افشامی به خوبی انجام نگرفته و در نتیجه بلالها کم دانه می‌شوند . 
ب : وجین و سله شکنی : حدود 30 الی 40 روز بعد از کشت زمانی که ارتفاع گیاه به 15 الی 20 CM می‌رسد عملیات وجین و سله شکنی شروع می‌شود (عملیات وجین و سله شکنی می‌تواند همراه با کود پاش انجام گیرد )راه دیگر مبارزه با علفهای هرز در مزارع بزرگ معمولاً استفاده از علفکشهای شیمیایی مانند آنرا زین می‌باشد . 
ج : احتیاجات غذایی ذرت : هم مانند سایر گیاهان در طول زندگی خود به مواد غذایی کافی نیاز دارد مواد غذایی ذرت معمولاً از انواع کودها از جمله کودهای حیوانی سبز و شیمیایی تأمین می‌شود کودهای حیوانی و سبز مقداری از مواد غذایی مورد نیاز ذرت را تأمین می‌کنند و برای تأمین کامل مواد غذایی استفاده از کودهای شیمیایی ضرورت می‌یابد . جذب ازت از خاک در تمام مراحل رشد گیاه صورت می‌گیرد ولی در مقدار آن در سنین اول مقدار جذب آن کمتر . در زمان ظهور گلهای نر و ماده جذب ازت حداکثر است و پس از گل دهی مجدداً جذب کاهش می‌یابد . مهمترین دوره نیاز ذرت به فسفر بعد از گل کردن و نزدیک رسیدن دانه می‌باشد در موقع رسیدن دانه نزدیک به سه چهارم فسفر موجود در گیاه در دانه جمع می‌شود . 
حدود یک سوم پتاسیم مورد نیاز گیاه قبل از تشکیل گل و بقیه آن قبل از دانه بستن از خاک جذب می‌کرد و مقدار نسبتاً کمی پتاسیم در دانه مترمرکز می‌شود . 

عملیات برداشت : 

الف : زمان برداشت اگر ذرت به منظور برداشت دانه کشت شود باید برداشت زمانی صورت گیرد که گیاه از نظر فیزیولوژی و زراعت کاملاً رسیده باشد تعیین زمان برداشت از نظر زراعی –a نوع رقم : در مناطقی که فصل رویش کوتاه بوده و در سرما و بارانهای زودرس پائیز عمل برداشت را با دشواری روبرو می‌کند باید از ارقام زودرس استفاده کرد تا برداشت زودتر انجام شود –b مقدار کود : در زمینهایی که کود شیمیایی مخصوصاً کودهای ازته زیاد مصرف شوند رشد رویش گیاه افزایش یافته و دانه‌ها دیرتر می‌رسند لذا برداشتشان دیرتر انجام می‌گیرد . 
2-جنس خاک : در خاکهای رس یا سنگین به علت ذخیره رطوبت بیشتر دوره رویش گیاه طولانی‌تر از خاکهای سبک شن می‌شوند و لذا برداشتشان دیرتر انجام می‌گیرد . 
-d آبیاری : زیاد طول دوره رویش گیاه را افزوده و رسیدن محصول و برداشت را به تأخیر می‌اندازد . 
E- تراکم بوته : هر چه تراکم بوته در واحد سطح بیشتر شود استفاده از نور و غذا برای گیاه مشکلتر شود . و گیاهان برای رقابت با یکدیگر در جذب نور و غذا رشد رویش بیشتری داشته و در نتیجه رسیدن و برداشت دانه به عقب می‌افتد . 
-F آب و هوا هر چه محیط سردتر و روزها آفتابی کمتر باشد رسیدن دانه و برداشت آن دیرتر می‌شود . 
2-تعیین زمان برداشت از نظر فیزیولوژیکی 
از نظر فیزیولوژی دانه‌های رسید حداکثر ماده خشک را دارا هستند و بایستی رطوبت آنها به حدود 15 الی 20 درصد برسد تا از نظر زراعی قابل برداشت باشد برای برداشت دانه رطوبت دانه باید در حدی باشد که نه علت خشکی زیاد با ماشینهای برداشت خرد شوند و نه آن مقدار مرطوب که در انبار کپک بزنند . 
ب : طرق مختلف برداشت 
برداشت ذرت چه برای دانه و چه برای علوفه به دو صورت انجام می‌شود . 
1-برداشت با دست : در زراعتهای کوچک و کرتی و همچنین در مناطق مرطوب که بارندگیهای فصل آن کار با ماشینهای برداشت را مشکلتر می‌سازد عمل برداشت با دست و داسهای مخصوص انجام می‌گیرد . 

2-برداشت ماشینهای مخصوص در زراعتهای بزرگ و مکانیزه مانند استفاده از چاپر و کمبانی و غیره 
نحوه کشت و کار گیاه ذرت دانه‌ای در شهرستان نی‌ریز : 
شهرستان نی‌ریز در جنوب شرقی استان فارس قرار گرفته است . ذرت در این منطقه یک محصول بهاره است و کشت و کار آن در اواخر فصل بهار با مساعد شدن دمای هوا انجام می‌گیرد . 
تاریخ کاشت : 
طبق اصول کشاورزی باید با توجه به نوع محصول هوای محیطی انتخاب گردد ولی در این منطقه عموماً زمان کاشت را عوامل دیگری تعیین می‌کند که تا حدودی نیز تاریخ‌های مناسبی است . 
1-آماده بودن زمینی که خود جای توضیح زیادی دارد الف : اغلب کشاورزان و البته نه اکثر آنها با توجه به زمانی که کشاورزی اطراف اقدام به کشت می‌کنند آنها نیز اقدام می‌کنند . 
ب : پس از برداشت محصول قبلی که عمدتاً گندم و جو است . 
ج : با توجه به دمای هوا که تعداد این زارعان انگشت شمار است . 
1-حدود یک سوم از زمینهایی که از سوی زارعان برای کشت ذرت اختصاص می‌یابد در آنها کشت گندم و یا جو صورت گرفته و به محض برداشت با آتش زدن کاه و کلش باقی مانده در زمین به شخم زدن مبادرت می‌کنند و چون آبیاری کردن زمین باعث عقب افتادن کشت می‌شود از آبیاری آن خودداری می‌کنند و در نتیجه از مزایای شخم مرطوب بی‌نصیب می‌مانند . 
نحوه آماده کردن زمین و کاشت : 
پس از یک شخم نسبتاً عمیق عملیات دیسک زنی و لور انجام می‌شود که با اصول زراعت هماهنگی دارد اما به دلیل آشنایی نداشتن کامل رانندگان تراکتورها با اصول اینکار زمینها به طور یکدست صاف نمی‌شوند و وقتی که دستگاه فاروور ایجاد جوی و پشته می‌کند . جوی و پشته‌ها نیز درست از کار در نمی‌آیند و در نتیجه باید بوسیله مرزبند ایجاد کرت کرد که این کار باعث اتلاف مقدار زیادی آب به صورت Run off شود که این مشکل اصل‌ترین مشکل در کار آماده کردن زمین در شهرستان است . 
بعد از کار دستگاه فاروور بذر کار وارد زمین شود و بذرها را بر روی ردیف کشت می‌کند و معمولاً در هر هکتار حدود kg30 بذر کشت می‌شود که به خاطر پرتر کشت کردن این میزان متوسط بالاتر است . 
کود دهی : 
زمینهای شهرستان از نظر فسفات به علت استفاده مکرر و نسبتاً زیاد در سالهای گذشته از این ماده غنی هستند و احتیاج چندانی به مصرف آن نیست از کودهای دیگری که قبل از کشت استفاده می‌شود کودهای پتاسه است . عمده‌ترین مصرف کود برای ذرت کود اوره است که میزان مصرف آن در بین کشاورزان بسیار متفاوت است و شاید به توان گفت که دلیل این تفاوت کمبود این کود است که در نتیجه برخی از کشاورزان که توانسته‌اند این کود را دریافت کنند . در بعضی مواقع بیش از یک تن کود اوره به زمین خود داده‌اند و برخی به حدود kg 200 اکتفا کرده‌اند اگر نحوه توزیع کود مناسب بود برخی از کشاورزان دچار ولع در مورد مصرف این کود نمی‌شوند و بیش از نیاز مصرف نمی‌کردند کود اوره به صورت سرک و معمولاً در دو دوره آبیاری یک دور آن به صورت محلول به زمین داده می‌شود . 
آبیاری : 
گیاه ذرت از جمله گیاهانی است که نیاز زیادی به آب دارد و اگر آب کافی در موقع مناسب برای آن تأمین نگردد کشت این گیاه جز ضررو زیان برای زارع ارمغانی ندارد و با توجه به منابع آب شهرستان به اعتقاد نگارنده ذرت قاتل بی‌رحم آب شهرستان است و در آینده با افسوس به این روزها نگاه خواهیم کرد . معمولاً دوره آبیاری در این منطقه با توجه به آنکه عمه منبع تأمین کننده آب چاه‌های کشاورزی هستند دوره آبیاری مطابق نیاز گیاه نبوده و با توجه به دور آب کشاورز تعیین می‌شود که شاید در یک دور 7 به 7 تأمین گردد و در یک دور از 14 روز هم فراتر برود به اعتقاد کارشناسان اداره کشاورزی یکی دیگر از عوامل افت محصول در این منطقه دوره‌های آبیاری طولانی است . 
داشت : 
عملیات داشت چندانی صورت نمی‌گیرد و تنها به کنترل علف هرز و و اگر دچار آفت شود به کنترل آن آفت منتهی می‌گردد و عملیاتهای داشت مرسوم نظیر سله شکنی و غیره انجام می‌گیرد . 
برداشت : 
در قسمت برداشت تقریباً مشکل وجود ندارد و کشاورزان در موقع مناسب اقدام به برداشت محصول خود می‌کنند اما مشکل بعد از برداشت بوجود می‌آید به دلیل آنکه در سطح شهرستان واحد ذرت خشک کنی وجود ندارد و اغلب کشاورزان با پهن کردن ذرت بر روی زمین اقدام به خشک کردن آن می‌کنند . که به دلیل مصادف شدن با بارانهای پائیز مقداری از محصول برداشت شود . دچار آسیب شود . و از میزان برداشت باز هم کاسته می‌شود به جا است که اداره جهاد کشاورزی با اعطای تسهیلاتی امکان ایجاد یک واحد ذرت خشک کنی در سطح شهرستان را بوجود آورد . 
اطلاعات مربوط به کشت ذرت در شهرستان نی‌ریز در سال زراعی جاری (83) 
میزان بذر توزیع شده : 90 تن 
میزان زیر کشت : 3315 هکتار 
میزان زمین بیمه شده ذرت 317 هکتار 
میزان زمینهایی که پس از برداشت گندم یا جو زیرکشت ذرت رفته‌اند : 1430 هکتار 
متوسط برداشت در سال 82 : 5/7 تن 
نوع سطح مشاهده سموم مورد استفاده 
آفات : 
1-زنجره 35 هکتار آندو سولفات و دارتون 
2-برگ خوار 8 هکتار سوین

علف های هرز مهم مزارع ذرت

گیاه ذرت در مراحل اولیه رشد خود از حساسیت بیش تری نسبت به رشد علف های هرز برخوردار است . رشد گیاه ذرت در 3 تا 4 هفته ی اول نسبتا ً کند می باشد و در طی همین دوره علف های هرز می توانند رشد کرده و بر ذرت غالب شوند و با آن رقابت کنند . حد اکثر رقابت عف های هرز با ذرت در طی دوره ی 6-2 هفته ی پس از کاشت صورت می گیرد و پاک نگه داشتن مزرعه از وجود علف های هرز در این دوره از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است .

مهم ترین علف های هرز مزارع ذرت عبارتند از :

تاج خروس Amaranthus retroflexus.

یولاف وحشی Avena fatua L.

گل گندم Centaurea depressa.

سلمه تره ( سلمک ) Chenopodium album L.

مرغ Cynodon dactylon L.

اویار سلام Cyperus sp.

سوروف Echinochloa crus – galli L.

ارزن وحشی Panicum eruciferum L.

قیاق Sorghum halepense L.

توق Xanthum stramarium.

در زراعت هایی که فاصله ی ردیف های ذرت از هم زیاد تر باشد ، سطح بیش تری از خاک بدون پوشش باقی مانده و آفتاب بر آن می تابد که این کار موجب افزایش جوانه زنی و رشد علف های هرز می شود . یک اقدام کنترلی برای مبارزه با رشد این علف ها که بتواند در مراحل آغازین رشد گیاه ذرت ، علف های هرز را از بین ببرد ، بسیار مفید و لازم می باشد . استفاده از روش های سنتی دستی و نیز کولتیواتور دستی بین ردیف های کاشت ، می تواند تا حدی مفید باشد اما مسلما ً کافی نیست . برای مبارزه کامل با رشد علف های هرز باید عمل مبارزه دستی را چهار بار انجام داد که این روش گران و پر هزینه خواهد بود و به جای آن می توان از سم سیمازین استفاده نمود . استفاده از کولتیواتور نیز فقط علف های هرز بین ردیف ها را نابود می کند و قادر به از بین بردن علف های هرز روی ردیف ها نیست و بنابراین استفاده از آن نیز اثر کاملی ندارد .

استفاده از علفکش هایی که قادرند تا از استقرار بوته های علف های هرز در طول دوره ی 6 هفته ی اول رشد گیاه ذرت جلوگیری کنند ، در کشت این گیاه مفید است . گیاه ذرت نیز به بسیاری از علفکش ها مقاومت خوبی نشان می دهد . علفکش های آترازین ( 2-1 ) ، سیمازین (2-1 ) ، EPTC ( ۲-۳ ) ، بوتیلات ( 3-2 ) ، آلاکلر ( 3-2 ) ، فلوکلورالین ( 5/2-5/1 ) ، متریبوزین ( 2-1 ) و تربوترین ( 2-1) ، در زمانی که به صورت پیش رویشی مصرف شوند اثر خوبی دارند . ترکیب دو سم آلاکلر ( 0/2-5/1 ) + آترازین ( 0/1 ) نیز اثر زیاد تری داشته و قادر است تا علف های هرز باریک برگ یک ساله و پهن برگ را کنترل نماید . دو علفکش آترازین و سیمازین اثر بیش تری بر روی علف های هرز پهن برگ دارند . در صورتی که آلاکلر از قدرت کنترل کنندگی زیاد تری بر روی باریک برگ های یک ساله تیره گرامینه برخوردار است . در تحت شرایط خشکی و بی آبی آترازین عملکرد بهتری دارد . از طرف دیگر آترازین نسبت به سیمازین اثر بیش تری بر باریک برگ های تیره گرامینه دارد . علفکش لینورون می تواند به گیاه ذرت نیز صدمه بزند و به همین دلیل باید به میزان کمتر و فقط در مزارعی که از ارقام مقاوم در آنها کشت شده است استفاده نمود .

از دیگر علفکش هایی که قادرند تا طیف وسیعی از علف های هرز را نابود کنند می توان به موارد زیر اشاره نمود : استوکلر ( 5/1-0/1 ) ، دی متانامید ( 6/1-8/0) ، متولاکلر ( 0/3-5/1 ) ، پندی متالین ( 5/1-0/1 ) ، اکسی فلورفن ( 0/1-25/0 ) ، ایمازاکویین ( gr/ha ۷۰-۵۰ ) ، تیازوپیر ( 0/1-25/0) و هالو سولفورون ( gr/ha ۸۰-۷۰ ) .



 

 منابع : سایت راسخون-سایت آفتاب

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت٤:٥٦ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
کشت توام ماهی وبرنج درشالیزار

مقدمه
قدمت پروژه کشت توام ماهی وبرنج درشالیزار،به هزاران سال قبل، درکشورچین برمی گردد،هم اکنون سالهای متمادی است به شیوه نوین درکشورهای جنوب شرقی آسیا شامل چین ،ژاپن ،ویتنام،تایلند،فیلیپین وهمچنین درکشورامریکا،کانادا،ایران وبسیاری ازکشورهای دیگربه عنوان یک پروژه موفق درحال انجام است.اولین بار درایران موسسه تحقیقات شیلات درسال 1364اقدام به اجرای آزمایشی طرح نمود.پس ازآن دراستانهای مازندران وگیلان درقالب پروژه های ترویجی وسپس درسایر استانهایی که کشت برنج درآنها معمول است مبادرت به اجرای این طرح کردند.
براساس آخرین آمار اعلام شده توسط سازمان شیلات ایران هم اکنون بیش از 200هکتار ازاراضی شالیزاری کشور، تحت پوشش طرح ترویجی کشت توام پرورش ماهی وبرنج قرار دارد(1).
 مزایای طرح کشت توام برنج وماهی درشالیزار
 1-استفاده اقتصادی،بهینه ودومنظوره ازشالیزار
2-دسترسی بیشترروستاییان به پروتئین سالم ومفید
3-ایجاد درآمد جانبی برای خانوارهای روستایی
4-ایجاداشتغال درسطح روستاها(بویژه برای زنان روستایی)
5-اقتصادی تر کردن هزینه برنجکاری وبالابردن توان اقتصادی روستاییان
6-کاهش آلوگی محیط زیست دراثر کاهش مصرف سموم وکودهای شیمیایی
7-مبارزه بیولوژیک باآفات وعلف های هرز مزرعه
دراثرتغذیه ماهی آمورازآزولا(یک نوع جلبک باقدرت تکثیربسیاربالاکه درمزارع شالیزاری وحاشیه مرداب انزلی به صورت سفره مانند درسطح آب پخش می باشد)به تبادل اکسیژن هواوآب کمک فراوان می نماید، وهمچنین ازنقش ماهی کپورمعمولی که دراثرجستجو برای تغذیه ازموجودات کفزی،خاک اطرف ریشه بوته برنج رابهم زده،وبا این عمل باعث نرمی خاک کف شالیزار وتجزیه بهتر مواد کودی شده وشرایط رشد بهتر ریشه های برنج ،درنتیجه آزاد شدن گازهای مضروافزایش جذب اکسیژن رافراهم می نماید نباید فراموش نمود.(2)
بدیهی است دراثرکاهش علف های هرز وجمعیت آفات درمزرعه شالیزاری ،کاهش مصرف سموم و کودهای شیمیایی(افزایش فعل وانفعالات شیمیایی خاک دراثربهم خوردگی خاکهای اطراف ریشه بوته برنج وکود حاصله ازمدفوع ماهیان و...)را شاهد خواهیم بود.(3)
خاک مناسب برای کشت توام ماهی وبرنج درشالیزار
اراضی شالیزاری که خاک آنهادارای قدرت نفوذ پذیری کم نسبت به آب بوده(بیش 60-70درصد خاک رس)وهمچنین سطح اراضی آنهادارای شیب ملایم بطرف خروجی آب باشد، تقریبا"می توان گفت دراغلب شالیزارهای کشور،امکان پرورش ماهی بصورت کشت توام وجوددارد،به شرط آنکه آب کافی درطول دوره پرورش وجود داشته باشد
ارقام برنج مناسب 
براساس تحقیقات انجام شده توسط موسسه تحقیقات برنج کشور،بطور کلی ارقام زودرس برنج شامل برنج های کاظمی ،هاشمی ،خزرو... برای طرح کشت توام برنج و ماهی پیشنهاد می شوند.
ماهیان پرورشی مورد استفاده درطرح  
به دلیل وجود عوامل محدود کننده ،نظیرکم عمق بودن آب مزارع،نداشتن فضای کافی جهت حرکت وشنای ماهیان وایجادسایه توسط گیاه برنج،گونه های خاصی ازماهیان رامی توان دراین طرح پرورش داد،درایران سعی شده ازهمان گونه های پرورشی درمزارع ماهیان گرم آبی استفاده گردد،که به اختصار درمورد آنها توضیح داده می شود:
-ماهی کپورمعمولیcommon carp
بهترین نوع ماهی جهت کشت توام میباشد زیرادر شرایط خاص مزرعه شالیزاری ازنظر عوامل محدود کننده وموجودات آبزی فراوان( کرمها ،نماتدها،تخم ولاروحشرات و...) ، براحتی می تواند رشدکند،تراکم ماهی کپورمعمولی درمزرعه شالیزاری حدود 50الی 60درصدماهیان پرورشی می باشد.
2-ماهی کپورعلفخوار(آمور)grass carp
 این ماهی دربدو امرازپلانکتونهای جانوری وسپس گیاهی وجلبکهای ریسه ای تغذیه کرده ،وبه مرورازگیاهان آلی نیز استفاده می کند
میزان رهاسازی حدود 30-35درصدماهیان پرورشی راشامل می شود.
3-کپورنقره ای(فیتو فاگ)silver carp
بطورکلی ازپلانکتونهای گیاهی (گیاهان میکروسکوپی)تغذیه می کند،بدلیل رشدسریع وزندگی گله پذیری وامکان تکثیرمصنوعی وکیفیت مطلوب گوشت به عنوان مناسب ترین ماهی پرورشی جهان معرفی ودرتمام دنیا پرورش داده می شود.(4)
میزان رهاسازی حدود 100-150 قطعه درهکتارمی باشد. 
 4- کپورسرگنده(بیگ هد)big head
.غذای اصلی این ماهی، پلانکتونهای جانوری وبعضی جلبکها تشکیل می دهند،میزان رهاسازی 3-5درصد ماهیان پرورشی می باشد.
میزان رهاسازی بچه ماهی درکشت توام
بهترین تراکم ماهی درکشت توام، رهاسازی تعداد 1100-1400قطعه بچه ماهی درهکتار میباشد.
برداشت برنج
درسیستم کشت توام، همانطور که گفته شد ازگونه های زودرس برنج استفاده می شود.10-15روز مانده به برداشت برنج سطح آب مزرعه بتدریج کاهش داده شده تاماهیها به داخل حوضچه هدایت شده وپس ازخاتمه برداشت، مجددا"به مزرعه برگردانده می شوند.
توجیه اقتصادی کشت توام ماهی وبرنج درشالیزار
محاسبات زیر برمبنای یک هکتارانجام شده است:
-هزینه آماده سازی مزرعه(افزایش ارتفاع کرت وآماده کردن حوضچه) 3000000ریال
- هزینه غذای ماهی 2500000ریال
-هزینه خرید بچه ماهی 630000ریال
-هزینه حمل ونقل بچه ماهی وغذا 200000ریال
-هزینه صید 100000ریال
-ده درصد سایرهزینه ها 643000ریال
-کل هزینه پرورش ماهی درشالیزار(درهکتار) 7073000ریال
-تولیدماهی(باضریب بازماندگی 80درصد،1120قطعه،وزن متوسط هرماهی
 درزمان صید900گرم) کیلوگرم 1008=900*1120
-قیمت متوسط فروش هرکیلوگرم ماهی 12000ریال ریال12096000=12000*1008
-سودحاصل از فروش ماهی(هزینه- تولید) ریال5023000=7073000-12096000
-سودحاصل ازافزایش محصول برنج(حداقل 5درصد) 150کیلوگرم برنج،
هرکیلوگرم برنج20000ریال ریال3000000=20000*150
-سودحاصل ازکاهش مصرف سموم،کودووجین کاری 1000000ریال
-مجموع سود خالص حاصله(سودناشی ازکاهش مصرف کود وسموم ووجین کاری+سودخالص ازافزایش محصول برنج+سودحاصل ازفروش ماهی) ریال9023000=5023000+3000000+1000000
نتیجه گیری:
آنچه که واضح است این پروژه به علت حداقل بکارگیری کودهای شیمیایی وسموم کشاورزی، دارای تمامی ویژگیها وشاخص های کشاورزی ارگانیک می باشد.براساس بررسی های انجام شده،درصورتیکه حداقل 10درصد مزارع شالیزاری استان گیلان، قابلیت اجرای این پروژه راداشته باشند ، حدودبیست وسه هزارتن( به میزان تولید فعلی آبزی پروری استان)به تولیدات این بخش افزوده خواهدشد..  
سیستم برنج ماهی،یک اکوسیستم سودمند برای هردوگونه رابوجود می آورد(4)،
 لازم به ذکراست این شیوه تولید(حداقل استفاده ازکود وسموم درتولید محصولات کشاورزی) ازیک دهه گذشته دراروپا،آمریکای شمالی وژاپن وجهه وجاذبه خاصی پیداکرده است که تحت عنوان "نهضت کشاورزی ارگانیک بیولوژیکی"ازآن نام برده می شود،درسالای اخیر ارتباط وهماهنگی هایی بین نهضت های ارگانیک اروپایی وامریکایی وفعالیت های مربوطه NGOها(سازمانهای غیردولتی)کشورهای درحال توسعه درحال افزایش بوده است (5)  

   

منابع:
1-سایت سازمان شیلات ایران
2-پرورش ماهی درشالیزار،1376دفترمطالعات جامع توسعه شیلات ایران
3- هدایت،مرتضی ومومن نیا،مهدی.(1380)." پرورش کپورماهیان درشالیزار(کشت توام ماهی وبرنج)".
4-Part III: Interactions 29-Effect of fish on the growth and
development of rice. International development research center
5- شنفرد،آندرو. توسعه پایدارروستایی. ترجمه: حسینی، سیدمحمود و حسینی، سیدجمال فرج الله.


ماهنامه کشاورزی

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت٤:٤۳ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
اصول ده گانه اجتماعی در ترویج

کشاورزی به عنوان یک اندیشه و تفکر با مسائل تکنیکی خاص خود کاربرد علم 

را برای حل مسائل به سوی خود جلب نموده است. کشاورزی یعنی مردم. بقاء 

کشاورزی وابسته به بقاء و قابلیت دوام اجتماعات روستایی دارد پایداری ابعاد 

مختلفی دارد که این ابعاد، ابعاد اجتماعی، اقتصادی و محیطی می باشند. در بین 

این ابعاد سه گانه آنچه به عنوان یک فقدان مطرح است آگاهی از مسائل اجتماعی 

است

 


یکسری از اصولی که باید به آن توجه کرد تا بتوان به کشاورزان در کمک کرد عبارتند از:
اصل اول: زراعت(کشاورزی) یک شیوه اجتماعی- فرهنگی است.
دراین اصل به این مسئله تاکید می کند که کشاورزی بیشتر از آنکه یک فعالیت تکنیکی باشد یک عمل اجتماعی- فرهنگی است. در این مفهوم کشاورزی به عنوان یک راه زندگی کردن مطرح می شود که می تواند برای کمک به کشاورزان در آینده به ما کمک کند.

اصل دوم: کشاورزان همه یکسان نیستند.
جامعه کشاورزی همگن نیست تنوع زیادی این جامعه را فرا گرفته است. فقیر- غنی، بزرگ-کوچک، پیر- جوان، گرایش به پذیرش ایده های جدید- گرایش به حفظ روش های صحیح و آزموده شده(دیرپذیران و عقب مانده در ترویج) این طبقه بندی ها ما را به این واقعیت رهنمون می کند که هیچ مشکل جداگانه ای، هیچ راه حل جداگانه ای، هیچ راهبرد ترویجی و هیچ بهترین رسانه انبوهی که ترویج بتواند منحصراً بکار برد وجود ندارد. و این طیف مختلف کشاورزان اولویت های مختلف تحقیقاتی، راه های مختلف کار کردن و حل کردن مشکلات را می طلبد و ترویج باید همه این ها را در نظر بگیرد.
اصل سوم: پذیرش یک فرایند اجتماعی- فرهنگی است.
در گذشته ترویج به عنوان یک فرایند ارتباطی به شمار می رفت که به عنوان نو کننده ایده ها مورد توجه بود و کشاورزان به عنوان پذیرندگان انفعالی ترویج مطرح بودند. اما امروزه سعی بر آن است تا پذیرش به عنوان یک فرایند اجتماعی و یک عکس العمل متفکرانه در برابر ایده های مطرح شده توسط ترویج تلقی گردد. دراینجا نباید فراموش گردد که پذیرش یک عمل مجزا توسط یک فرد نیست زیرا این پذیرش در یک زمینه اجتماعی صورت می گیرد.

اصل چهارم: سودمندی نیروی اصلی پیشبرنده کشاورزان نیست.
عکس انتظار بسیاری از اقتصاد دانان، مروجان و دانشمندان کشاورزی حداکثر سود مهمترین مسئله در زندگی کشاورزان نیست، کشاورزان همیشه به دنبال یک درآمد معقول در قبال یک اندازه کار معقولانه با مقدار ریسک معقول بوده اند.

اصل پنجم: انجام دادن کارهای صحیح یک نیروی انگیزشی برای به حرکت درآوردن کشاورزان است.
کشاورزان آنچه را «کارهای صحیح» می دانند انجام می دهند این شیوه تفکر ما را به مدیریت خوب مزرعه سوق می دهد و این مسئله شامل ایده هایی درباره شیوه های زراعی، مدیریت محیط و نظارت است. تحقیقات اجتماعی مختلف نشان داده است که هر یک از کشاورزان تصوری در ارتباط با مدیریت خوب مزرعه دارند که این یک مفهوم اجتماعی است که کشاورزان جهت گیری خود در ارتباط با مدیریت خوب مزرعه را به واسطه تعامل با دیگر کشاورزان، با کارشناسان ترویج، و در معرض رسانه های انبوهی قرار گرفتن می گیرند.


اصل ششم: کشاورزان مسائل محیطی را از دیگر مسائل مدیریتی مزرعه تشخیص نمی دهند.
ما گفتیم کشاورزان دوست دارند کارهای صحیح انجام دهند اما مدیریت خوب مزرعه شامل مسائل تولید، مسائل محیطی و همچنین مسائل اجتماعی است. در حال حاضر ارائه دهندگان خدمات ترویجی در حال تمایز قائل شدن بین این سه مسئله هستند و هنوز برای کشاورزان این مسئله بی معنی است روش های کشاورزی شامل هردو نتایج تولیدی و محیطی است که این باید در اطلاع رسانی های ترویج برای کشاورزان در نظر گرفته شود.

اصل هفتم: زنان یک بخش از مزارع هستند.
عموماً مزرعه تجسمی از افراد جداگانه ای از کشاورزان مرد است و کلمه کشاورز یک واقعیت را در مدیریت مزرعه در پوشش قرار داده و آن نقش انکار نکردنی زنان در مدیریت مزرعه است. نقش زنان در مدیریت مزرعه روز به روز رو به افزایش است و با افزایش کارهای خارج از مزرعه برای مردان نقش زنان در مدیریت مزرعه پر رنگتر شده است. با توجه به این امرترویج با مسائل جدید روبرو شده است و باید زنان را به عنوان یک بخش از مزرعه و به عنوان یک ذینفع در نظر بگیرد.

اصل هشتم: اصل عدم پذیرش توسط کشاورزان باعث تخریب زمین نگردیده بلکه بیشتر شیوه هایی که در گذشته توسط ترویج اشاعه شده باعث این امر شده است.
بسیاری از کارشناسان ترویج معتقدند که عدم پذیرش شیوه های مطرح شده توسط آنان باعث تخریب زمین و مسائل زیست محیطی شده است. در حالی که در گذشته شیوه هایی که از طرف آن ها اشاعه شد و مورد پذیرش قرار گرفت باعث تخریب زمین و به وجود آمدن مسائل زیست محیطی شد مثل پاکسازی درختان در بعضی مناطق که با شور شدن خاک همراه بود یا استفاده از سوپر فسفات که باعث بالا رفتن اسیدیته خاک شد.


اصل نهم: اغلب کارشناسان ترویج فکر می کنند بهترین راه بهبود مدیریت مزرعه تغییر نگرش کشاورزان با برنامه های آموزشی و ترویجی است.
اما ما باید این را بدانیم که کشاورزان با برنامه های حفاظت محیط مخالفتی ندارند. پیمایش ها نشان داده که کشاورزان نگرش مثبتی نسبت به مدیریت محیطی دارند. به هر حال این دیدگاه که معتقد است کشاورزان با مدیریت محیط خصومت دارند اشتباه است در حالی که بسیاری از طرفداران حفظ منابع طبیعی،کارشناسان ترویج و دانشمندان کشاورزی فعالیت های کشاورزان را عامل اصلی تخریب زمین می دانند مسئله اصلی این است، فهم هر کشاورز از کشاورز دیگر مختلف است و ما با یک کشاورز روبرو نیستیم اما می توان از تلاقی همه این دیدگاه ها یک راه مناسب برای مدیریت خوب مزرعه برای هر منطقه پیدا کرد.

اصل دهم:ترویج فقط یک اثر کوچک دارد.
فهم مسائل اجتماعی کشاورزی و فرایند پذیرش این درک را به وجود می آورد که تاثیر بر تغییر گسترده (تغییرات زیاد و تغییرات روی درصد زیادی از جامعه کشاورزی) نامحتمل است این به آن معنی نیست که ترویج غیر موثر و ناموفق بوده است بلکه به این معنی است که باید انتظار واقعی از درجه تغییر که اتفاق می افتد داشته باشیم. هنگامی که انتظارات واقعی تر باشد ترویج موفق تر خواهد شد.


ارائه از : جناب آقای جواد محمد قلی نیا

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت٤:۳۸ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
نقش گلخانه در کم کردن ریسک کشاورزی

نویسنده: ایرج اسحاقی-نشریه بین المللی فنی مهندسی ایران


نیاز روزافزون مردم به محصولات کشاورزی و ریسک بالای کشاورزی در ایران به علت بارندگی کم و نامنظم مشکل مهمی است که برای رفع آن تلاش های نوین تر را می طلبد در حالی که در کشاورزی سنتی،آب در دسترس این بخش با کمترین بازده به محصول تبدیل می شود و این باعث می شود هر ساله کشاورزانی که زمین و آب کمتری در دسترس دارند این کار را رها کنند و سراغ مشاغل کاذب بروند و یا زمین شان را تغییر کاربری دهند راه حل این مشکل برای سودآوری مناسب برای کشاورزان کم زمین و افزایش محصولات کشاورزی با کیفیت بالا در ایران،توجه به کشت گلخانه ای است.

نگهداری از یک گلخانه نیاز به شناخت و آگاهی بیشتری دارد.توجه به رطوبت خاک،رطوبت هوای گلخانه،دما،توجه به تهویه مناسب هوای گلخانه،برای دسترسی کافی گیاهان به O2وCO2 بدون از دست دادن نا به جای رطوبت و تنظیم مناسب دمابا توجه به فصل و در دسترس قرار دادن نور مناسب برای رشد گیاهان بر اهمیت گلخانه ها صادق است.(گلخانه این مزیت را دارد که در ساعات شب نیز می توان محیط را با نور مناسب فلورسنت نگه داشت و امکان فتوسنتز را در ساعات شب هم فراهم کرد).

مدیریت گلخانه باید به صورت مدیریت سیستم نیمه بسته باشد بدین معنی که میزان دما و رطوبت با پوشش مناسبی که برای گلخانه در نظر می گیریم با بیرون فرق می کند. البته در گلخانه های فوق العاده پیشرفته می توان گلخانه را ایزوله کرد و حتی سنجش اکسیژن و CO2 توسط دستگاههای مخصوص در صورت نیاز میزان این دو گاز را در داخل گلخانه به حد مناسب رساند ولی هزینه این نوع گلخانه ها بالاست.در گلخانه های معمولی با کمی تبادل هوا با بیرون گلخانه که از طریق منافذ اطراف در و پنجره ها انجام می گیرد ،می توان میزان گازها و رطوبت را تنظیم کرد و حتی در بهار که رطوبت و دما مناسب است می توان پنجره های گلخانه را باز گذاشت.

مشکلی که در کشاورزی ایران وجود دارد این است که اکثر کسانی که در این کار هستند به روشهای قدیمی کشاورزی مشغول هستند در حالی که جمعیت رو به افزایش مردم به میزان و تنوع بیشتری از مواد غذایی نیاز دارند،کارهائی که برای ایجاد گلخانه صورت می گیرد شامل چند مرحله است مزیت گلخانه با سیستم آبیاری قطره ای این است که قابل ایجاد در زمین های بایر نیز هست.

ساخت گلخانه 
داربست کلی گلخانه از میله های فلزی تشکیل شده که به وسیله پوششی پلی اتیلنی پوشیده می شود البته گلخانه شیشه ای هم داریم که هزینه آن بالاتر است .اندازه گلخانه 15 شروع می شود تا 50mیا1000m و هر چه گلخانه بزرگتر باشد،هزینه ساخت کمتر و اداره گلخانه از لحاظ اقتصادی به صرفه تر خواهد بود.


محصولات گلخانه ای

محصولات گلخانه ای طیف وسیعی را در بر می گیرندو در هر سال با تحقیق های جدید گونه های بیشتری از محصولات کشاورزی ،گل و گیاه زینتی و حتی بعضی درختان میوه که به وسیله هرس صحیح کوتاه نگه داشته می شوند را در بر می گیرد.


مزیت های گلخانه

گلخانه ها با توجه به ساختار و مقاومتشان می توانند جلوی باد و تگرگ های فصلی را بگیرند در ضمن می توان دما و رطوبت را در چهار فصل در گلخانه حفظ کرد.

در هنگام بارندگی شدید گیاهان،دچار به اصطلاح خوابیدگی نمی شوند و در هنگام آفتاب شدید با پوشش های مختلف که می تواند حتی لایه نازکی از گل و لای باشد جلوی سوختگی گیاه در برابر آفتاب گرفته می شود.

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت٤:۳٠ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
مکانیزاسیون کشاورزی یعنی چه ؟

تعریف جامع مکانیزاسیون کشاورزی:

مکانیزاسیون کشاورزی مجموعه ای از علوم و فنون کارربردی است که مطالعه ، شناخت و بکارگیری انواع مختلف و ابزار نیروی محرک ، در مراحل مختلف تولید و فرآوری محصولات کشاورزی اعم از باغی و زراعی را شامل می شود . این مجموعه علوم و فنون با توجه به ابعاد فنی ، اقتصادی و اجتماعی بکار گرفته می شود و به طور کلی در بر گیرنده تکنولوژی طراحی و تولید انبوه و تغییر در ساختار فنی ، بهسازی ، تعمیر ، سرویس ، انتخاب ، کاربرد و تعویض انواع ماشین ها و وسایل می باشد.


2- تعریف دومی نیز می توان از مقوله مکانیزاسیون کشاورزی ارائه کرد و آن استفاده از وسایل و ادوات مکانیکی و به عبارت کلی تر استفاده ار تکنولوژی روز در کشاورزی برای افزایش بهره وری با رعایت تمام جوانب می باشد .

3- مکانیزاسیون کشاورزی استفاده از تکنولوژی روز در کشاورزی برای رسیدن به توسعه پایدار است که در ادامه به تبیین بهتر موارد این تعریف می پردازیم :
در بعد مدیریتی با توجه به اینکه استفاده از این وسایل برای یک واحد زراعی و یابرای یک مجموعه بزرگ مثل یک کشورباشد می توان به بحث خردو کلان در مکانیزاسیون پرداخت .در بحث خرد با توجه به معنی خاص مکانیزاسیون ( معنی خاص که صرفاً شامل تکنولوژی ماشینی است درحالی معنی عام آن تمام تجزیه و تحلیل های کلی مرتبط با کشاورزی و مدیریت سیستم های تولید محصول را شامل می شود. )

تعداد و کیفیت وسایل و ابزار و چگونگی استفاده از آنها ، محاسبه هزینه ها و چگونگی تأمین آنها ( خرید ،اجاره ، شراکت ) و تطابق آنها با سایر وسایل در یک مزرعه مطرح است و اگر معنای عام مکانیزاسیون مد نظر باشد بحث خرد در مکانیزاسیون علاوه بر مدیریت فنی و ماشینی شامل مدیریت زراعی ، اقتصادی و .... یک واحد زراعی نیز خواهد بود.اما در بحث کلان با توجه به معنی خاص مکانیزاسیون ، ضرورت و لزوم این مقاله برای کشور ، تولید یا وارد کردن انواع ماشین ها و تکنولوژی های مختلف آموزشی و ترویجی و پذیرش اجتماعی آنها ، ارائه خدمات فنی و پشتیبانی برای آنها در کل کشور ، اثرات کلی آنها روی ساختار اجتماعی و تولیدی و سایر ساختارها مطرح است .و اگر معنای عام مکانیزاسیون مد نظر باشد بحث کلان علاوه بر پرداختن به این سوالات و محدودیت ها در قسمت فنی و ماشینی به کلیه جوانب دیگر و تلاش برای ارائه جواب های مناسب برای آنها خواهد پرداخت.

در بعد مدیریتی با توجه به اینکه استفاده از این وسایل برای یک واحد زراعی و یابرای یک مجموعه بزرگ مثل یک کشورباشد می توان به بحث خردو کلان در مکانیزاسیون پرداخت .در بحث خرد با توجه به معنی خاص مکانیزاسیون ( معنی خاص که صرفاً شامل تکنولوژی ماشینی است درحالی معنی عام آن تمام تجزیه و تحلیل های کلی مرتبط با کشاورزی و مدیریت سیستم های تولید محصول را شامل می شود. )

تعداد و کیفیت وسایل و ابزار و چگونگی استفاده از آنها ، محاسبه هزینه ها و چگونگی تأمین آنها ( خرید ،اجاره ، شراکت ) و تطابق آنها با سایر وسایل در یک مزرعه مطرح است و اگر معنای عام مکانیزاسیون مد نظر باشد بحث خرد در مکانیزاسیون علاوه بر مدیریت فنی و ماشینی شامل مدیریت زراعی ، اقتصادی و .... یک واحد زراعی نیز خواهد بود.اما در بحث کلان با توجه به معنی خاص مکانیزاسیون ، ضرورت و لزوم این مقاله برای کشور ، تولید یا وارد کردن انواع ماشین ها و تکنولوژی های مختلف آموزشی و ترویجی و پذیرش اجتماعی آنها ، ارائه خدمات فنی و پشتیبانی برای آنها در کل کشور ، اثرات کلی آنها روی ساختار اجتماعی و تولیدی و سایر ساختارها مطرح است .و اگر معنای عام مکانیزاسیون مد نظر باشد بحث کلان علاوه بر پرداختن به این سوالات و محدودیت ها در قسمت فنی و ماشینی به کلیه جوانب دیگر و تلاش برای ارائه جواب های مناسب برای آنها خواهد پرداخت.
- عبارت (( رعایت تمام جوانب یا رسیدن به توسعه پایدار)) در تعریف ، ضرورت تحقیق و مطالعه و مراقبت در این زمینه رابیش از پیش آشکار میسازد . برای این منظور لازم است حتی از کارشناسان و صاحب نظرانی خارج از سیستم های کشاورزی از جمله ، زیست محیطی ، جامعه شناسی و همچنین از تجربه های سایر کشورهای پیشرودر این مورد استفاده کرد .

- افزایش بهره وری که در تعریف آمده است شامل بهره وری زمینی ، نیروی انسانی قدرت و کیفیت ماشینی ، شناخت و کنترل عوامل ناشناخته و افزایش بهره وری سیستم های جانبی باشد که هر کدام نقش بسزایی در افزایش تولید دارند .

ابعاد مدیریت فنی و اقتصادی :

در بحث خرد و یا به عبارتی در مدیریت خرد اکثر کارها اجرایی است و مدیریت فنی و تکنیکی حاکم است . در این بعد مدیر با خود کار و کارگران سرو کار دارد . لذا تجربه کاری و داشتن دانش فنی و کاربردی ، سهم بسزایی در موفقیت در این حالت دارد . در واقع مدیر فنی و تکنیکی همان کشاورز صاحب زمین و یا تکنسین کشاورزی است که بر نحوه انجام و تقسیم کارها و حتی گاهی اوقات تذکر بعضی نکات عملی به کارگران ، تهیه جدول کار و ...... نظارت دارد ولی در بحث کلان و یا به عبارتی مدیریت در بعد کلان شامل مطالعات و ارزیابی ها است و این مقوله به مسائل و تصمیم گیری های بلند مدت یک مجموعه و یا یک کشور می پردازد و بیشتر مدیریت استراتژیکی حاکم است و به مسائل کلانی از قبیل ، تغییر و یا توقیف فعالیت ها ، ایجاد شرکت ها و فعالیت های جدید برای حل مشکلات و مسائل موجود ، پیش بینی بازار در سال های آینده و تهیه برنامه های بلند مدت پرداخته می شود . در این حالت تصمیم گیری بسیار مهم و حساس است و یک اشتباه ممکن است خسارات جبران ناپذیری را باعث شود.

در بحث خرد چون منابع اطلاعاتی و فنی مشخص و در دسترس می باشد ، تصمیم گیری کافی نمی باشد و مسائل پیچیده و بعضی از پارامترهای نامشخص می باشند ،تصمیم گیری بر اساس استقرار و آزمون و خطا صورت می گیرد که در واقع یک تصمیم گیری غیر برنامه ریزی شده میباشد .منابع تصمیم گیری در بحث کلان شامل ، نتایج و جداول خلاصه شده از فعالیت های مدیریت های خردو نیز منابع خارجی از جمله گزارشهای مختلف دولتی ، بررسی جمعیت شناختی ، انتشارات بازرگانی ، بررسی های بازار ، موسسات و رسانه های عمومی می باشد . حال اگر اهمیت و حساس بودن تصمیم گیری در مدیریت کلان از یک طرف و از طرفی دیگر خصوصیات خاص تصمیم گیری غیر برنامه ریزی شده که در این مدیریت مطرح اهمیت مطالعه ، تحقیق و توجه به نتایج فعالیت ها و طرح ها ، رعایت تمام جوانب در کارها ، توجه به تجربه های داخلی و خارجی را بیش از پیش نشان می دهد . در واقع مدیریت های خردو کلان همان سطوح سه گانه مدیریتی یعنی سطح فنی ( تکنیکی یا پایین ) سطح تاکتیکی ( میانی ) و سطح استراتژیکی ( بالا ) می باشد . که بطور کلی آنها را در دو سطح خردو کلان مطرح کردیم .

منبع:

انجمن علمی مهندسی مکانیزاسیون کشاورزی دانشگاه محقق اردبیلی

http://mechuma.tikblog.com

 

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت٤:٠٧ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
تکنولوژی و کشاورزی پایدار

تکنولوژی و کشاورزی پایدار
عنوان: تکنولوژی و کشاورزی پایدار
نویسنده: سعید کریمی، عضو هیات علمی دانشگاه بوعلی سینا 

 

 مقدمه
نقش مهم و اساسی کشاورزی در هر کشوری، تولید مواد غذایی مورد نیاز برای مردم آن کشور است، البته مسلم است که کشاورزی در سایر زمینه ها نظیر ایجاد اشتغال، تولید مواد اولیه برای صنعت،صادرات و ارزآوری نیز نقش بزرگی ایفا می کند؛ ولی تمرکز و اهمیت آن در تولید مواد غذایی است و اگر بتواند در این زمینه بخوبی ایفای نقش کند، کمک بزرگی به توسعه و خودکفایی کشور نموده است. در اواسط قرن بیستم با ظهور کشاورزی صنعتی و انقلاب سبز، بشر به تامین تغذیه آینده خویش مطمئن و دلگرم شد (زمانی پور، 1373)؛ اما این رویای شیرین دیری نپایید که برآشفت، چرا که انقلاب سبز و کشاورزی صنعتی اگرچه توانست در کوتاه مدت در اکثر نقاط دنیا ازدیاد و افزایش تولید محصولات کشاورزی را به ارمغان بیاورد، اما به خاطر عدم توجه به مسایل اخلاقی و اجتماعی (نظیر توجه نکردن به حقوق دیگر موجودات و نسلهای آینده نسبت به اراضی کشاورزی و منابع طبیعی و صرفا پرداختن به منفعت و رفاه خویش ) و استفاده بیش از حد از مواد شیمیایی، امروزه نه تنها تولید مواد غذایی رو به کاهش نهاده بلکه مشکلات زیست محیطی و اجتماعی – اقتصادی بسیاری را به وجود آورده است (FAO, 1997) و جمعیت گرسنه این سیاره « خاکی » را با بحرانی بزرگ و فاجعه ای عظیم روبرو ساخته است که مسلما برای حل ان باید بهای سنگینی بپردازد (کریمی، 1381).
الانگ و مارتین (Alonge and Martin 1995)به نقل از محققان و صاحبنظران مختلف بیان می‏کنند که تخریب منابع طبیعی و فرسایش خاک، مهاجرت روزافزون روستاییان به شهرها، بدهی های کلان کشاورزی، آلودگی های آبهای سطحی و زیرزمینی از جمله پیامدهای منفی کشاورزی صنعتی یا متداول می‏باشد. 

مفهوم کشاورزی پایدار
با توجه به آنچه که گذشت و به اعتقاد اجماع صاحبنظران و اندیشمندان علوم کشاورزی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی برای حل مشکلات کنونی که جامعه بشری با آن دست به گریبان است، باید از منابع طبیعی و کشاورزی به صورت پایدار بهره‏برداری نمود. این نظام پایدار علاوه بر توجه به ابعاد اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و اکولوژیکی، به صورت عادلانه و منصفانه از منابع موجود بهره‏برداری می‏نماید و حقوق دیگر موجودات ذی حیات کره زمین و همچنین نسلهای آینده را محترم می‏شمارد. در این نظام، انسان دیگر در اندیشه استیلا بر طبیعت نیست، بلکه سعی می‏کند به صورت هماهنگ و مسالمت آمیز با طبیعت و منابع طبیعی رفتار نماید(Owen and Chiras, 1995) . کشاورزی پایدار هم که حاصل رواج تفکر و نظام پایدار فوق می باشد، در واقع نوعی از کشاورزی است که از نظر اقتصادی با ثبات و توجیه پذیر، از نظر اکولوژیکی سالم و از نظر اجتماعی عادلانه و قابل قبول و از نظر فیزیکی مناسب باشد (FAO and UNEP, 1999). کشاورزی پایدار یک مفهوم در حال تغییر و توسعه می باشد. کشاورزی پایدار از مفاهیمی نظیر کشاورزی پایدار کم نهاده یا لیسا ، کشاورزی ارگانیک ، بیولوژیکی یا جایگزین بوجود آمده و تکامل یافته است (Broome; Ouart and Hampton, 1999) . تعاریف زیادی درباره کشاورزی پایــــــــــدار وجود دارد، مثلاً انجمن حفاظت آب و خاک (SWCS, 1995) به نقل از U.S. Farm Bill کشاورزی پایدار را چنین تعریف می کند: «کشاورزی پایدار یک سیستم تلفیق شده از روشهای تولید زراعی و دامی دارای کاربرد مکان – ویژه می باشد که قصد دارد در بلند مدت : الف) نیاز های انسان به مواد غذایی و چوبی را برآورده سازد، ب ) کیفیت محیط زیست و منابع طبیعی پایـــه را که اقتصاد کشاورزی به آنها وابسته است، بهبود دهد، ج ) از منابع غیرقابل تجدید و منابع درون – مزرعه کارآترین استفاده را بنماید و بطور مناسبی چرخه ها و کنترلهای بیولوژیکی را تلفیق نماید، د ) کارآیی اقتصادی عملیات زراعی را حفظ کند و هـ ) کیفیت زندگی کشاورزان و کل جامعه را بهبود دهد.» و همچنین مشوق ها، انگیزه و سرمایه لازم جهت تمرکز و توجه بر تحقیق، آموزش و توسعه تکنولوژی در بخش خصوصی و دولتی در زمینه تلفیق بهره وری و سودآوری کشاورزی با نظارت و حفاظت زیست محیطی را فراهم نماید (Townsend,1998). تعریف زیر علاوه بر سه معیار معمول در اکثر تعاریف، معیار «قابل حمایت بودن از نظر سیاسی» را بــه عنوان یک معیار پایداری در کشاورزی مطرح کرده است (Reeves, 1998) :  

سیستمهای کشاورزی باید : - از نطر اقتصادی کارآمد باشند، - از نظر زیست محیطی سالم باشند،
- از نظر اجتماعی قابل قبول باشند و - از نظر سیاسی قابل حمایت باشند.
مفهوم تکنولوژی
تکنولوژی یک کلمه یونانی است که از دو بخش تکنه و لوژی تشکیل شده است.تکنه یعنی آنچه به دست بشر ساخته شده است و شامل جهان فنی است؛ لوژی هم به معنای مطالعه و شناخت است، لذا تکنولوژی یعنی یادگیری و شناخت یک هنر و در ساده ترین تعریف یعنی کاربرد بینش فنی ( کریمی، 1381). تکنولوژی دارای مفاهیم و تعریف متعددی است و صاحبنظران مختلف بسته به نوع تخصص و دیدگاه خود از تکنولوژی برداشتهای گوناگونی دارند که در این اینجا به ذکر دو تعریف اکتفا می شود. سوانسون، بنتز و سوفرانکو (Swanson; Bentz and Sofranko, 1998) تکنولوژی را به معنای بکارگیری دانش برای اهداف علمی می‏دانند و بیان می‏کند که تکنولوژی به طور کلی برای بهبود شرایط انسانی، محیط طبیعی یا به منظور انجام دادن فعالیتهای اقتصادی- اجتماعی استفاده می شود. مومنی هم تکنولوژی را مجموعه‏ای از فرایندها، روشها، فنون، ابزار، تجهیزات، ماشین‏آلات و مهارتهایی که توسط آنها کالایی ساخته می شود و یا خدمتی ارایه می‏گردد، تعریف می‏کند (مومنی، 1373). 

 نقش تکنولوژی در کشاورزی پایدار
 این عقیده که کشاورزی، از منابع طبیعی بسیار سریعتر از زمان تجدید و احیای آنها بهره برداری می کند، دهه ها و شاید قرنهاست که موضوع بحث و مناظره است. نشانه های این عدم تعادل را می توان در انواع آلودگی های زیست محیطی، فرسایش خاک، کاهش جمعیت حیات وحش و تغییر کلی گونه های گیاهی طبیعی که همگی ناشی از دخالت انسان است، مشاهده نمود. در واقع روش های کشاورزی به طور غیر قابل انکاری «غیر طبیعی» هستند، خواه اینکه محدوده تولید یک باغ سبزیجات به مساحت یک متر مربع در توکیو باشد و یا یک میلیون هکتار درخت کائوچو در مالزی باشد. البته پدیده همزمان و غیرطبیعی دیگر، رشد تصاعدی جمعیت انسان هاست که به تبع آن تقاضای غذا و سرپناه افزایش یافته است که غالباً تأمین آن از ظرفیت طبیعی اراضی خارج بوده است. به خاطراینکه که رشد جمعیت انسانی به دلیل برتر بودن ارزشهای اجتماعی، تحت تأثیر کمبود غذا قرار نگرفته و محدود نمی شود، این مقاله برآن است تا در سه مبحث از نقش تکنولوژی در کشاورزی پایدار حمایت نماید (Hutchins, 1998):
• تکنولوژی بهره وری کشاورزی را افزایش داده و خواهد داد.
• توسعه تکنولوژی پایدار بوده و خواهد بود.
• بنابراین تکنولوژی اساس کشاورزی است.
  گرچه در آینده رشد تقاضا برای غذا و محصولات نقدی آهسته تر از گذشته خواهد بود اما با فرض همین روند هم تامین تقاضا مستلزم افزایش سطح زیر کشت و ارتقای عملکرد محصولات از طریق معرفی ارقام جدید و بهبود فن آوری های زراعی خواهد بود. بطور کلی افزایش تولید کشاورزی به سه عامل اصلی زیر وابسته است:
1- افزایش سطح زیر کشت
2- افزایش تراکم کشت
3- افزایش عملکرد  
 از اوایل دهه 1960 به این سو افزایش عملکرد مهمترین عامل افزایش تولید کشاورزی در جهان بوده است به گونه ای که در سالهای بین 1961و1999 تقریبا چهارپنجم یا 78% کل افزایش تولید در نتیجه افزایش عملکرد بوده است.7% دیگر نیز در نتیجه افزایش تراکم کشت روی داده است و فقط 15% افزایش تولید به افزایش سطح زیر کشت مربوط می شد. افزایش عملکرد نه تنها در کشورهای توسعه یافته،درکشورهای در حال توسعه نیز با 70% بیشترین سهم را در افزایش تولید دارد.در این کشورها فقط 30% از افزایش تولید در نتیجه افزایش سطح زیر کشت بوده است. پیش بینی ها نشان می دهد که در آینده نیز(حداقل تا سال 2030) این روندها ادامه خواهد داشت. سهم افزایش سطح زیرکشت 20%،افزایش عملکرد 70% و افزایش تراکم کشت 10% خواهد بود.
 اگر میزان تقاضا به صورت هماهنگ و همزمان کاهش نیابد، میزان زمینهایی که باید مورد استفاده قرار گیرند به طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت. در حقیقت، اگر تاکنون از مزایای افزایش محصول با کمک تکنولوژی استفاده نمی شد، زمینهای زراعی جهان که اکنون مساحتی برابر با آمریکای جنوبی دارد باید به مساحتی برابر با آمریکای جنوبی و شمالی می رسید(Hutchins, 1998).
 انکار نقش تکنولوژی بیولوژیک و شیمیایی در گذشته، حال و آینده توسعه کشاورزی، در واقع انکار تاریخچه طبیعی آن است. با این وجود استفاده نامناسب و بی هدف و حساب نشده از تکنولوژی شیمیایی و بیولوژیک می تواند پیامدهای منفی برای اکوسیستم ایجاد نماید و قابلیت و قدرت زیست بلند مدت شرکتها و موسسات اقتصادی را تهدید نماید. بنابراین مطلب اصلی در مورد پایداری، حفظ منابع تجدید نشدنی است. 
 در مقیاس کلان، میزان توسعه تکنولوژی و نوآوری در فن آوریهای آتی به طور وسیعی ثبات و بهره وری کشاورزی را تحت تأثیر قرار می دهد. تکنولوژی در کشاورزی شامل توسعه و استفاده از مواد و عناصر غذایی و مدیریت تلفیقی عناصر غذایی، تکنولوژیهای کنترل آفات و مدیریت تلفیقی آفات (IPM) و علفهای هرز (IWM)، تکنولوژهای حفاظت خاک و کنترل فرسایش آن، ابزار و ادوات کشاورزی و غیره، اصلاح ژنتیکی گیاهان زراعی و و دامی. اصل اساسی بیوتکنولوژی را مد نظر قرار دهید: ارزانترین و قابل تجدید پذیرترین منبع انرژی بر روی زمین، خورشید است و فراوان ترین و قابل پیش بینی ترین مکانیسم تبدیل انرژی خورشید به انرژی قابل استفاده، فتوسنتز است؛ بیوتکنولوژی روشهایی را مطرح می کند که میزان بیشتری از انرژی طبیعی را به انرژی مفید و محصولات غذایی کم نظیر تبدیل می نماید. اهداف کوتاه مدت بر بازده، کیفیت و کاهش نهاده تمرکز می نمایند. اما اهداف بلند مدت انتقال های ژنتیکی بر موارد زیر متمرکز می شوند: تولید غذای فوق مغذی برای حیوانات، مقاومت گیاهان در برابر آفات، سازگاری فیزیولوژیکی برای رقابت با گونه های مجاور(مثلاً: علفهای هرز)؛ مقاومت در برابر شوک مربوط به خشکسالی و بهبود میزان فتوسنتز . اما، توسعه و استفاده از تکنولوژی کشاورزی محدود به اعجاز ژنتیک نمی باشد. در حقیقت، استفاده از تکنولوژی محاسباتی، به علاوه ابزار موقعیت سنجی جغرافیایی و پیشرفت ابزار کنترل از راه دور، به طور قابل توجهی طریقه کنترل و مدیریت محصول را تغییر می دهد. آنچه عموماً به نام «کشاورزی دقیق» معروف است، در حقیقت مفهوم بنیادین تلفیق اطلاعات برای ایجاد دانش مدیریتی به عنوان ابزاری برای تعیین اهداف تولیدی خاص هر منطقه (مکان-ویژه)می باشد(Hutchins, 1998).
 میزان موفقیت تکنولوژی های کلاسیک که به طور فزاینده ای میزان تولید غذای جهان را افزایش دادند، از زمان ظهور و پیدایش «کشاورزی علمی» در اواخر دهه 1800 تا کنون ادامه یافته است. علاوه بر افزایش میزان محصول(یا بهبود بهره وری)، تکنولوژی برای ترمیم آندسته از اراضی که در نتیجه عملکرد ضعیف کشاورزی بیش از اندازه مورد استفاده قرار گرفتند یا از آنها استفاده نادرستی شده است، نیز به کار می رود (Hutchins, 1998). تکنولوژی نوین در تمامی مناطق سبب بهبود تولیدات کشاورزی و به تبع آن، پایداری کشاورزی گردیده است (Townsend, 1998).
 در حقیقت، تاریخ نشان می دهد که تکنولوژی نقش مهمی را در بهره وری و ثبات کشاورزی ایفا نموده است. پیشرفت های اخیر تکنولوژی تائید می کند که کشف و توسعه تکنولوژی های جدید، تلاشی مداوم و پایدار می باشد. عقل سلیم ما را به این نتیجه می رساند که تکنولوژی سبب ایجاد کشاورزی پایدار می شود. (Townsend, 1998). در پایان ذکر این نکته ضروری می باشد که بیشترین چیزی که در کشورهای توسعه یافته قابل توجه است، این است که پیشرفت در زمینه صنعتی و اقتصادی، در سایه کشاورزی محقق شده است. اساس این پیشرفت، تقویت پایه کشاورزی با استفاده از کاربرد علم و تکنولوژیِ جدید بوده است. تجارب و شواهد مختلف هم بیانگر آن است که اگر کشورهای درحال توسعه، خواهان توسعه و پیشرفت هستند باید ابتدا از علم و تکنولوژی در زمینه کشاورزی بهره بگیرند و بدین طریق افزایش تولید محصولات کشاورزی و بهره وری را در کشور خود ایجاد نمایند(Herz, 1993). افزایش فاصله بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، امنیت غذایی، کیفیت محیط زیست و منابع انرژی، افزایش جمعیت، توسه شهری، مهاجرت، فاصله طبقاتی، فراسایش خاک، کمبود زمین و... از جمله چالشهای جهان متغیر است. علم و تکنولوژِی می تواند دانش و ابزارهایی رابرای بهتر مواجه شدن با چالشهای غذایی و کشاورزی، فراهم کنند. چرایی و چگونگی بکارگیری این دانش و ابزار، سوالاتی هستند که خطوط بیشتری را بر صورت پیچیده چالشها حک می کنند و به عبارت دیگر چالشها را پیچیده تر می کند. این خطوط بوسیله ظرفیت و توانایی کشورها در بدست آوردن، پذیرش یا تولید تکنولوژیهای مورد نیاز رسم می شوند و در حقیقت شناسایی می کنند چه تکنولوژیهایی در آینده در این جهان در حال تغییرمورد نیاز خواهد بود.  
 نمونه هایی از کاربرد تکنولوژی در کشاورزی پایدار
 مواد شیمیایی مخصوص حشرات و کنترل بیولوژیک حشرات از جمله روشهایی هستند که در حال حاضر به جای طیف وسیع آفت کشها که هزینه سنگینی هم داشتند، به کار می روند. اکنون به جای روش های قدیمی آبیاری مانند غرقابی و سیلابی، از روش آبیاری قطره ای و بارانی استفاده می شود که مستقیماً به آبیاری ریشه می پردازد. کشاورزی، زمین را هم برای حیات وحش و هم برای زراعت، مدیریت می نماید (Townsend, 1998).
در اکثر باغهای مرکبات جنوب غرب فلوریدا، بخش های جنگلی و مناطق ذخیره آب، سبب روآوری بسیاری از حیوانات و پرندگان به این منطقه شده است. تکنولوژی به بسیاری از پرورش دهندگان مرکبات این امکان را داده است که ضمن کاهش هزینه ها کیفیت محصولات را بالا ببرند. تولیدکنندگان، در صورت امکان از گونه های مقاوم به بیماری استفاده می نمایند. تحقیقات و بیوتکنولوژی، گونه های گیاهی جدیدی را به تولیدکنندگان عرضه نموده اند، که بیشتر تولید می کنند و به نهاده های کمتری احتیاج دارند. استفاده از مدیریت تلفیقی آفات(IPM) در برنامه های تولیدی سبب شده است که کاربرد آفت کشها و هزینه های مربوط به سمپاشی تا حد زیادی کاهش یابد. در مورد میوه هایی که برای آبگیری تولید شده و به شکل آبمیوه عرضه می شوند، برای جلوگیری از بیماری های قارچی که برگها را تحت تأثیر قرار می دهند، سالانه یک یا دو بار سمپاشی انجام می شود. آن دسته از حشرات و بیماری هایی که بر ظاهر میوه اثر می گذ ارند و آنرا لکه دار می نمایند، نادیده گرفته می شوند زیرا ظاهر میوه بر کیفیت آبمیوه اثر نمی گذارد. اما برگهای سالم برای تولید محصولی اقتصادی مورد نیاز می باشند. در آن دسته از میوه هایی که به صورت تازه به فروش می روند و باید در چشم خریدار به بهترین شکل عرضه شوند، IPM برنامه های نظارتی بر میزان جمعیت آفات را به دقت اجرا می نماید. سموم فقط زمانی مورد استفاده قرار می گیرند که آستانه اقتصادی فرا رسیده باشد. امروزه بسیاری از حشرات که نقش آفات را دارند، از طریق بیولوژیکی کنترل می نمایند. امروزه از آفت کشهای شیمیایی مخصوص به گروه خاصی از آفات استفاده می شود و مانند گذشته از آفت کشهای کلی که طیف عملکردی وسیعی داشتند و تمامی حشرات، حتی حشرات مفید را از بین می بردند، استفاده نمی شود. در گذشته به دلیل استفاده از آفت کشهای کلی، شما ناچار بودید که برای از بین رفتن حشره های آفات ، سمپاشی بیشتری نمائید، چرا که به دلیل استفاده از آفت کشها حتی آن دسته از حشراتی را که به طور طبیعی شکارچی آفات بودند را از بین برده بودید اما امروزه ما حتی برای بسیاری از آفات که پدربزرگهای ما سمپاشی را انجام می دادند، سمپاشی نمی کنیم. امروزه کودها از طریق سیستم های آبیاری که با کامپیوتر کنترل می شوند، مستقیماً در منطقه ریشه قرار داده می شوند. علف کشها در منطقه زیر درخت برای کنترل آن دسته از علف های هرزی به کار می روند که با گیاه بر سر آب و کود رقابت می کنند و میزان محصول را کاهش می دهند. آبیاری فقط زمانی انجام می شود که رطوبت منطقه اطراف ریشه به حد بحرانی رسیده باشد. بیشتر آبهای زهکشی در محل حفظ و نگهداری می شوند و باعث تغذیه سفره های آب زیرزمینی می گردند. آبی هم که به بیرون از مکان می رود از طریق مخازن نگهداری تمیز می شود (Townsend, 1998).
 امروزه کشاورزی دقیق در مورد محصولات مرکبات انجام می شود. محققین و دانشمندان سیستم تخصصی تحت عنوان «DISC» (سیستم اطلاعات تصمیم گیری برای مرکبات) تهیه نموده اند. این سیستم یک ابزار کامپیوتری می باشد که در آن مدل های بیماری بر روی CD-ROM با داده های محلی هواشناسی موجود در اینترنت و اطلاعات و نهاده های کشاورزان در ارتباط و تعامل است تا زمان بروز بیماریها را که منجر به استفاده از سموم می شود، پیش بینی و اعلام نماید. وقتی که شما مدلی در اختیار دارید که دما و رطوبت لازم برای بروز نوع خاصی از بیماری های قارچی را به شما نشان می دهد، با آگاهی از داده های هواشناسی که از نزدیک ترین ایستگاه هواشناسی منطقه خود دریافت نمایید به صورت خودکار قادر خواهید بود که با کمک مدل، زمان بروز بیماری را پیش بینی نمائید، در این صورت دستگاه به شما خواهد گفت که آیا استفاده از سموم از لحاظ اقتصادی عملی و به صرفه است یا خیر؟
 مدل های پیش گیاهی DISC به پرورش دهندگان مرکبات کمک می کند که گونه های مناسب با ویژگی های خاک منطقه خود را شناسایی نمایند( تولید را برای بخشی از گیاهان بالا ببرند). این مدلها بر سیستم های استقرار جهانی (GPS)، استفاده از نقشه های خاک و ماهواره ها به علاوه دانش و اطلاعات دانشمندان و کشاورزان مرکبات مبتنی خواهند بود. نظام استقرار جهانی (GPS) و نظام اطلاعات جغرافیایی (GIS) به کشاورزان کمک خواهد کرد که از طریق تطابق نهاده ها بر اساس بازده های واقعی از قسمت های مختلف مزرعه یا باغ، از کشاورزی دقیق بهره ببرند. اگر خاک منطقه ای ویژه ای محصول خوبی می دهد، شما می توانید مقدار کود آن منطقه را کاهش دهید و با این کار در مقدار هزینه مصرفی صرفه جویی نموده و مانع از نشت کود اضافی به داخل آبهای سطحی شود (Townsend, 1998)..
 اگر میزان مواد آلی در خاکی کم است از علف کشهای کمتری استفاده می شود. لازم است آن دسته از ابزاری که قادر به تغییر کاربرد کود و مواد شیمیایی هستند با سیستم های (GPS) توسعه یابند و برای تعیین نیاز منطقه های خاص، باید نقشه درخت زارها و باغها تهیه شود. استفاده از تکنولوژی نوین سبب کاهش هزینه ها می شود. امروزه پرورش دهندگان مرکبات برای سمپاشی از نازلهای مجهز به سنسور(حس گر) مخصوص استفاده می نمایند که با توجه به اندازه درخت، سرلوله ها باز و بسته می شوند. در مورد درختان بزرگ، همه سرلوله ها باز هستند و در درختان کوچک فقط سرلوله های کمتری فعال می باشند. اگر درختی خشک شود و بمیرد، تمامی سرلوله ها بسته می شوند. همین کار به تنهایی به پرورش دهندگان کمک می کند که 30% از هزینه های اضافی مربوط به سمپاشی را کاهش داده و میزان مواد شیمیایی مورد استفاده نیز به تبع آن کاهش می یابد. با استفاده از ارقام اصلاح شده مناسب و کاربرد ویژه و درست آفت کشها و کودهای شیمیایی، حداکثر تولید اقتصادی در هر هکتار به دست می آید (15) . بدون داشتن این اطلاعات و نهاده ها و به کارگیری این روشها، برای تأمین فیبر(الیاف) و غذای سالم و با کیفیت و به اندازه جمعیت روبه رشد جهان، ما به پاکسازی و کشت زمین های بیشتری احتیاج داریم. در حالی که با بکارگیری راه حلهای دوستدار محیط زیست، قادر خواهیم بود که بدون تغییر کاربری زمینها، از زمین های موجود حداکثر استفاده را بنمائیم. اگر قوانین نتوانند هزینه های روزافزون کشاورزی را کاهش دهند، این افزایش هزینه به خریداران نیز منتقل خواهد شد و کشاورزی رو به زوال خواهد رفت. در حالیکه استفاده از روش های کشاورزی پایدار سبب می شود که ما نیازهای غذایی خود را به صورت داخلی تأمین نمائیم و از واردات خارجی که در صورت قطع شدن، امنیت ما را به خطر می اندازند و از طرفی به سلامت آنها اطمینان نداریم، بی نیاز شویم. امید است که کشاورزی ایران از عهده این مسائل برآید و بر مشکلات فائق شود.
منابع و مآخذ:
1. زمانی پور، اسد ا.... (1373). ترویج کشاورزی در فرایند توسعه. بیرجند: مولف.
2. کریمی، سعید. (1381). عوامل موثر در فرایند انتقال تکنولوژی نوین کشاورزی. مجله مزرعه. شماره 61. ص: 28-23.
3. کریمی، سعید. (1381). اصول روشهای تولیدی در کشاورزی پایدار. مجله جهاد. سال بیست و سوم. شماره 254. ص: 46-41.
4. مومنی، س.ر. (1373). مدیریت ارتقاء تکنولوژی در سطح بنگاه های اقتصادی. مجموعه مقالات تکنولوژی و توسعه در سطح ملی و بنگاهای اقتصادی. تهران: سازمان مدیریت صنعتی. 215- 168

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت٤:٠٠ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
معرفی ده علف هرز خطرناک دنیا

اویارسلام زرد
نام انگیسی: Yellow nutsedge
نام علمی: Cyperus esculentus

به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران، اویارسلام ارغوانی خطرناکترین و بدترین علف‌هرز دنیا می‌باشد. اویارسلام ارغوانی یک علف‌هرز چند ساله با یک سیستم گسترده ریزوم‌ها و غده‌های زیر‌زمینی است. این غده‌ها قادرند هنگامی که شرایط محیطی نامناسب است به حالت خواب باقی بمانند و هنگامی که شرایط مساعد می‌شود اندام‌های هوایی جدید تولید کنند. این علف‌هرز عمدتاً به روش‌های رویشی و غیر جنسی تکثیر می‌یابد، زیرا مقدار جوانه زنی بذور آن بسیار اندک است. از آنجا که اویارسلام ارغوانی به سایه حساس است، می‌توان با محصولاتی که اوایل فصل، رشد می‌کنند بر آن غلبه نمود. اما سایه نمی‌تواند از رشد غده‌ها جلوگیری کند، در نتیجه به این روش نمی‌توان به عنوان یک روش کنترل اتکا کرد. برای پیشگیری از تشکیل غده‌های جدید باید عملیات دیگری را نیز اجرا کرد که از آن جمله می‌توان به حذف فیزیکی علف‌هرز از خاک، آفتاب‌دهی برای از بین بردن غده‌های سطحی، بهبود زهکشی خاک (ایارسلام خاک‌های مرطوب‌تر را بیشتر می‌پسندد)، یا شخم سطحی و مکرر (شخم عمیق باعث می‌شود غده‌های عمق خاک به سطح خاک بیایند و عملیات شخم باید مکرر باشد تا اندام‌های هوایی که در حال رشدند پیوسته از بین بروند و مواد غذایی چندانی در اختیار گیاه برای تولید غده‌های بیشتر وجود نداشته باشد) اشاره کرد.
اثرات رقابتی اویارسلام ارغوانی را اغلب می‌توان با کنترل سریع گیاه در آغاز رشد به شدت کاهش داد و بنابراین امکان استقرار مطلوب را برای گیاه زراعی را فراهم ساخت. بعد از این مرحله، هر اویارسلامی که سبز کند به راحتی در رقابت مغلوب گیاه زراعی خواهد شد. متأسفانه هرگاه اویارسلام ارغوانی در مزرعه حضور داشته باشد ریشه‌کن کردن آن تقریباً غیر ممکن است، در نتیجه این علف‌هرز خسارت بیشماری به محصول زراعی وارد خواهد کرد. اویارسلام زرد نیز در مناطق بسیاری به وفور دیده می‌شود و اغلب در کنار اویارسلام ارغوانی رشد می‌کند.

پنجه مرغی
نام انگلیسی: Bermudagrass
نام علمی:
Cynodon dactylon
پنجه مرغی که به نام‌های مَرغ و بندواش نیز معروف می‌باشد. یک علف‌هرز چند‌ساله و از خانواده گندمیان است که تعداد زیادی ریزوم و ساقه خزنده زیر زمینی تولید می‌کند که به سرعت در زیر زمین گسترش می‌یابند. پنجه مرغی علف‌هرزی بسیاری مهاجم است که کنترل آن دشوار می‌باشد. سریع‌ترین رشد این علف‌هرز در آب و هوای گرم است و هنگامی که شرایط محیطی برای رشدش نامطلوب می‌شود به صورت ساقه‌های زیر‌زمینی خواب به حیات خود ادامه می‌دهد. مبارزه مکانیکی برای کنترل این علف‌هرز ممکن است منجر به تشکیل اندام‌‌های هوایی جدید در آن شود. از بعضی از ارقام پنجه مرغی به عنوان پوشش چمنی یا علوفه در بسیاری از مانطق دنیا استفاده می‌شود.
پنجه مرغی در خاک‌های حاصلخیز با عمق کافی به سرعت رشد می‌کند. در هر دو نوع خاک رسی‌سنگین و ماسه‌ای سبک رشد کرده و در برابر غرقاب شدن تا حدودی مقاوم است ولی در زمین‌هایی که سطح آب در آن‌ها بالا باشد رشد خوبی ندارد. این گیاه به اسید، قلیا و تا حدودی به نمک سازگاری دارد. در زمین‌هایی که کود داده می‌شود واکنش آن در برابر کود بسیار مساعد است. پنجه‌مرغی در عین حال که یک علف‌هرز سمج در باغ‌ها و مزارع به حساب می‌آید و به گیاهان علوفه‌ای، مزارع سیب‌زمینی و سایر محصولات خسارت وارد می‌آورد؛ در غالب مناطق این گیاه را سلطان گیاهان چرا‌گاهی می‌نامند زیرا در برابر لگدمال شدن و چرای ممتد و شدید مقاومت زیادی دارد. تنها به علت اینکه دمای پایین، نزدیک دو درجه سانتیگراد زیر صفر موجب رکود رشد آن می‌شود نواحی کشت آن محدود است.
برای مبارزه شیمیایی با این علف‌هرز می‌توان ار علف‌کش‌هایی مانند دالاپون به ۴تا ۸ کیلوگرم در هکتار و آمیترول به میزان ۲/۵ کیلوگرم در هکتار و گلی فوزات به میزان ۲/۳تا ۴/۵ کیلوگرم در هکتار استفاده کرد.
 

 

سوروف
نام انگلیسی: Pigweed
نام علمی: Echinochloa crus galli
علف هرزی یکساله،چهارکربنه که با بذر تکثیر می یابد.از خانواده Poaceae که یکی از مهمترین از علفهای هرز مزارع برنج در شمال کشور و تمام مناطق برنجکاری جهان است که بیشتر در نواحی معتدل تا معتدل گرم میروید. سوروف علف هرزی است رطوبت دوست که در مراحل اولیه رشد شباهت زیادی به برنج دارد. این دو گیاه از روی گوشوارک و زبانک تشخیص داده میشوند. بدین ترتیب که در محل اتصال برگ به غلاف در برنج دو گوشوارک بالیگول پرزدار و یک زبانک دیده میشود.در حالی که در سوروف گوشوارک و زبانک وجود ندارد.ارتفاع بوته های سوروف۳۰تا۱۲۰سانتی متر و گاهی به بیش از۱۵۰سانتی متر میرسد. طول برگهای ان۳۰تا۵۰سانتی متر و عرض انها۵تا۱۵میلیمتر است.

گل آذین سوروف سنبله باز است، سنبلچه ها معمولاً در حول محور جمع شده کم و بیش منشعب و غالباً بدون ردیف مشخص هستند.بین۲٫۵تا ۴میلیمتر طول دارند و به سهولت میریزند. سنبلچه ها ریشک دارند، ریشکها نیز از لحاظ طول متفاوتند. بو ته های سوروف در یک مزرعه آلوده میتوانند در هر متر مربع تا ۲۰هزار بذر تولید کنند که علاوه بر اینکه بر حسب نوع برنج و شرایط موجود خسارت آن به مزارع برنجکاری زیاد است موجب از بین رفتن برنج نیز میشوند.

ریشه های سوروف نیز بر اثر شخم از نقطه ای به نقطه دیگر رفته و موجب ازدیاد آن در سطح وسیع میشود. بذر سوروف در عمق بیش از۵سانتی متر آب قادر به جوانه زدن نخواهد بود.


برای مبارزه با این گیاه علاوه بر راه های مکانیکی یعنی وجین کردن از روشهای شیمیایی نیز میتوان استفاده کرد.از مولینیت به نسبت۵-۶لیتر در هکتار برای کنترل سوروف تا مرحله۲برگی همچنین از انیلفوس به میزان۳لیتر در هکتار در مزارع برنج میتوان استفاده کرد. همچنین از سموم بوتاکلر، تیوبنکارب، اگزادیازون، پرتیلاکلر، پروپانیل با توجه به برچسب سم میتوان استفاده کرد.

در مزارع پنبه هالوکسی فوپ پی میتیل (گالانت سوپر) موثر می باشد.

برنج وحشی
نام انگلیسی: Jungle rice
نام علمی: Echinochloa colonum

سوروف و برنج وحشی علف‌های هرز یکساله‌ای هستند که معمولاً با برنج و نیز بسیاری از محصولات مناطق معتدل و گرمسیری رقابت می‌کنند. این دو علف‌هرز به خوبی با محیط‌های آبی سازگار هستند و می‌توانند به سرعت رشد نموده و تکثیر یابند و همین امر آن‌ها را به رقیب جدی برنج تبدیل کرده است. شباهت این دو علف‌هرز به برنج در مراحل اولیه رشد، تفکیک آن‌ها را از برنج برای کشاورزان هنگام وجین دستی دشوار می‌کند. رها نمودن این علف‌هرز در مزرعه تا زمانی که بتوان آن را از برنج تفکیک کرد می‌تواند باعث خسارت شدیدی قبل از حذف آن‌ها شود. سوروف و برنج وحشی در هر زمانی در صل رشد قادرند جوانه‌زنی کنند، در نتیجه کنترل آن‌ها مستلزم این است که ابتدا قبل از کاشت برنج به آن‌ها فرصت داد تا سبز کنند و سپس با عملیات فیزیکی آن‌ها را از بین برد. این دو علف‌هرز علف‌های چمنی بزرگی هستند که می‌توانند علاوه بر برنج در بسیاری از محصولات زراعی دیگر نیز مشکل ایجاد کنند.
سورو به نام‌های گالی و دژگال نیز نامیده می شود. سوروف علف‌هرزی است رطوبت دوست که در مراحل اولیه دوست شباهت فوق‌العاده زیادی به برنج دارد. این دو گیاه (سوروف و برنج)از روی گوشوارک و زبانک تشخیص داده می‌شوند بدین ترتیب که در محل اتصال برگ به غلاف در برنج دوگوشوارک با لیگول‌پردار و یک زبانک دیده می‌شود در حالی که در سوروف گوشوارک و زبانک وجود ندارد.
ریشه‌های سوروف نیز بر اثر شخم از نقطه‌ای به نقطه دیگر و از مزرعه‌ای به مزرعه دیگر رفته موجب ازیاد آن در سطح وسیع می‌گردد. بذر سوروف در عمق بیش از پنج سانتی‌متر آب چندان قادر به جوانه‌زدن نخواهند بود.
برای مبارزه با سوروف علاوه بر راه‌های مکانیکی وجین کردن، پس از ۲ تا ۶ برگی شدن می‌توان علف‌کش‌هایی مانند رونستار، ماچتی و اوردرام را به نسبت ۴ تا ۶ لیتر در هکتار در مزراع برنج به کار برد. در سایر مناطق می‌توان از علف‌کش تری‌فلورالین به میزان ۱/۲ تا ۲/۴ لیتر در هکتار بر حسب نوع خاک استفاده کرد.

علف غاز
نام انگلیسی: Goosegrass
نام علمی: Eleusine indica

علف غاز یک علف‌هرز یکساله تابستانه است که یکی از مشکلات جدی مناطق گرمسیری و نیمه‌گرمسیری جهان محسوب می‌شود. علف غاز توسط بذر تکیر می‌یابد و اغلب با علف خرچنگ اشتباه می‌شود. علف غاز قادر است در خاک‌های فشرده به خوبی رقابت کند. اما با اصاح فشردگی خاک می‌توان با یک گیاه زراعی قوی و سالم با آن مبارزه کرد.

 

قیاق
نام انگلیسی: Johnsongrass
نام علمی: Sorghum halepense
 

قیاق یا ذرت گل‌خوشه‌ای یک علف‌هرز چندساله، تک لپه‌ای از خانواده گندمیان با قدرت رقابت بسیار زیاد می‌باشد که توسط بذر و ریزوم تکثیر می‌یابد. ارتفاع این گیاه بین ۵/۲ تا ۳ متر می‌رسد و در هر خوشه بذری صد‌ها بذر تولید می‌کندو همانطور که گفته شد تولید مثل این گیاه هم توسط بذر و هم توسط ریزوم صورت می‌گیرد و اکثر ریزوم‌های آن در ۲۰ سانتی‌متری بالای خاک قرار دارند، در نتیجه با ورود آن به مزرعه ریشه‌کنی آن بسیار دشوار می‌شود. شخم رایج یکی از بهترین روش‌های مدیریتی برای کنترل این علف‌هرز می‌باشد، زیرا باعث تخریب و از بین رفتن ریزوم‌های زیر زمینی شده و اگر در زمان مناسبی انجام شود می‌تواند از تشکیل بذر این علف‌هرز هم پیشگیری کند. قیاق اگر پس از وجین و از بین رفتن در مزرعه بماند نیز می‌تواند مشکل‌ساز باشد، زیرا طی تجزیه از خود یک ترکیب شیمیایی دگرآسیبی تولید می‌کند که از رشد سایر گیاهان جلوگیری می‌کند.
قیاق با آنکه به‌عنوان گیاهی علوغه‌ای شناخته می‌شود مزاحمت زیادی نیز در مزراع ایجاد می‌کند و باعث آلوده ساختن محصول می‌گردد. این گیاه بیشتر علف‌هرز مزراع آبی به شمار می‌آید.
برای دفع قیاق باید سموم نفوذی مثل روغن مصر شود تا ریشه‌های زیر‌زمینی از فعالیت باز بمانند. از سموم پولی بورکلریت، TCA، بروماسیل و DMSA نیز می‌توان استفاده کرد. می‌توان با علف‌کش دالاپون به نسبت ۵ تا ۸ کیلوگرم در هکتار یا رانداپ به نسبت ۱۰ لیتر در هکتار، به هنگام گلدهی در دفعات متوالی با این گیاه مبارزه کرد.
قیاق علف‌هرزی است قوی که علاوه بر مزراع در کنار جاده‌ها و آبرو‌ها می‌روید و مورد چرای دام قرار می‌گیرد. این گیاه مانند سایر انواع سورگوم ر بعضی شرایط به علت تراکم هیدروسیانیک اسید در برگ‌هایش سمی است؛ در عین حال به دلیل قدرت تولیدی زیاد، دارا بودن ارزش غذایی مناسب و دوام کافی اهمیت علوفه‌ای خاصی دارد. در آسیا و منطقه مدیترانه، قیاق تنها گونه جنس سورگوم است که به وفور یافت می‌شود.

حلفه
نام انگلیسی: Cogongrass
نام علمی: Imperata cylindrica
 حلفه یک علف‌هرز چند ساله است به شکلی رویشی و توسط اندام‌های زیر‌زمینی و نیز به شکل زایشی با تولید هزاران بذر جدا تکثیر می‌یابد. این علف‌هرز چنان مهاجم است که باعث شده است کشاورزان، کشاورزی دوره‌ای خود را در مناطقی که این علف‌هرز هجوم آورده است رها کنندو این علف‌هرز در تمام خاک‌های رسی و شنی به خوبی رشد می‌ند. از آنجا که ریزوم‌های این گیاه به عمق خاک نفوذ می‌کند، به خوبی در خاک‌های فقیری که حاصلخیزی و طوبت کمی دارند رشد می‌کند. اکثر اکوتیپ‌های این علف‌هرز به هیچ وجه قادر به تحمل سایه نیستند و به همین دلیل چنانچه گیاه زراعی بتواند قبل از سبز شدن این علف‌هرز به خوبی در مزرعه استقرار یابد قادر است در رقابت با آن موفق باشد. این علف‌هرز علاوه بر مشکلات رقابتی که ایجاد می‌کند، یک ترکیب شیمیایی دگرآسیب در خاک ترشح می‌کند که از رشد سایر گیاهان جلوگیری می‌کندو ریشه‌کن کردن این علف‌هرز نیازمند تخریب و از بین بردن ریزوم‌هاست که با شخم مکرر این امر محقق می‌شود. سوزاندن اندام‌های هوایی این علف‌هرز در پیشگیری از اثرات دگرآسیبی بالقوه آن موثر است.

خرفه
نام انگلیسی: Common purslane
نام علمی: Portulaca oleracea
 خرفه که یک گیاه علفی یکساله است، علف‌هرزی است گوشتی (Succulent) که در بسیاری از مناطق دنیا به عنوان علوفه خوک مورد استفاده قرار گرفته است. خرفه در شرایط گرم و خشک به خوبی رشد می‌کند و توسط بذر و نیز در صورت مرطوب بودن خاک توسط قطعات ساقه تکثیر می‌یابد. خرفه خاک‌های شل و غنی شنی را ترجیح می‌دهد، اما می‌تواند در دامنه گسترده‌ای از خاک‌ها و شرایط اقلیمی مختلف رشد کند. این گیاه آنقدر گوشتی است که می‌تواند پس از قطع شدن همچنان زنده بماند و حتی بذر تولید کند و به همین دلیل از بین بردن و کنترل آن بسیار دشوار است.

سلمه
نام انگلیسی: Iambsquarter
نام علمی: Chenopodium album
 سلمه یا سلمک یک گیاه علفی یکساله تابستانه و از خانواده اسفناجیان (Chenopodiaceac) می‌باشد. یکی از گسترده‌ترین گونه‌های علف‌هرز در دنیا می‌باشد. این گیاه در تمام خاک‌ها به خوبی رشد می‌کند. سلمه یک چرخه جوانه‌زنی وابسته به دما دارد و برای جوانه‌زنی باید دمای خاک ۱۰ تا ۳۰ درجه سانتیگراد باشد.
این گیاه در اکثر مزارع، و به خصوص مزارع صیفی و غلات زیاد دیده می‌شود. برای مبارزه با سلمک می‌توان با استفاده از علف‌کش ترفلان به نسبت ۱/۲ تا ۲/۴ لیتر در هکتار قبل از رویش یا با تو – فور – دی به نسبت ۳ لیتر در هکتار بعد از رویش، اقدام کرد.

علف خرچنگ
نام علمی:
Digitaria sanguinalis
علف خرچنگ یک گیاه یکساله تابستانه است و از مشکلات مناطق معتدل و گرمسیری به شمار می‌رود. این علف‌هرز می‌تواند از محل گره‌های خود ریشه تولید کند، در نتیجه رشدی مشابه گونه‌های چند ساله دارد، اما تولید مثل آن عمدتاً از طریق تولید بذر زیاد صورت می‌گیرد. رسیدگی این گیاه طی تابستان است و سپس در اوخر تابستان یا پاییز بذر تولید می‌کند.

 

 

 

پیچک
نام علمی: Convolvulus arvensis
 پیچک یک گیاهی دولپه‌ای، علفی و چند ساله خزنده است و ساقه‌های تاک مانندی دارد ه به وی امکان می‌دهند در حالت پهن روی زمین باقی بماند یا به دور ساقه گیاهان دیگر بپیچد. ریشه‌های این گیاه قادرند تا عمق ۵ متری خاک نفوذ کنند و این علف هرز را قادر می‌سازد تا در خاک‌های خشکی که از نظر عناصر غذایی فقیر هستند بقا داشته و رقابت کند. پیچک می‌تواند توسط ریزوم و بذر تولید مثل نماید. ریشه‌کنی این علف‌هرز بسیار دشوار است، زیرا ریزوم‌های آن بسیار عیق هستند و بذر‌های آن نیز می‌توانند قوه نامیه خود را تا ۵۰ سال حفظ کنند.
مبارزه با پیچک به کمک عملیات زراعی مشکل است و باید از سموم نفوذی که ریشه را در عمق زمین نابود سازد استفاده کرد.
بهترین سم علف‌کش برای مبارزه با پیچک، مخصوصاً در ان زمان که در منتهای فعالیت است، تو – فور – دی می‌باشد. در مزراعی که به کارگیری ای سم خطرناک باشد می‌توان MCPA را به کار برد.

منبع:وبلاگ کشاورزی نوین عارف

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت٢:٠٠ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()
علف هرز

علف هرز به گروهی از گیاهان که می‌توانند در حد بالایی از لحاظ کمی و کیفی به محصولات سالانه و دایمی در یک سال خسارت بزنند گفته می‌شود. به بیان دیگر علف هرز گیاهی است که ناخواسته در زمین‌های کشاورزی رشد می‌کند و با رقابت با گیاه اصلی به کمیت و کیفیت کشت آسیب می‌زند.

تقسیم بندی علف‌های هرز از روی ویژگیهای ساقه

علفی‌ها
بوته‌ای‌ها
درختچه‌ای‌ها
شبه درختچه‌ای یا خشبی‌ها
شبه درختی‌ها و درختان

تقسیم بندی ساقه از روی محیط زندگی  

ساقه گیاهان دولپه‌ای علفی
ساقه گیاهان تک لپه‌ای
ساقه‌های تغییر شکل یافته
ساقه‌های هوایی خزنده
ساقه‌های زیرزمینی
ساقه‌های پیچان یا پیچکها
ساقه‌های برگ نما
ساقه‌های گوشتی
ساقه‌های خارنما

رده بندی گیاهشناسی

سیستماتیک یا رده بندی گیاهی و جایگاه علف‌های هرز در طبقه بندی گیاه شناسی:
گیاهان بدون آوند
آوندداران 
نهانزادان آوندی
دانه داران 
بازدانگان
نهاندانگان
دولپه ایها
تک لپه ایها
دم اسبیان


سرخس‌ها
 سرخس‌های آبزی
سرخس‌های خشکزی
پرسیاوشان معمولی
پرسیاوشان پاسیاه
سرخس صخره‌ای
سرخس مارزبان
سرخس بسفایج (بسپایک)
زنگی‌دارو
سرخس پرعقابی
سرخس پنجه‌ای
سرخس نر

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت۱:۳٩ ‎ب.ظتوسط ساره یاوری | نظرات ()


قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اخلاق اسلامی

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

download